گزارش«جهان اقتصاد» از احیای شریان‌های گازی کشور پس از نبرد در خلیج فارس

موازنه گاز روی لبه تیغ پاییز

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 189570
موازنه گاز روی لبه تیغ پاییز

نبض توسعه ایران همواره در کرانه‌های نیلگون خلیج فارس و در قلب تپنده پارس جنوبی می‌زند؛ جایی که در گرماگرم نبردهای ژئوپلیتیک اخیر، هدف مستقیم تهاجم موشکی قرار گرفت. اصابت موشک های سنگین به زیرساخت‌های حیاتی چهار پالایشگاه گازی بزرگ کشور در عسلویه ظرف مدت کوتاه چند دقیقه‌ای، نه‌تنها اراده پدافندی و تاب‌آوری صنعتی کشور را محک زد، بلکه کشور را با یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های تاریخ انرژی خود یعنی از دست رفتن ناگهانی نزدیک به یک‌سوم از کل توان تولید گاز ایران مواجه ساخت. با این حال، گزارش‌های رسمی در اواخر مرداد ۱۴۰۵ حاکی از پیشرفت چشمگیر در عملیات بازسازی و بازگشت ۶۰ تا ۷۰ درصدی ظرفیت‌های آسیب‌دیده به مدار تولید است. این نبرد مهندسی، هرچند کورسویی از امید را برای مهار بحران خاموشی و سرما زنده نگه داشته، اما واقعیت‌های آماری نشان می‌دهند که موازنه گاز کشور همچنان روی لبه تیغ راه می‌رود.

پالایشگاه‌های هدف، نقش ستون فقرات شبکه سراسری گاز را ایفا می‌کردند که مستقیماً خوراک صنایع بزرگ، نیروگاه‌های برق و گاز خانگی را تأمین می‌کردند. قطع ناگهانی این حجم از انرژی، زنگ خطری جدی را برای ثبات صنعتی و اقتصادی کشور به صدا درآورد. از همان روزهای نخست، پرسش اصلی تحلیلگران این بود: مهندسان داخلی با تکیه بر قطعات ملی و فناوری‌های جایگزین، با چه سرعتی می‌توانند این حفره عمیق تولیدی را ترمیم کنند؟

گزارش‌های میدانی اواخر مرداد ۱۴۰۵ گویای آن است که مهندسان و تکنسین‌های صنعت نفت و گاز موفق شده‌اند بخش عمده‌ای از آوارهای فنی را پاک‌سازی کرده و با دور زدن چالش تأمین قطعات حساس، ۶۰ تا ۷۰ درصد از ظرفیت آسیب‌دیده را مجدداً به مدار تولید تزریق کنند. به زبان ارقام، این تلاش جهادی یعنی بازگشت روزانه حدود ۱۴۰ تا ۱۶۰ میلیون مترمکعب گاز به لوله‌های سراسری.

طبق برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده، انتظار می‌رود بخش دیگری از این ظرفیت تا پایان مهرماه سال جاری احیا شود و بخش اعظم کار تا آذرماه به سرانجام برسد تا بحران در ماه‌های اولیه سرما مهار شود. با وجود این موفقیت بزرگ، یک واقعیت تلخ فنی همچنان پابرجا است: بازسازی کامل تجهیزات بسیار پیشرفته، برج‌های تقطیر آسیب‌دیده و توربوکمپرسورهای غول‌پیکر با توجه به شرایط تحریمی، فرآیندی زمان‌بر است. برآوردهای فنی نشان می‌دهند که احیای کامل و بازگشت قطعی ۱۳۰ میلیون مترمکعب باقی‌مانده از ظرفیت کل پالایشگاه‌های عسلویه، به دلیل نیاز به بازسازی بنیادین زیرساخت‌ها، دست‌کم به یک و نیم تا دو سال زمان نیاز دارد. این یعنی کشور باید در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، نبود این حجم از گاز را در محاسبات انرژی خود لحاظ کند.

هرچند بازگشت ۶۰ تا ۷۰ درصدی ظرفیت مایه خرسندی و نشان‌دهنده پویایی بخش فنی صنعت نفت است، اما نباید دچار خطای محاسباتی شد. ناترازی گاز در ایران، حتی پیش از حملات اخیر نیز یک بحران ساختاری و مزمن بود. افت فشار مخازن پارس جنوبی از یک سو و رشد بی‌رویه مصرف خانگی و صنعتی از سوی دیگر، کشور را در فصول سرد با کسری مواجه می‌کرد. حالا با اضافه شدن کسری ناشی از حملات، زنگ هشدار برای افت فشار گاز در حداقل ۱۱ استان کشور، به‌ویژه استان‌های شمالی و شمال شرقی نظیر خراسان شمالی، مازندران و گلستان که در انتهای خطوط انتقال قرار دارند، رساتر از همیشه به گوش می‌رسد.

پیش‌بینی‌های هواشناسی و انرژی نشان می‌دهند که اگر پاییز و زمستان پیش‌رو با کاهش شدید دما همراه باشد، ناترازی گاز کشور می‌تواند به ارقام بی‌سابقه‌ای نزدیک به ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز برسد. در چنین شرایطی، حتی بازگشت بخش عمده ظرفیت آسیب‌دیده نیز نمی‌تواند به تنهایی مانع از بروز تنگناهای توزیع شود.

برای عبور از این دالان تاریک و سرد، سیاست‌گذاران حوزه انرژی کشور گزینه‌های محدودی روی میز دارند که باید به سرعت و به صورت هم‌زمان به اجرا درآورند:

۱. مدیریت مصرف در بخش خانگی و تجاری: گاز خانگی همواره به عنوان خط قرمز دولت‌ها مطرح بوده است. اما در شرایط کنونی، ایجاد الگوهای تنبیهی و تشویقی سخت‌گیرانه برای کنترل مصرف گاز شهری و دولتی، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت امنیتی است. کاهش حتی یک درجه‌ای دمای منازل و ادارات می‌تواند معادل تولید چندین فاز پارس جنوبی، گاز به شبکه تزریق کند.

۲. تغییر آرایش سوخت نیروگاه‌ها و صنایع: از هم‌اکنون نیروگاه‌های برق و صنایع بزرگی چون فولاد، سیمان و پتروشیمی‌ها باید خود را برای استفاده گسترده از سوخت‌های مایع جایگزین (نظیر گازوئیل و مازوت) آماده کنند. هرچند این امر اثرات زیست‌محیطی نامطلوبی در پی دارد، اما حفظ پایداری شبکه برق و جلوگیری از خاموشی‌های گسترده در اولویت نخست قرار دارد.

۳. دیپلماسی انرژی و سوآپ گاز: واردات یا سوآپ گاز از کشورهای همسایه شمالی مانند ترکمنستان و آذربایجان در ماه‌های سرد سال می‌تواند به عنوان سوپاپ اطمینان عمل کند و فشار را بر شبکه سراسری، به‌ویژه در استان‌های شمالی کشور کاهش دهد.

حملات موشکی به عسلویه اگرچه یک تهدید امنیتی سنگین و یک زیان اقتصادی بزرگ بود، اما یک درس استراتژیک را برای حاکمیت انرژی ایران به همراه داشت: تمرکز بیش از حد ظرفیت‌های فرآورش و تولید گاز کشور در یک نقطه جغرافیایی خاص (منطقه عسلویه و کنگان) پاشنه آشیل امنیت ملی است. پدافند غیرعامل ایجاب می‌کند که در سال‌های پیش‌رو، توسعه مخازن گازی پراکنده در مرکز و فلات قاره کشور سرعت گیرد و زنجیره تأمین انرژی از تک‌محصولی بودن و تمرکز جغرافیایی خارج شود.

در نهایت، سرعت عمل در احیای حدود دو‌سوم از ظرفیت آسیب‌دیده در بازه زمانی کوتاه چندماهه، گواهی بر توان فنی و مهندسی داخلی است. اما آزمون واقعی این صنعت در ماه‌های سرد سال ۱۴۰۵ رقم خواهد خورد؛ جایی که مدیریت مصرف، دیپلماسی فعال و هماهنگی میان‌بخشی باید دست به دست هم دهند تا ققنوس برخاسته از آتش عسلویه، گرمابخش خانه‌ها و چرخ‌دهنده‌های صنایع ایران در زمستان پیش‌رو باشد.

 

ارسال نظر