جهان اقتصاد گزارش می دهد؛
حمل و نقل عمومی تهران برای مهر آماده است؟
رضا پورحسین ـ روزنامه نگار
جهان اقتصاد: تهران برای بازگشایی مدارس آماده نیست و این موضوع را میتوان از وضعیت فعلی شبکه حملونقل عمومی و ترافیک شهری بهروشنی مشاهده کرد.
در حالی که هنوز در میانه تابستان بهسر میبریم و مدارس رسماً بازگشایی نشدهاند، خیابانهای تهران هر روز با حجم سنگینی از خودروها مواجه است که حرکت را کند و طاقتفرسا کرده است.
اتوبوسها که قرار است ستون فقرات جابهجایی روزانه مردم باشند، اغلب چنان پر از مسافر هستند که جایی برای سوار شدن افراد جدید باقی نمیماند و بسیاری از شهروندان ناچار میشوند مدتها در ایستگاه منتظر بمانند یا به تاکسیهای اینترنتی و خودروهای شخصی روی بیاورند.
این وضعیت نشان میدهد که ظرفیت فعلی حملونقل عمومی حتی برای نیازهای روزهای عادی تابستان هم کافی نیست، چه برسد به زمانی که هزاران دانشآموز و والدین آنها به جمع مسافران صبحگاهی و عصرگاهی اضافه شوند.
بازگشایی مدارس معمولاً یکی از نقاط اوج ترافیک سالانه تهران است. هزاران مدرسه در نقاط مختلف شهر، جریانهای جدیدی از سفرهای کوتاه و متوسط ایجاد میکنند که عمدتاً در ساعات اوج صبح و عصر متمرکز میشوند.
اگر شبکه اتوبوسرانی و مترو نتواند این بار اضافی را جذب کند، نتیجه چیزی جز تشدید تراکم، افزایش زمان سفر، بالا رفتن آلودگی هوا و فشار مضاعف بر اعصاب شهروندان نخواهد بود.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هر بار مدارس باز میشوند، صفهای طولانی در ایستگاههای اتوبوس و مترو شکل میگیرد و بسیاری از دانشآموزان مجبور میشوند با تأخیر به کلاس برسند.
این تأخیرها نه تنها بر کیفیت آموزش اثر منفی میگذارد، بلکه والدین را نیز وادار میکند برنامههای کاری خود را مختل کنند یا از خودروهای شخصی استفاده بیشتری داشته باشند که خود به تشدید ترافیک دامن میزند.
مشکل اصلی این است که شهرداری تهران طی سالهای اخیر بخش قابلتوجهی از منابع خود را صرف پروژهها و هزینههای حاشیهای کرده است که اولویت واقعی مردم نیستند.
توسعه فضاهای نمایشی، پروژههای عمرانی کمبازده یا هزینههای جاری غیرضروری، منابع محدود را از مسیر اصلی منحرف کرده است. در حالی که نیاز حیاتی شهر، تقویت ناوگان اتوبوسرانی، افزایش تعداد واگنهای مترو، بهبود خطوط تغذیه و ایجاد مسیرهای اختصاصی برای حملونقل عمومی است.
وقتی اتوبوسها در ترافیک سنگین گرفتار میشوند و نمیتوانند بهموقع به ایستگاه برسند، یا وقتی تعداد اتوبوسها آنقدر کم است که فاصله حرکت آنها به چندین دقیقه میرسد، مردم چارهای جز استفاده از خودروی شخصی نمیبینند. این چرخه معیوب تنها با تغییر اولویتهای بودجهای شکسته میشود.
شهرداری باید هزینههای حاشیهای را بهطور جدی شناسایی و حذف کند. این هزینهها شامل پروژههایی است که تأثیر مستقیم و فوری بر زندگی روزمره شهروندان ندارند و منابع را از بخشهایی که مردم هر روز با آنها سروکار دارند، میگیرند.
بهجای آن، باید سرمایهگذاری متمرکز بر خرید اتوبوسهای جدید، نوسازی ناوگان فرسوده، توسعه خطوط مترو و ایجاد سیستمهای هوشمند مدیریت ترافیک صورت گیرد.
افزایش ظرفیت حملونقل عمومی نه تنها ترافیک را کاهش میدهد، بلکه کیفیت زندگی را بالا میبرد، آلودگی هوا را کم میکند و دسترسی عادلانهتری به امکانات شهری فراهم میآورد.
مردم تهران به وعدههای تکراری نیاز ندارند؛ آنها به اتوبوسهایی نیاز دارند که جا داشته باشند و بهموقع برسند، به مترویی که در ساعات اوج ظرفیت کافی داشته باشد و به سیستمی که اولویت را به جابهجایی جمعی بدهد نه به خودروهای شخصی.
اگر این تغییر اولویت اتفاق نیفتد، بازگشایی مدارس به بحرانی جدید تبدیل خواهد شد.
ترافیک سنگینتر، اتوبوسهای شلوغتر و نارضایتی گستردهتر نتیجه اجتنابناپذیر وضعیت فعلی است.
تهران ظرفیت تحمل این فشار اضافی را ندارد مگر آنکه شهرداری از امروز تصمیم بگیرد منابع را بهسوی نیاز اصلی مردم هدایت کند.
توسعه واقعی حملونقل عمومی تنها راهی است که میتواند شهر را برای فصل جدید تحصیلی آماده کند و از تکرار مشکلات همیشگی جلوگیری نماید. مردم انتظار دارند مدیریت شهری بهجای هزینههای حاشیهای، روی آنچه زندگی روزمره آنها را آسانتر میکند تمرکز کند و این انتظار کاملاً منطقی و ضروری است.