«جهان اقتصاد» گزارش می دهد
کولرها در خط مقدم بحران برق
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
در نخستین روزهای شهریور، شبکه برق ایران بار دیگر به نقطهای رسیده است که در آن، هر درجه افزایش دما میتواند معادلات تولید و مصرف را تغییر دهد. بازگشت موج گرمای شدید، همزمان با تداوم مصرف بالای برق، فشار مضاعفی بر شبکه سراسری وارد کرده و پیشبینیها از عبور تقاضای برق از مرز ۷۵ هزار مگاوات حکایت دارد؛ رقمی که شهریور را به یکی از حساسترین مقاطع سال جاری برای صنعت برق تبدیل کرده است.
آنچه این روزها بیش از هر چیز در مرکز توجه قرار گرفته، سهم قابل توجه وسایل سرمایشی در مصرف برق کشور است. بر اساس اعلام مسئولان صنعت برق، کولرهای گازی، کولرهای آبی و دیگر تجهیزات سرمایشی در هفته نخست شهریور حدود ۳۵ هزار مگاوات برق مصرف کردهاند؛ ظرفیتی که با مصرف برق مصر یا مجموع مصرف برق ۶ کشور همسایه برابری میکند. این مقایسه، تصویری روشن از عمق وابستگی مصرف برق ایران به دمای هوا و تجهیزات سرمایشی ارائه میدهد.
مسئله تنها افزایش مصرف نیست؛ چالش اصلی، همزمانی افزایش تقاضا با محدودیتهای فنی شبکه است. در روزهای گرم، تجهیزات برق از جمله نیروگاهها، پستهای انتقال و توزیع و خطوط شبکه، تحت فشار حرارتی قرار میگیرند. گرمای شدید موجب کاهش توان عملیاتی برخی تجهیزات و افزایش احتمال بروز نقص فنی میشود. در چنین شرایطی، حتی یک اختلال کوچک در بخشی از شبکه میتواند به خاموشیهای زنجیرهای یا محدودیتهای ناخواسته منجر شود.
از این منظر، مصرف وسایل سرمایشی تنها یک رفتار فردی یا خانوادگی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت انرژی و پایداری زیرساختهای کشور ارتباط پیدا میکند. زمانی که میلیونها مشترک در یک بازه زمانی مشخص کولرهای خود را با حداکثر توان روشن میکنند، شبکه با موجی از تقاضا مواجه میشود که مدیریت آن نیازمند برنامهریزی دقیق، ظرفیت آماده تولید و همراهی مشترکان است.
اوج مصرف برق در ایران معمولاً به ساعات گرم روز و همچنین ساعات ابتدایی شب مربوط میشود. در این بازهها، استفاده از وسایل سرمایشی با فعالیتهای روزمره، روشنایی، تجهیزات اداری، تجاری و صنعتی همزمان میشود. به همین دلیل، مدیریت مصرف در ساعات ۱۲ تا ۱۸ و ۲۰ تا ۲۳ اهمیت بیشتری دارد. کاهش حتی چند درصدی مصرف در این ساعات میتواند از عبور بار شبکه از ظرفیت ایمن جلوگیری کند و نیاز به اعمال خاموشیهای اضطراری را کاهش دهد.
با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که مدیریت مصرف نباید صرفاً به توصیههای مقطعی در روزهای بحرانی محدود شود. بخش قابل توجهی از مصرف برق کشور به ساختمانهایی مربوط است که از نظر عایقبندی، طراحی معماری، پنجرهها و تجهیزات سرمایشی، استانداردهای بهینهای ندارند. در بسیاری از ساختمانهای اداری، تجاری و مسکونی، کولرها با ظرفیت نامتناسب کار میکنند یا دمای آنها بسیار پایینتر از سطح مورد نیاز تنظیم میشود. این وضعیت، بدون آنکه الزاماً آسایش بیشتری ایجاد کند، مصرف برق را به شکل محسوسی افزایش میدهد.
تنظیم دمای کولرهای گازی روی ۲۵ درجه و استفاده از کولرهای آبی در دور کند، از اقدامات زمانیترین اقداماتی است که میتواند به کاهش فشار بر شبکه کمک کند. اما اهمیت این اقدامات زمانی بیشتر میشود که به صورت جمعی انجام گیرد. یک مشترک به تنهایی ممکن است اثر محدودی بر شبکه داشته باشد، اما کاهش مصرف در میلیونها واحد مسکونی، اداری و تجاری میتواند به آزاد شدن هزاران مگاوات ظرفیت منجر شود.
در این میان، تفاوت مناطق مختلف کشور نیز باید مورد توجه قرار گیرد. مناطق جنوبی و گرمسیر، به دلیل دمای بالاتر و طولانیتر بودن دوره استفاده از وسایل سرمایشی، امکان کاهش مصرف محدودی دارند و بخش مهمی از نیاز برق آنها ماهیتی ضروری دارد. در مقابل، در مناطق معتدلتر، فرصت بیشتری برای مدیریت مصرف، کاهش استفاده از کولر یا تنظیم دمای تجهیزات وجود دارد. بنابراین، سیاست مدیریت مصرف باید متناسب با شرایط اقلیمی و توان اقتصادی خانوارها طراحی شود و نمیتوان نسخهای یکسان برای همه مناطق کشور تجویز کرد.
از سوی دیگر، فشار بر شبکه فقط به بخش خانگی مربوط نیست. صنایع بزرگ نیز در دوره اوج مصرف با محدودیتها و سازوکارهای ویژهای مواجه میشوند. بر اساس برنامهریزی انجامشده، صنایع موظف شدهاند برق مازاد بر سهمیه خود را از مسیرهای مشخص بازار انرژی، از جمله بورسلوهای برق سبز و آزاد، تأ آزاد، تأمین کنند. این سازوکار میتواند به شفافتر شدن معاملات برق و مدیریت بهتر تقاضا کمک کند؛ اما موفقیت آن به فراهم بودن ظرفیت عرضه، شفافیت قیمتها و امکان برنامهریزی دقیق برای مصرفکنندگان عمده بستگی دارد.
واقعیت این است که بحران برق ایران در روزهای گرم، حاصل یک عامل واحد نیست. افزایش دما و رشد استفاده از کولرها تنها یکی از حلقههای این زنجیره است. رشد مصرف، فرسودگی بخشی از شبکه، محدودیت سرمایهگذاری، راندمان پایین برخی تجهیزات، توسعه نامتوازن شهرها و ضعف بهرهوری انرژی، مجموعه عواملی هستند که در زمان اوج گرما خود را آشکار میکنند. به همین دلیل، عبور از روزهای دشوار شهریور نباید به معنای پایان مسئله تلقی شود؛ بلکه باید فرصتی برای بازنگری در الگوی مصرف و سیاستهای توسعه صنعت برق باشد.
یکی از مهمترین درسهای این وضعیت آن است که تأمین برق پایدار تنها با افزایش تولید امکانپذیر نیست. ساخت نیروگاههای جدید، توسعه خطوط انتقال و افزایش ظرفیت شبکه ضروری است، اما اگر رشد مصرف بدون اصلاح الگوی تقاضا ادامه پیدا کند، ظرفیتهای تازه نیز در مدت کوتاهی با فشار مواجه خواهند شد. مدیریت مصرف، بهینهسازی ساختمانها، توسعه تجهیزات کممصرف و اصلاح تعرفهها در کنار سرمایهگذاری در تولید برق، باید به صورت همزمان دنبال شود.
در کوتاهمدت، همکاری مشترکان در کاهش مصرف غیرضروری، بهویژه در ساعات اوج بار، مهمترین ابزار برای عبور ایمن از موج گرماست. خاموش کردن وسایل غیرضروری، استفاده نکردن همزمان از تجهیزات پرمصرف، سرویس منظم کولرها و تنظیم درست دمای آنها، اقداماتی ساده اما اثرگذار هستند. در بلندمدت نیز اصلاح معماری شهری، گسترش انرژیهای تجدیدپذیر، ارتقای بهرهوری صنایع و ایجاد مشوقهای واقعی برای کاهش مصرف، باید در دستور کار قرار گیرد.
شهریور امسال بار دیگر نشان داد که کولرها فقط وسایل رفاهی خانهها و محلهای کار نیستند؛ آنها به یکی از تعیینکنندهترین عوامل پایداری شبکه برق تبدیل شدهاند. وقتی مصرف وسایل سرمایشی به اندازه برق ۶ کشور همسایه میرسد، مدیریت چند درجه دمای کولر و چند ساعت کاهش مصرف، دیگر توصیهای ساده و فردی نیست؛ بلکه بخشی از مسئولیت عمومی برای حفظ زیرساختی است که زندگی اقتصادی و اجتماعی کشور به آن وابسته است. عبور از این روزهای گرم، نیازمند همراهیسته است. عبور از این روزهای گرم، نیازمند همراهی مردم نیازمند تصمیمی پایدار برای پایان دادن به چرخه تکراری اوج مصرف، فشار بر شبکه و خاموشیهای ناخواسته است.