گزارش «جهان اقتصاد» از عطش ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب
بحران آبی زیر پوست پایتخت
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
تهران سالهاست با بحران آب دستوپنجه نرم میکند، اما حالا نشانههای این بحران به مرحلهای رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک هشدار زیستمحیطی دانست. اعلام کسری حدود ۲۰۰ میلیون مترمکعبی در ذخایر آبی پایتخت، در کنار رسیدن عمق برخی چاهها به ۳۰۰ متر، تصویر تازهای از وضعیت منابع آبی شهری را ترسیم میکند؛ تصویری که نشان میدهد مسئله آب در تهران وارد فاز جدیتری شده است.
پایتخت ایران با جمعیتی چندین میلیونی، از دیرباز وابستگی بالایی به منابع آب سطحی و زیرزمینی داشته است. سدهای اطراف تهران از جمله کرج، لتیان، لار و طالقان ستون فقرات تأمین آب شهر محسوب میشوند، اما تغییرات اقلیمی، کاهش بارشهای مؤثر و افزایش مصرف باعث شده این منابع دیگر نتوانند همان نقش گذشته را با همان اطمینان ایفا کنند. اکنون وقتی از کسری ۲۰۰ میلیون مترمکعبی سخن گفته میشود، در واقع از فاصلهای قابل توجه میان وضعیت موجود و شرایط مطلوب ذخایر آبی حرف زده میشود.
در نگاه اول ممکن است خبر افزایش ۱۸ درصدی بارندگی نسبت به سال گذشته امیدبخش به نظر برسد. حتی گفته میشود حجم ذخایر سدها حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب بیشتر از سال گذشته است. اما این ارقام اگرچه نشانهای از بهبود نسبی شرایط هستند، بههیچوجه به معنای پایان بحران نیستند. مسئله اصلی اینجاست که خشکسالیهای پیاپی چندساله، تأثیر عمیقی بر منابع آب زیرزمینی گذاشته است؛ منابعی که در عمل به ذخیره راهبردی شهر تبدیل شدهاند.
وقتی عمق چاهها به ۳۰۰ متر میرسد، معنایش این است که سفرههای آب زیرزمینی بهشدت افت کردهاند. در بسیاری از مناطق اطراف تهران، چاههایی که در گذشته با عمق کمتر آب قابلقبولی میدادند، حالا یا خشک شدهاند یا دبی آنها بهشدت کاهش یافته است. حتی گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد میزان برداشت برخی چاهها از حدود ۲۵ لیتر در ثانیه به تنها ۵ لیتر در ثانیه رسیده است. این کاهش شدید نشان میدهد که زمین دیگر توان تأمین آب با سرعت گذشته را ندارد.
مشکل بزرگتر آنجاست که سفرههای زیرزمینی بهسادگی و در کوتاهمدت احیا نمیشوند. اگر یک سد در اثر بارندگی پر شود، ممکن است در یک فصل آبی وضعیتش بهبود پیدا کند؛ اما سفرههای زیرزمینی برای بازگشت به شرایط طبیعی به سالها زمان و بارشهای مستمر نیاز دارند. بنابراین حتی اگر چند سال پربارش در پیش باشد، باز هم بازسازی کامل منابع زیرزمینی زمانبر خواهد بود.
در چنین شرایطی، مصرف آب در تهران به یکی از مهمترین متغیرهای معادله تبدیل شده است. طی سال گذشته کاهش حدود ۲۵ لیتری در سرانه مصرف آب ثبت شده و در سهماهه نخست امسال نیز تعداد مشترکان پرمصرف کاهش یافته است. این ارقام نشان میدهد که سیاستهای مدیریت مصرف تا حدی اثرگذار بودهاند. اما پرسش اساسی این است که آیا این میزان صرفهجویی برای شهری با جمعیت بالا و مصرف گسترده کافی خواهد بود یا نه.
یکی از برنامههایی که برای کاهش مصرف در نظر گرفته شده، نصب تجهیزات کاهنده مصرف در واحدهای مسکونی است. هدفگذاری انجامشده برای پوشش حدود یکمیلیون و ۵۰۰ هزار واحد مسکونی، اگر بهطور کامل اجرا شود، میتواند جمعیتی نزدیک به پنج میلیون نفر را در بر بگیرد. برآوردها نشان میدهد اگر این تجهیزات بتوانند مصرف هر نفر را روزانه حدود ۴۰ لیتر کاهش دهند، در طول یک سال چیزی حدود ۷۳ میلیارد لیتر صرفهجویی ایجاد خواهد شد؛ رقمی که تقریباً معادل حجم آب یک سد متوسط در اطراف تهران است.
این محاسبات نشان میدهد که مدیریت مصرف میتواند نقش مهمی در عبور از شرایط بحرانی داشته باشد. با این حال تجربه سالهای گذشته نشان داده که صرف تکیه بر صرفهجویی نمیتواند راهحل نهایی باشد. تهران شهری است که همزمان با افزایش جمعیت، توسعه شهری و رشد مصرف صنعتی و خدماتی مواجه است. بنابراین فشار بر منابع آبی بهطور طبیعی رو به افزایش خواهد بود.
از سوی دیگر، توزیع جغرافیایی منابع آب نیز مسئله مهمی است. حتی اگر یک سد در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشد، لزوماً نمیتواند همه مناطق تهران را پوشش دهد. برخی مناطق شرق و جنوبشرق تهران بیشتر وابسته به منابع خاصی هستند و همین موضوع باعث میشود در زمان کمبود آب، این مناطق زودتر با تنش آبی مواجه شوند. به همین دلیل نگاه به منابع آبی پایتخت باید بهصورت یک شبکه بههمپیوسته و تجمیعی باشد.
افزون بر این، مسئله فرونشست زمین که در سالهای اخیر در دشتهای اطراف تهران شدت گرفته، ارتباط مستقیمی با برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی دارد. هرچه چاهها عمیقتر شوند و برداشت ادامه پیدا کند، احتمال بروز فرونشست بیشتر خواهد شد؛ پدیدهای که نهتنها زیرساختهای شهری را تهدید میکند، بلکه در برخی موارد میتواند غیرقابل بازگشت باشد.
در مجموع، وضعیت کنونی آب در تهران را نمیتوان صرفاً یک بحران مقطعی دانست. آنچه امروز دیده میشود، نتیجه ترکیب چند عامل همزمان است: تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت، الگوی مصرف نامتوازن و فشار بیش از حد بر منابع زیرزمینی. همین ترکیب باعث شده که حتی بارشهای بهتر از سال گذشته هم نتوانند نگرانیها را بهطور کامل برطرف کنند.
شاید مهمترین پیام این وضعیت آن باشد که تهران دیگر نمیتواند مانند گذشته به منابع آب خود تکیه کند. آینده مدیریت آب در این کلانشهر ناگزیر به سمت اصلاح الگوی مصرف، بازچرخانی آب، توسعه زیرساختهای جدید و مدیریت دقیق منابع خواهد رفت. در غیر این صورت، رسیدن چاهها به عمق ۳۰۰ متر ممکن است تنها یکی از نشانههای اولیه بحرانی بزرگتر باشد.
امروز تهران بیش از هر زمان دیگری به یک نگاه بلندمدت در مدیریت آب نیاز دارد؛ نگاهی که در آن هر قطره آب نه یک منبع عادی، بلکه سرمایهای حیاتی برای ادامه زندگی شهری تلقی شود.