گزارش «جهان اقتصاد» از رشد ۴ برابری تجدیدپذیرها
پارادوکس زمستان و وابستگی به گاز
گلناز پرتوی مهر - روزنامه نگار
صنعت برق، به عنوان ستون فقرات اقتصاد و زیربنای تمامی فعالیتهای صنعتی و خدماتی کشور، در تابستان سال ۱۴۰۵ با یکی از پیچیدهترین آزمونهای خود در دهههای اخیر روبرو شد. در شرایطی که شبکه سراسری با فشارهای ناشی از دماهای رکوردشکن – که میانگین آن در دو ماه کلیدی تابستان ۲.۵ درجه سانتیگراد بیش از میانگین دهه اخیر بود – و نیز تبعات ناشی از تنشهای امنیتی اخیر دست و پنجه نرم میکرد، حفظ پایداری شبکه نه یک دستاورد عادی، بلکه یک پیروزی لجستیکی و مدیریتی محسوب میشود.
شبکه برق ایران با مدیریت ظرفیت تولید حدود ۱۰۰ هزار مگاوات و مدیریت بار مصرفی در اوج ۷۵ هزار مگاوات، در تابستان امسال توانست از نقطه بحران عبور کند. فارغ از اعداد و ارقام، نکته حائز اهمیت در عملکرد اخیر صنعت برق، «مدیریت محدودیتها» بود. آمارهای رسمی نشان میدهد که محدودیتهای اعمالی برای تمامی تعرفهها نسبت به سال گذشته حدود ۴۷ درصد کاهش یافته است.
این دستاورد زمانی پررنگتر میشود که بدانیم تأمین برق بخش صنعت، به عنوان موتور محرک اقتصاد، ۱۳ درصد نسبت به سال قبل افزایش داشته است. این یعنی شبکه توانسته است اولویتبندی استراتژیک را در تخصیص انرژی رعایت کند؛ رویکردی که برای تداوم تولید در مجتمعهای پتروپالایشی و واحدهای صنعتی حیاتی است. کاهش ۵۳ درصدی محدودیتهای بخش خانگی نیز نشاندهنده بهبود نسبی در تعادل میان عرضه و تقاضا است.
شاید مهمترین خبر در تحولات ساختاری شبکه برق، گزارش رشد چهار برابری انرژیهای تجدیدپذیر باشد. در حالی که سالهاست ضرورت گذار از سوختهای فسیلی در نیروگاهها مطرح است، اکنون شواهد نشان میدهد که این گذار از مرحله تئوری خارج شده و به بخشی از سبد تولید برق کشور تبدیل شده است.
این رشد، نه تنها یک اقدام زیستمحیطی، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای کاهش ناترازی برق در ساعات پیک است. نیروگاههای خورشیدی و بادی، دقیقاً در زمانهایی که شبکه با فشار شدید سرمایشی (کولرها) مواجه است، میتوانند بخشی از بار شبکه را پوشش دهند. علاوه بر این، نوسازی شبکه با نصب ۹۰۰ هزار کنتور هوشمند و تبدیل ۶ هزار کیلومتر شبکه به کابل خودنگهدار، نشاندهنده حرکت به سمت «شبکههای هوشمند» (Smart Grids) است که خود باعث کاهش تلفات شبکه و افزایش پایداری در برابر حوادث غیرمترقبه میشود.
با وجود موفقیت در مدیریت پیک تابستان، سایه سنگین زمستان همچنان بر سر صنعت برق باقی است. شبکه برق کشور به شکلی بنیادین به شبکه گاز وابسته است. تجربه زمستانهای گذشته نشان داده که در صورت محدودیت در تأمین گاز نیروگاهها، ناگزیر باید به سمت سوخت مایع رفت. اما تغییر سوخت، تنها راهکار فنی نیست؛ این فرآیند با چالشهای لجستیکی، هزینههای انتقال سوخت و فشارهای زیستمحیطی همراه است.
تأکید مدیریت صنعت برق بر استمرار همراهی مردم و صنایع در زمستان پیشرو، هشداری است که نباید نادیده گرفته شود. حقیقت این است که شبکه برق در تابستان «مدیریت» شد، اما در زمستان ممکن است «محدود» شود. اگر برنامه مدیریت مصرف که از ابتدای مهرماه ابلاغ میشود، به درستی اجرا نشود، ناترازی گاز میتواند به راحتی به ناترازی برق تبدیل شود.
عملکرد شبکه برق در تابستان ۱۴۰۵، ترکیبی از سرمایهگذاریهای زیرساختی و مدیریت تقاضا بود. اینکه کشور توانست با وجود آسیبهای وارد شده به زیرساختها در جریان تنشهای اخیر و شرایط سخت جوی، بدون فروپاشی شبکه به فعالیت خود ادامه دهد، نشاندهنده استحکام بدنه فنی این صنعت است. با این حال، نباید فراموش کرد که کاهش ۳ درصدی مصرف در دو سال اخیر، اگرچه گامی مثبت است، اما کافی نیست.
برای عبور از چالشهای انرژی در سالهای آینده، رویکرد باید از «مدیریت بحران» به سمت «مدیریت بهینه و پایدار» تغییر یابد. سه محور اساسی برای این گذار عبارتند از:
۱. تداوم شتاب در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر: با هدف رسیدن به اعداد بالاتر از ۳۰ هزار مگاوات در پایان برنامه، تا وابستگی نیروگاههای حرارتی به سوختهای فسیلی کاهش یابد.
۲. هوشمندسازی شبکه: تکمیل پروژه نصب کنتورهای هوشمند و پیادهسازی زیرساختهای اندازهگیری پیشرفته (AMI) برای کنترل دقیقتر بار مصرفی.
۳. اصلاح الگوی مصرف سوخت: بهینهسازی راندمان نیروگاهها جهت کاهش مصرف سوخت به ازای هر کیلووات ساعت برق تولیدی.
صنعت برق کشور در تابستان ۱۴۰۵، سربلند از آزمونی سخت بیرون آمد. اما این پیروزی نباید به معنای پایان کار تلقی شود. زمستان پیشرو، میدان آزمون دیگری است؛ میدانی که در آن «پایداری شبکه» نه فقط به توان تولید، بلکه به توان مدیریت تقاضا و همکاری ملی وابسته است. شبکه برق کشور، یک موجود زنده است که برای ادامه حیات، نیازمند تغذیه مستمر از سوخت و تعادل در بار مصرفی است. حفظ این تعادل، وظیفهای است که هم بر دوش سیاستگذاران و هم بر دوش تمامی مصرفکنندگان، از واحدهای صنعتی بزرگ گرفته تا خانوارها، سنگینی میکند.