«جهان اقتصاد» گزارش می دهد

نقشه نجات برق ایران از خاموشی

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 189963
نقشه نجات برق ایران از خاموشی

 

خبر افزایش ظرفیت نیروگاه‌های خورشیدی کشور از یک‌هزار و ۲۵۰ مگاوات به هشت‌هزار مگاوات در مدت زمانی کوتاه، در ظاهر یک آمار امیدوارکننده از مسیر توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر است؛ اما در لایه‌های عمیق‌تر، نشانه‌ای از تغییر ناگزیر در ساختار صنعت برق ایران به شمار می‌رود. بر اساس اعلام وزیر نیرو، ظرفیت نیروگاه‌های خورشیدی تا پایان سال به حدود ۱۲ هزار مگاوات خواهد رسید؛ وعده‌ای که در صورت تحقق می‌تواند جایگاه انرژی خورشیدی را در سبد تولید برق کشور به شکل محسوسی ارتقا دهد.

این افزایش ظرفیت در شرایطی مطرح می‌شود که صنعت برق ایران سال‌هاست با مجموعه‌ای از چالش‌های انباشته دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ از رشد مصرف و فرسودگی بخشی از زیرساخت‌ها گرفته تا دشواری تأمین سوخت نیروگاه‌ها، محدودیت منابع مالی و فاصله میان قیمت تمام‌شده تولید برق و درآمد حاصل از فروش آن. در چنین شرایطی، توسعه نیروگاه‌های خورشیدی تنها یک انتخاب زیست‌محیطی یا فناورانه نیست، بلکه به ضرورتی اقتصادی و امنیتی تبدیل شده است.

ایران از نظر تابش خورشید، یکی از کشورهای دارای ظرفیت مناسب در منطقه محسوب می‌شود. گستردگی جغرافیایی، تنوع اقلیمی و وجود مناطق کم‌بارش و پرتابش، امکان احداث نیروگاه‌های خورشیدی در نقاط مختلف کشور را فراهم کرده است. این پراکندگی می‌تواند یکی از نقاط قوت انرژی‌های تجدیدپذیر باشد؛ زیرا تولید برق را از تمرکز بیش از حد در چند نیروگاه بزرگ دور می‌کند و فشار بر شبکه انتقال را کاهش می‌دهد.

با این حال، افزایش ظرفیت اسمی نیروگاه‌ها به‌تنهایی به معنای حل مسئله برق نیست. نیروگاه خورشیدی در ساعات تابش، برق تولید می‌کند و در ساعات شب یا هنگام کاهش شدت تابش، تولید آن افت می‌یابد. بنابراین، توسعه خورشیدی باید همزمان با تقویت شبکه، ایجاد ظرفیت ذخیره‌سازی، توسعه نیروگاه‌های پشتیبان و اصلاح الگوی مصرف دنبال شود. اگر این اجزا در کنار یکدیگر دیده نشوند، ممکن است بخشی از ظرفیت ایجادشده در زمان اوج نیاز، امکان پاسخگویی کامل به تقاضا را نداشته باشد.

از این منظر، رسیدن به ظرفیت ۱۲ هزار مگاواتی یک هدف مهم است، اما کیفیت برنامه‌ریزی برای بهره‌برداری از این ظرفیت اهمیت بیشتری دارد. شبکه برق کشور باید بتواند تولید پراکنده و متغیر نیروگاه‌های خورشیدی را مدیریت کند. توسعه خطوط انتقال و پست‌های برق، نصب تجهیزات کنترل هوشمند و ایجاد سازوکارهای دقیق برای پیش‌بینی تولید، از الزامات این مسیر است. در غیر این صورت، فاصله میان ظرفیت نصب‌شده و برق قابل اتکا همچنان باقی خواهد ماند.

نکته مهم دیگر، نقش بخش خصوصی در اجرای طرح‌های جدید است. وزیر نیرو بر اصلاح اقتصاد برق و جذاب‌تر شدن محیط کسب‌وکار برای سرمایه‌گذاران تأکید کرده و اجرای پروژه‌هایی مانند نیروگاه دالاهو را نمونه‌ای از استفاده از ظرفیت بخش خصوصی دانسته است. واقعیت این است که دولت به‌تنهایی توان تأمین منابع مالی مورد نیاز برای نوسازی و توسعه صنعت برق را ندارد. حجم سرمایه‌گذاری مورد نیاز، گستردگی پروژه‌ها و ضرورت اجرای سریع طرح‌ها، حضور سرمایه‌گذاران غیردولتی را به یک ضرورت تبدیل کرده است.

اما سرمایه‌گذار زمانی وارد صنعت برق می‌شود که چشم‌انداز بازگشت سرمایه روشن باشد. بی‌ثباتی مقررات، تأخیر در پرداخت مطالبات، دشواری دسترسی به منابع ارزی و بانکی و نبود تضمین‌های پایدار، می‌تواند جذابیت این بازار را کاهش دهد. بنابراین، اصلاح اقتصاد برق تنها با تغییر چند تعرفه یا صدور بخشنامه محقق نمی‌شود. سرمایه‌گذار به قراردادهای شفاف، قیمت‌گذاری قابل پیش‌بینی، تضمین خرید برق و امکان انتقال یا فروش مطمئن انرژی نیاز دارد.

در این میان، حمایت دولت از صنایع برای احداث نیروگاه‌های اختصاصی نیز می‌تواند بخشی از فشار موجود بر شبکه سراسری را کاهش دهد. اختصاص زمین، استفاده از تسهیلات صندوق توسعه ملی و منابع بانکی و فراهم کردن امکان بهره‌گیری صنایع از ظرفیت شبکه، به بنگاه‌های بزرگ اجازه می‌دهد بخشی از نیاز برق خود را مستقل از شبکه عمومی تأمین کنند. چنین اقدامی، به‌ویژه برای صنایعی که مصرف برق بالایی دارند، می‌تواند از توقف خطوط تولید در زمان اوج مصرف جلوگیری کند.

 

البته نیروگاه‌های اختصاصی صنعتی نیز نباید به طرح‌هایی جدا از سیاست ملی انرژی تبدیل شوند. لازم است تولید این نیروگاه‌ها با نیاز واقعی صنایع، ظرفیت شبکه و برنامه توسعه تجدیدپذیرها هماهنگ باشد. همچنین باید مشخص شود که سهم انرژی خورشیدی، گازی یا سایر منابع در این نیروگاه‌ها چگونه تعیین می‌شود و چه تمهیداتی برای کاهش آلایندگی و مصرف سوخت در نظر گرفته خواهد شد.

اظهارات وزیر نیرو درباره اینکه ظرفیت فعلی تولید برق، در صورت اصلاح الگوی مصرف، می‌تواند نیاز کشور را تأمین کند، بخش دیگری از واقعیت صنعت برق را برجسته می‌کند. در ایران، مسئله برق فقط کمبود تولید نیست؛ بلکه نحوه مصرف، زمان مصرف و میزان اتلاف نیز نقش تعیین‌کننده دارد. افزایش مصرف در ساعات اوج، استفاده ناکارآمد از تجهیزات سرمایشی، فرسودگی لوازم برقی و مصرف بالای برخی بخش‌های صنعتی و کشاورزی، فشار مضاعفی بر شبکه وارد می‌کند.

اصلاح مصرف نیز نباید به توصیه‌های کلی و مقطعی محدود شود. مدیریت مصرف زمانی موفق خواهد بود که برای مردم و صنایع قابل فهم، عادلانه و اقتصادی باشد. مشترکی که در ساعات اوج مصرف، برق کمتری استفاده می‌کند، باید مشوق واقعی دریافت کند و مشترک پرمصرف نیز باید هزینه بیشتری بپردازد. در کنار آن، ارتقای بهره‌وری تجهیزات، توسعه کنتورهای هوشمند و اصلاح الگوی مصرف در ساختمان‌ها می‌تواند اثر بیشتری از خاموش کردن چراغ‌های غیرضروری داشته باشد.

شرایط شبکه برق کشورهای منطقه و حتی برخی کشورهای اروپایی در تابستان امسال نیز نشان می‌دهد بحران برق، مسئله‌ای محدود به ایران نیست. افزایش دما، رشد تقاضای سرمایشی، اختلال در زنجیره تأمین سوخت و فشار بر زیرساخت‌های قدیمی، بسیاری از کشورها را با خاموشی و قطعی مواجه کرده است. با این حال، مقایسه وضعیت ایران با دیگر کشورها نباید بهانه‌ای برای نادیده گرفتن ضعف‌های داخلی باشد. پایداری شبکه باید بر اساس نیاز و انتظارات مردم سنجیده شود، نه صرفاً در مقایسه با عملکرد دیگران.

اینکه کشور بیش از ۲۰ سال با خاموشی سراسری یا بلک‌اوت مواجه نشده، دستاورد قابل توجهی است؛ اما حفظ این وضعیت نیازمند تصمیم‌های دشوار و سرمایه‌گذاری مستمر است. رشد جمعیت، توسعه شهرنشینی، افزایش استفاده از تجهیزات سرمایشی و گسترش صنایع، تقاضای برق را در سال‌های آینده بیشتر خواهد کرد. بنابراین، اتکا به ظرفیت‌های موجود، بدون توسعه همزمان تولید، انتقال و مدیریت مصرف، نمی‌تواند راه‌حل پایدار باشد.

اولویت اعلام‌شده برای ورود سریع نیروگاه‌های جدید به مدار، از همین منظر اهمیت دارد. سرعت در اجرای پروژه‌ها ضروری است، اما نباید کیفیت مطالعات، انتخاب محل، تأمین تجهیزات و اتصال به شبکه را تحت‌الشعاع قرار دهد. پروژه‌ای که بدون برنامه اتصال مناسب یا مدل مالی پایدار ساخته شود، ممکن است در کوتاه‌مدت آمار ظرفیت نصب‌شده را افزایش دهد، اما در بلندمدت به بار تازه‌ای بر دوش صنعت برق تبدیل خواهد شد.

در نهایت، توسعه انرژی خورشیدی را باید بخشی از یک اصلاح بزرگ‌تر دانست؛ اصلاحی که از اقتصاد برق آغاز می‌شود، به سرمایه‌گذاری و فناوری می‌رسد و با تغییر رفتار مصرف‌کنندگان کامل می‌شود. رسیدن به ۱۲ هزار مگاوات، اگر با اصلاح ساختار مالی، تقویت شبکه و مشارکت واقعی مردم و بخش خصوصی همراه باشد، می‌تواند نقطه عطفی در صنعت برق کشور باشد. اما اگر این عدد تنها در حد ظرفیت نصب‌شده باقی بماند، فاصله میان وعده و واقعیت همچنان پابرجا خواهد بود.

خورشید برای تولید برق فرصت بزرگی در اختیار ایران گذاشته است؛ مسئله اصلی اکنون این است که آیا سیاست‌گذاری، سرمایه‌گذاری و مدیریت شبکه می‌توانند این فرصت را به برق پایدار و قابل اتکا برای مردم و تولید تبدیل کنند یا نه.

 

ارسال نظر