«جهان اقتصاد» گزارش می دهد
آیا هوش مصنوعی، ترمزِ گذار انرژی است؟
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
در حالی که جهان با شتابی بیسابقه به سمت «عصر هوش مصنوعی» حرکت میکند، یک حقیقت تلخ و نگرانکننده در پسِ پردهی این پیشرفت خیرهکننده در حال ظهور است: هوش مصنوعی، آنگونه که بازاریابان وعده میدادند، فرشتهی نجات اقلیمی نیست؛ بلکه به کاتالیزوری برای احیای امپراتوری سوختهای فسیلی تبدیل شده است. این یک تناقض بنیادین در بطن مدرنیته است؛ جایی که قهرمانانِ عصر دیجیتال، یعنی غولهای فناوری، در تقابل میان «توسعه» و «تعهدات اقلیمی»، دومی را به قربانگاه بردهاند.
تا همین چند سال پیش، مدیران ارشد شرکتهای فناوری با حرارت از تعهدات «کربن صفر» سخن میگفتند. آنها خود را پیشگامان دنیای پاک معرفی میکردند و با خرید اعتبارات کربن و سرمایهگذاری در پروژههای خورشیدی، تصویری از حامیان محیطزیست ساخته بودند. اما واقعیتِ آماریِ سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، این نقاب را کنار زده است. گزارشها نشان میدهد که انتشار کربن مایکروسافت، گوگل و آمازون با نرخهای دو رقمی در حال افزایش است؛ رشدی که تقریباً بهطور کامل با اشتهای سیریناپذیرِ زیرساختهای هوش مصنوعی گره خورده است.
این سه شرکت تنها در یک سال مالی، نزدیک به ۱۹ میلیون تن دیاکسید کربن وارد جو کردهاند؛ حجمی که با یکسومِ کل انتشار فرانسه برابری میکند. وقتی از رشد «دو رقمی» سخن میگوییم، یعنی با یک ناهنجاری ساختاری روبرو هستیم. این دادهها ثابت میکنند که مدلهای زبانی بزرگ و مراکز داده عظیم، به اندازه یک صنعت سنگینِ قدیمی، منابع انرژی میبلعند.
ماجرا زمانی ابعاد خطرناکتری به خود میگیرد که نگاهی به استراتژیهای تامین انرژی این شرکتها بیندازیم. اقدام اخیر آمازون در سرمایهگذاری برای ساخت یک نیروگاه بزرگ گازسوز در جنوب تگزاس، نه یک استثنا، بلکه یک «سرمشق» است. این نیروگاه با ظرفیت تولید ۳۳ میلیون تن دیاکسید کربن در سال، نه تنها با اهداف کربنزدایی همخوانی ندارد، بلکه یک گام رو به عقب تاریخی است.
اینگونه اقدامات نشان میدهد که شرکتهای فناوری در مواجهه با کمبود برق، به «سریعترین» راه حل دست میزنند؛ و در جغرافیای انرژی جهان، «سریعترین» همیشه به معنای «آلایندهترین» است. مراکز داده، برخلاف نیروگاههای خورشیدی یا بادی، به جریان مداوم و بیوقفه برق نیاز دارند. سیستمهای تجدیدپذیر، با وجود تمام پیشرفتها، هنوز نمیتوانند این سطح از تقاضای لحظهای و پایدار را بدون ذخیرهسازهای عظیم تامین کنند. نتیجه این است: غولهای دیجیتال، برای روشن نگه داشتن مغزهای مصنوعی خود، نیروگاههای فسیلی را احیا میکنند.
مقاله منتشر شده در ژورنال علمی معتبر «نیچر»، ضربه نهایی را به پیکرهی ادعاهای سبزِ شرکتهای فناوری وارد کرده است. این پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی نه تنها باعث کاهش انتشار نخواهد شد، بلکه در خوشبینانهترین سناریوها، بین ۰.۴۷ تا ۱.۸ میلیارد تن بر انتشار سالانه جهانی دیاکسید کربن خواهد افزود.
دلیل این امر در «سود اقتصادی» نهفته است. هوش مصنوعی با بهینهسازی عملیات در صنعت استخراج سوختهای فسیلی، هزینهها را کاهش میدهد و بهرهوری را بالا میبرد. وقتی استخراج نفت و گاز به لطف هوش مصنوعی ارزانتر شود، انگیزه برای استفاده از این سوختها نیز افزایش مییابد. در واقع، هوش مصنوعی در حال انجامِ یک «مهندسی معکوس» در گذار انرژی است؛ آنجا که قرار بود ما را از فسیلها دور کند، اکنون دارد به ستون فقراتِ بهرهوری سوختهای فسیلی تبدیل میشود.
برای اینکه تأثیرات اقلیمی هوش مصنوعی خنثی شود، بخش انرژیهای تجدیدپذیر باید حداقل چهار تا پنج برابر سریعتر از بخش سوختهای فسیلی توسعه یابد. در شرایط فعلیِ ژئوپلیتیک و بازارهای انرژی جهان، چنین جهشی نه تنها بعید، بلکه با ساختارهای فعلی اقتصاد غیرممکن به نظر میرسد.
ما در یک بنبستِ بزرگ گرفتار شدهایم. هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای بهرهوری، قدرت بازآفرینی صنایع را دارد، اما این «قدرت» بدون مدیریتِ منابعِ انرژی، به جای نجاتِ کره زمین، در حال سوخترسانی به کوره گرمایش جهانی است.
این درس بزرگی برای سیاستگذاران انرژی و بازارهای جهانی است: هوش مصنوعی نمیتواند به تنهایی از بحرانهای اقلیمی عبور کند. اگر شرکتهای فناوری همچنان در پی گسترش بیمحابای ظرفیتهای دیجیتال خود، بدون در نظر گرفتن هزینههای واقعی انرژی باشند، به زودی شاهد فروپاشیِ اهداف بینالمللی کربنزدایی خواهیم بود. در این میان، باید پرسید: آیا رشدِ بیوقفه هوش مصنوعی به قیمت به خطر افتادن امنیت اقلیمی جهان، معاملهای است که بشر آمادگی پرداخت بهای آن را دارد؟
ظاهراً موتور هوش مصنوعی از کنترل خارج شده و تا زمانی که «بهرهوری دیجیتال» با «پایداری فیزیکی» همتراز نشود، ردپای کربنیِ این فناوری همچنان بزرگترین تهدید برای آیندهی انرژی جهان باقی خواهد ماند.