«جهان اقتصاد» کاهش ۲.۳۲ درصدی مصرف آب در متروی تهران طی بهارگزارش می دهد
زیرزمین تهران هم میتواند تشنه کمتر شود
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
تهران این روزها آب را نه فقط در لولهها و برجها، که در اعصاب پنهان شهر میسنجد؛ جایی که هر قطره به مسئلهای سیاسی، اقتصادی و فنی تبدیل شده است. در چنین شهری، خبر کاهش ۲.۳۲ درصدی مصرف آب در متروی تهران در بهار ۱۴۰۵ فقط یک عدد اداری نیست، بلکه نشانهای است از اینکه حتی شبکهای که روزانه هزاران سفر را از دل زمین عبور میدهد، میتواند از الگوی پرمصرف فاصله بگیرد. بر اساس دادههای منتشرشده از سوی شرکت بهرهبرداری مترو، مصرف آب این شبکه پس از متناسبسازی با روزهای قرائت کنتورها از ۱۱۹ هزار و ۷۰۶ مترمکعب در بهار ۱۴۰۴ به ۱۱۶ هزار و ۹۲۸ مترمکعب در بهار امسال رسیده است؛ افتی که در ظاهر کوچک است، اما در زبان حکمرانی آب، از تغییر رفتار یک سامانه بزرگ خبر میدهد. مترو در شهری مانند تهران فقط یک وسیله جابهجایی نیست؛ یک موجود زنده زیرزمینی است که ایستگاه، تونل، پایانه و ساختمانهای پشتیبانش بهطور مداوم آب مصرف میکنند و همین ویژگی آن را به آزمایشگاهی برای مدیریت تقاضا تبدیل کرده است .
اختلاف دو عدد اعلامشده یعنی ۲ هزار و ۷۷۸ مترمکعب؛ معادل ۲ میلیون و ۷۷۸ هزار لیتر آب. این حجم را اگر به زبان ملموستر ترجمه کنیم، با بیش از ۱۸۰ تانکر دههزارلیتری یا حدود ۱۱هزار و ۹۰۰ بشکه ۲۳۳ لیتری همارز است. برای مخاطبی که با اعداد خام ارتباطی ندارد، این یعنی شبکهای که در یک فصل، نزدیک به سه میلیون لیتر کمتر آب مصرف کرده، و این صرفهجویی را نه با توقف خدمت، بلکه با ریزتنظیم زیرساخت به دست آورده است. از منظر مدیریت تقاضا، اهمیت این عدد در خود «نسبت» است نه فقط «مقدار» کاهش ۲.۳۲ درصدی در نهادی با چندین ایستگاه، فضاهای خدماتی، تعمیراتی و اداری نشان میدهد که بخشی از مصرف آب شهری هنوز از جنس هدررفت است، نه ضرورت مطلق. به بیان دیگر، اگر یک شبکه ریلی بتواند با پایش و اصلاح، چنین افتی ثبت کند، سایر نهادهای عمومی نیز در همان منطق میتوانند سراغ کاهش مصرف غیرضرور بروند؛ بهویژه در شهری که فشار بر منابع آبی آن، دیگر به مرز هشدار مزمن رسیده است.
بخش مهمتر ماجرا در توزیع این کاهش دیده میشود. خط ۴ با ثبت ۳۳ درصد کاهش مصرف، جلوتر از دیگر واحدها ایستاده و خط ۲ نیز با ۲۴.۴۳ درصد کاهش در رده بعد قرار گرفته است؛ پس از آن، خطوط ۶ و ۷ و ساختمان ستاد شهید سپهبد قاسم سلیمانی (کالج) بیشترین بهبود را ثبت کردهاند. این تفاوت تصادفی نیست. شبکههایی که قدیمیترند، معمولاً با فرسودگی تأسیسات، اتصالات بیشتر، نشتهای پنهان و مصرفهای پراکندهتری مواجهاند؛ اما همین شبکهها اگر ممیزی دقیقتری را بپذیرند، ظرفیت صرفهجویی بالاتری هم دارند. در مقابل، خطوط جدیدتر یا ساختمانهای اداری معمولاً از نظر زیرساختی وضعیت یکنواختتری دارند، اما مصرف آنها در بخشهایی مانند سرویسهای بهداشتی، شستوشو و تهویه همچنان میتواند محل اتلاف باشد. برتری خط ۴ را باید نشانهای از «اثر انضباط فنی» دانست: هرجا پایش مستمر جدیتر، نشتها زودتر کشف شده و تجهیزات سریعتر اصلاح شدهاند، منحنی مصرف تندتر پایین آمده است. در چنین الگویی، کاهش مصرف فقط محصول دستور نیست؛ نتیجه ترکیب داده، تعمیرات هدفمند و پیگیری روزمره است.
آنچه این کاهش را از یک خبر کماهمیت اداری جدا میکند، ابزارهایی است که پشت آن قرار دارد. پایش مستمر، شناسایی و رفع نشتها، اصلاح شیرآلات و فلاشتانکها و بهکارگیری تجهیزات کممصرف، در عمل یعنی جراحی ریز اما پیوسته بر روی سامانه مصرف. وقتی یک شیر بهظاهر کوچک در طول هفتهها و ماهها چکه میکند، اثرش در مقیاس شبکه به عددی بزرگ بدل میشود. مترو با همین منطق، از مرحله واکنش به مرحله پیشگیری حرکت کرده است. در کنار آن، استفاده از آب بازچرخانیشده برای شستوشوی قطارها، نشانهای مهم از تغییر فناوری مصرف است: آب برای هر کاربردی لازم نیست کیفیت آب شرب را داشته باشد، و همین تمایز، یکی از سادهترین و مؤثرترین قواعد بهرهوری در زیرساختهای شهری است. به زبان دقیقتر، مترو در حال یادگیری این اصل است که هر مترمکعب آب باید چندبار و در کاربردهای مختلف سنجیده شود، نه اینکه در نخستین مصرف از چرخه خارج شود.