اعتباری که از بخشندگی می‌آید

ساره علائی ـ پژوهشگر اعتبار اجتماعی

شناسه خبر: 189216
اعتباری که از بخشندگی می‌آید

اعتبار اجتماعی از دل اعتماد شکل می‌گیرد؛ همان سرمایه نامرئی که همکاری را آسان‌تر، هزینه‌های مبادله را کمتر و توسعه را پایدارتر می‌کند. جامعه‌ای که شهروندانش به یکدیگر اعتماد دارند برای حل مسائل خود کمتر به نظارت، ضمانت و کنترل متکی است و ظرفیت بیشتری برای مشارکت و اقدام جمعی دارد. به همین دلیل‌جامعه‌شناسان اعتماد را یکی از مهم‌ترین ارکان سرمایه اجتماعی می‌دانند.

اعتماد، مانند هوایی است که تا زمانی که وجود دارد کمتر به آن توجه می‌کنیم اما با کاهش آن همه چیز دشوارتر می‌شود از فعالیت اقتصادی گرفته تا مشارکت اجتماعی. هرچه اعتماد عمومی کاهش یابد، هزینه‌های نظارت، کنترل، ضمانت و حل اختلاف افزایش پیدا می‌کند. در مقابل، جوامعی که اعتماد در آنها جریان دارد با هزینه کمتر و کارآمدی بیشتر به اهداف خود دست می‌یابند. پژوهش‌های حوزه سرمایه اجتماعی نیز نشان می‌دهد که تقویت نهادهای مردمی و مشارکت‌های داوطلبانه، زمینه‌ساز افزایش اعتماد عمومی و توسعه همکاری‌های اقتصادی و اجتماعی است.

همه تمدن‌ها برای «بخشندگی» ارزش قائل بوده‌اند اما دلیل ماندگاری آن صرفاً اخلاقی نیست. بخشندگی، وقتی در قالب نهادهایی مانند وقف و قرض‌الحسنه سازمان می‌یابد که از یک کنش فردی به یک سازوکار اجتماعی تبدیل می‌شود؛ سازوکاری که اعتماد را تولید و بازتولید می‌کند. وقف و قرض‌الحسنه را می‌توان «نهادهای اجتماعی تولید اعتماد» نامید. تفاوت در نگاه دقیقاً همین‌جاست. معمولاً وقف را یک عمل خیرخواهانه می‌دانیم در حالی که از نگاه توسعه، وقف یک نهاد تولیدکننده اعتماد است. قرض‌الحسنه نیز همین‌طور.

وقف صرفاً یک ابزار خیریه یا مالی نیست بلکه به تعبیر برخی پژوهشگران، «معماری حکمرانی»‌ای است که جوامع را قادر می‌سازد منابع را برای رفاه جمعی بسیج، حفظ و به‌کار گیرند. وقف با حفظ سرمایه موقوفه و هم‌زمان تولید بازده اجتماعی مستمر، پایداری اقتصادی را با منفعت عمومی تلفیق می‌کند و پلی میان «اقتصاد اخلاقی» و نظریه حکمرانی مدرن ایجاد می‌نماید.

در فرهنگ ایرانی و اسلامی، نهادهایی مانند وقف و قرض‌الحسنه، قرن‌ها پیش از آنکه مفاهیمی مانند «سرمایه اجتماعی» وارد ادبیات علوم اجتماعی شوند همین کارکرد را بر عهده داشته‌اند. این نهادها تنها ابزارهایی برای کمک به نیازمندان نبوده‌اند بلکه سازوکاری برای پیوند میان نسل‌ها، تقویت همبستگی اجتماعی و خلق اعتماد عمومی بوده‌اند.

وقف بیش از آنکه انتقال یک دارایی باشد، انتقال یک مسئولیت است. واقف در حقیقت اعلام می‌کند که منفعت دارایی او نباید به عمر خودش محدود بماند. او می‌خواهد این منفعت سال‌ها و حتی دهه‌ها پس از او نیز در زندگی دیگران جاری باشد. به همین دلیل است که در بسیاری از مناطق کشور، نخل خرما وقف می‌شود؛ درختی که ممکن است نزدیک به یک قرن بار بدهد و نسل‌های متوالی از ثمره آن بهره‌مند شوند. واقف، درخت را نمی‌بخشد بلکه جریان مستمر منفعت را به جامعه هدیه می‌کند. همین ویژگی، وقف را به یکی از پایدارترین اشکال مشارکت اجتماعی تبدیل کرده است.

قرض‌الحسنه نیز بر منطق مشابهی استوار است. در اینجا سرمایه نه برای کسب سود، بلکه برای باز کردن گرهی از زندگی دیگری به کار گرفته می‌شود. در ظاهر یک رابطه مالی است اما در عمل بر پایه اعتماد شکل می‌گیرد. وام‌دهنده بدون انتظار سود مالی، منابع خود را در اختیار دیگری قرار می‌دهد و وام‌گیرنده نیز با بازپرداخت به‌موقع این اعتماد را پاس می‌دارد. آنچه در پایان این فرایند تولید می‌شود فقط گردش سرمایه نیست؛ شبکه‌ای از اعتماد و خوشنامی است که امکان تکرار همکاری‌های آینده را فراهم می‌کند. هر بازپرداخت موفق، سرمایه‌ای تازه برای کمک به فردی دیگر فراهم می‌کند و این چرخه، اعتماد را در جامعه بازتولید می‌کند.

شاید تصور شود این منطق فقط متعلق به جوامع سنتی است اما گزارش مالی سال ۲۰۲۵ بنیاد و انجمن فارغ‌التحصیلان دانشگاه ویسکانسین نشان می‌دهد که در یک نهاد وقفی مدرن نیز اعتماد، مهم‌ترین دارایی است. شفافیت، حفظ اصل سرمایه، هزینه‌کرد صرفاً از محل بازده، کاهش کارمزدها و گزارش‌دهی دقیق، باعث شده اهداکنندگان مطمئن باشند که سرمایه‌شان نه‌تنها حفظ می‌شود بلکه اثر اجتماعی آن نیز هر سال افزایش می‌یابد.

این نهاد وقفی مدرن با حفظ سرمایه اصلی، هزینه‌کرد بخشی از بازده، کاهش کارمزدها و حکمرانی شفاف و حرفه‌ای ضمن حفظ قدرت خرید در بلندمدت به کانون اعتماد اجتماعی تبدیل شده است. اهداکنندگان به این بنیاد اعتماد می‌کنند چون می‌دانند پولشان نه‌تنها هدر نمی‌رود بلکه با مدیریت هوشمندانه، پیوسته رشد کرده و اثر آن هر سال بیشتر می‌شود؛ دقیقاً همان کارکردی که «وقف» در جوامع اسلامی برای تقویت اعتبار اجتماعی و همبستگی دارد.

بررسی تطبیقی نظام‌های وقف در کشورهای مختلف، چالش‌های مشترکی را آشکار می‌سازد: کمبود آگاهی عمومی نسبت به ظرفیت‌های وقف، کمبود شفافیت در مدیریت اموال وقفی و ظرفیت نهادی محدود برای مدیریت حرفه‌ای. با این حال، بهترین شیوه‌هایی نیز قابل شناسایی است که می‌تواند به بهینه‌سازی نقش وقف در رفاه اجتماعی و اقتصادی کمک کند.

تجارب موفق بین‌المللی در حوزه مدیریت وقف، نشان‌دهنده تنوع رویکردها و ابتکاراتی است که هر یک به فراخور بافت حقوقی، فرهنگی و نهادی کشورها شکل گرفته‌اند. دیجیتالی‌سازی فرایندها و ایجاد بسترهای مشارکت آنلاین، حکمرانی مشارکتی با تأکید بر شفافیت و گزارش‌دهی عمومی و نیز استقلال نهادی از جمله راهکارهایی هستند که در برخی از کشورهای پیشرو نظیر مالزی، اندونزی و ترکیه به‌عنوان شیوه‌هایی کارآمد برای افزایش پاسخگویی، اعتماد عمومی و پایداری منابع وقفی به‌کار گرفته شده‌اند.

وقف در کشورهای مختلف علی‌رغم تفاوت‌های ساختاری و حقوقی به عنوان نهادی عمل می‌کند که می‌تواند «خودمختاری جامعه را تقویت کند، پاسخگویی را از طریق امین‌بودن افزایش دهد و مسئولیت بین‌نسلی را پایدار سازد». در عصری که با «فشار مالی و بی‌اعتمادی نهادی» مشخص می‌شود، وقف «پارادایمی از حکمرانی جامعه‌محور» ارائه می‌دهد که «قادر به تولید ارزش مشترک و تقویت ظرفیت جمعی فراتر از محدودیت‌های دولت و بازار است». قرض‌الحسنه نیز به‌عنوان مکمل وقف با ایجاد «شبکه‌های اعتماد و همکاری»، سرمایه اجتماعی را در سطح خرد و کلان تقویت می‌کند.

شاید مهم‌ترین دستاورد وقف، نه زمین، نه ساختمان و نه حتی نخل خرما بلکه اعتمادی باشد که در طول سالیان دراز در میان مردم انباشته می‌شود. امروز که از اقتصاد داده، هوش مصنوعی و نظام‌های هوشمند اعتبارسنجی سخن می‌گوییم، زمان آن رسیده که این سرمایه‌ی نامرئی نیز دیده شود نه برای آنکه ارزش اخلاقی بخشندگی را به عدد و امتیاز تقلیل دهیم، بلکه برای آنکه بپذیریم بخشی از قابلیت اعتماد انسان‌ها در رفتارهای اجتماعی‌شان شکل می‌گیرد. رفتاری که وقف و قرض‌الحسنه، قرن‌هاست روشن‌ترین جلوه‌های آن بوده‌اند.

جامعه‌ای که در آن موفقیت یک نفر به قیمت حذف دیگری نیست و گره‌گشایی از زندگی دیگران، ارزشی والا محسوب می‌شود چنین جامعه‌ای فقط ثروتمندتر نیست؛ معتبرتر است. وقف و قرض‌الحسنه، فناوری‌های اجتماعی تولید اعتماد هستند و این شاید ماندگارترین میراثی باشد که بخشندگی برای جامعه به جای می‌گذارد.

 

ارسال نظر