«جهان اقتصاد» گزارش می دهد

طلای سیاه در تلاطم آبراهه‌ها

گلناز پرتوی مهر - روزنامه نگار

شناسه خبر: 189328
طلای سیاه در تلاطم آبراهه‌ها

صبحگاهی که با سبزپوشی تابلوهای معاملاتی در بازارهای آتی آسیا آغاز شد، بار دیگر نشان داد که نبض اقتصاد جهان، نه در وال‌استریت، که در عمق چند ده متری آبراهه‌های راهبردی خاورمیانه می‌تپد. عبور قیمت نفت برنت از مرز ۸۴ دلار و رشد یک درصدی «وست‌تگزاس اینترمدیت»، تنها یک نوسان عددی نیست؛ بلکه بازتاب مستقیمی از یک «ابهام استراتژیک» در تنگه هرمز است. گزارشی که شبکه الجزیره از وضعیت فعلی منتشر کرده، پرده از فاز جدیدی از توافقات امنیتی-اقتصادی برمی‌دارد که می‌تواند هندسه صادرات انرژی را بازتعریف کند.

تنگه هرمز برای بازار نفت، حکم شاهرگی را دارد که هرگونه انقباض در آن، فشار خون اقتصاد جهانی را بالا می‌برد. بیش از ۲۰ درصد از مصرف جهانی نفت از این معبر می‌گذرد. اما آنچه در ساعات اخیر بازار را به تلاطم واداشته، نه بستن فیزیکی تنگه، بلکه «عدم قطعیت» در بازگشایی کامل و ایمن آن است. بازار نفت از «خبر قطعی» نمی‌ترسد، بلکه از «ابهام تداوم‌دار» رنج می‌برد. افزایش قیمت برنت به بیش از ۸۴ دلار، در واقع پرداختی است که معامله‌گران برای پوشش ریسک در قبال حوادث پیش‌بینی‌نشده می‌پردازند.

بخش کلیدی خبر، به نهایی شدن توافق ایران و عمان برای تعیین مسیرهای جدید کشتیرانی بازمی‌گردد. عمان همواره نقش «ریه تنفسی» دیپلماسی ایران را ایفا کرده است. در شرایطی که تنگه هرمز تحت فشارهای امنیتی و حضور ناوگان‌های بین‌المللی قرار دارد، تعریف مسیرهای جدید در همکاری با مسقط می‌تواند به معنای خروج از بن‌بست جغرافیایی باشد. این مسیرها احتمالاً فراتر از پروتکل‌های سنتی دریانوردی بوده و هدفشان تسهیل عبور نفتکش‌هایی است که در فضای تحریمی یا نیمه‌تحریمی قصد تردد دارند.

این توافق در مراحل پایانی خود قرار دارد، اما سوال اینجاست که آیا این مسیرها صرفاً یک راهکار فنی برای دور زدن گره‌های ترافیکی دریایی هستند یا بخشی از یک کلان‌پروژه برای کاهش وابستگی مطلق به گلوگاه هرمز؟ برای کشوری که در حوزه پالایش و فرآورده‌های نفتی (مانند قیر و میان‌تقطیرها) فعال است، هرگونه تغییر در نقشه لجستیک دریایی، به معنای بازتعریف هزینه‌های فوب (FOB) و بیمه دریایی خواهد بود.

ایران اعلام کرده است که توافق با عمان نزدیک است، اما یک «اما»ی بزرگ در این میان وجود دارد: «آمریکا باید برخی شروط دیگر را برآورده کند». این بخش از گزارش نشان می‌دهد که پرونده امنیت دریانوردی در خلیج‌فارس، کاملاً با پرونده‌های کلان‌تر سیاسی گره خورده است. واشینگتن احتمالاً به دنبال تضمین‌هایی برای عدم مداخله در تردد شناورهای تحت پرچم متحدان خود است، و تهران در مقابل، لغو برخی محدودیت‌های عملیاتی یا شناسایی رسمی حقوق ناوبری خود را مطالبه می‌کند. این «جنگ شروط»، بازار را در وضعیت انتظار نگاه داشته و همین انتظار، سوختِ موتور افزایش قیمت‌هاست.

بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند که تقاضای جهانی نفت، علیرغم فشار بانک‌های مرکزی برای کنترل تورم، همچنان صلب و پایدار است. وقتی در چنین بازاری، سیگنالی مبنی بر احتمال ناپایداری در عرضه (به دلیل ابهام در بازگشایی مسیرها) صادر می‌شود، واکنش قیمت‌ها جهشی خواهد بود. رسیدن برنت به ۸۴ دلار، هشداری به کشورهای مصرف‌کننده است که مدیریت ریسک در حوزه انرژی، فراتر از پر کردن ذخایر استراتژیک، نیازمند ثبات در دیپلماسی دریایی است.

از سوی دیگر، باید به نقش عمان توجه ویژه‌ای داشت. مسقط در حال تبدیل شدن به یک «هاب ترانزیتی و بیمه‌ای» است که می‌تواند بخشی از بار امنیتی تنگه هرمز را به دوش بکشد. اگر ایران بتواند از طریق این توافق، مسیرهای کشتیرانی خود را با استانداردهای مورد تایید عمان بازتعریف کند، عملاً بخشی از فشارهای بین‌المللی برای بازرسی یا ایجاد مانع در مسیر تجارت نفت خود را خنثی کرده است.

برای فعالان حوزه انرژی و کسانی که در بخش‌های پالایشی و صادراتی فعالیت می‌کنند، این خبر حاوی دو پیام متناقض است:

فرصت: افزایش قیمت نفت خام می‌تواند حاشیه سود فرآورده‌ها را در بازارهای هدف جذاب‌تر کند، به شرطی که زنجیره تامین و لجستیک دریایی دچار اختلال نشود.

تهدید: افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه به دلیل تداوم ابهام در هرمز، می‌تواند قیمت تمام‌شده کالای صادراتی را بالا ببرد.

واقعیت این است که منطقه در حال گذار از یک ساختار سنتی امنیتی به یک ساختار پیچیده و چندلایه است. توافق ایران و عمان، اگر به سرانجام برسد، اولین گام جدی برای «بومی‌سازی امنیت انرژی» بدون دخالت مستقیم قدرت‌های فرامنطقه‌ای است. اما تا زمانی که امضای نهایی پای این توافق ننشیند و شروط مدنظر تهران از سوی طرف آمریکایی پذیرفته نشود، سایه سنگین ابهام بر سر نفتکش‌ها باقی خواهد ماند.

قیمت ۸۴ دلاری نفت، قیمتِ «صبر و انتظار» است.

بازار نفت در حال حاضر منتظر است ببیند آیا دیپلماسی سنتی مسقط می‌تواند گرهی را که سال‌هاست با دندان واشینگتن بسته شده، باز کند یا خیر. آنچه الجزیره گزارش داده، نشان‌دهنده یک واقعیت است: ایران بازیگر فعالی است که نه تنها در زمین تولید، بلکه در زمین «قواعد بازی دریانوردی» نیز به دنبال تثبیت موقعیت خود است. برای روزنامه‌نگاران اقتصادی و ناظران بازار، هفته‌های آتی، زمانِ رصد دقیقِ «مانورهای دیپلماتیک در اتاق‌های دربسته مسقط» خواهد بود؛ جایی که سرنوشت قیمت بنزین در لندن و نیویورک رقم می‌خورد.
این وضعیت نشان‌دهنده آن است که حتی با وجود حرکت جهان به سمت گذار انرژی  همچنان «امنیت عرضه» حرف اول را می‌زند. تداوم ابهام در هرمز، بهترین فرصت برای بازارهای آسیایی است تا قدرت چانه‌زنی خود را در برابر تولیدکنندگان افزایش دهند، اما از سوی دیگر، ثبات در منطقه، کلید اصلی توسعه پایدار در صنعت نفت و گاز ایران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس است. نهایی شدن توافق با عمان، می‌تواند الگویی برای «حکمرانی انرژی منطقه» باشد.

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار