اهمیت تامین مالی شبکه ای
رضا وفایی ـ تحلیلگر اقتصادی
در حالی که بخش تولید با کمبود سرمایه در گردش، هزینههای بالای تأمین مالی و دشواری دسترسی به اعتبار مواجه است، بخش قابل توجهی از منابع مالی کشور یا در فعالیتهای غیرمولد گردش میکند یا در چرخههای ناکارآمد بانکی گرفتار میشود. نتیجه این وضعیت، کاهش بهرهوری، تضعیف بنگاههای کوچک و متوسط، افزایش وابستگی تولید به شوکهای بیرونی و کاهش تابآوری اقتصاد است.
در چنین شرایطی، بحث «تأمین مالی شبکهای» میتواند به عنوان یکی از مهمترین راهبردهای تحول اقتصادی مطرح شود؛ راهبردی که فراتر از الگوی سنتی و حتی فراتر از تأمین مالی زنجیره تأمین عمل میکند.
بسیاری تصور میکنند تأمین مالی شبکهای همان تأمین مالی زنجیره تأمین است، در حالی که میان این دو تفاوتی بنیادین وجود دارد. تأمین مالی زنجیره تأمین عمدتاً بر روابط خطی میان تأمینکننده، تولیدکننده و توزیعکننده تمرکز دارد. اما تأمین مالی شبکهای نظامی یکپارچه و دادهمحور برای تجهیز، تخصیص و گردش منابع مالی در کل اکوسیستم تولید، توزیع و مصرف که بر پایه ارتباطات شبکهای میان بازیگران اقتصادی، نهادی و فناوری عمل میکند.در چنین فضایی، نظام تأمین مالی نیز باید از مدل سنتی «وثیقهمحور و بنگاهمحور» به سمت مدل «دادهمحور و شبکهمحور» حرکت کند.
یکی از مهمترین مزیتهای تأمین مالی شبکهای، کاهش وابستگی اعتباردهی به وثیقههای سنگین است. در این مدل، اعتبار صرفاً بر اساس داراییهای ثابت بنگاه تعیین نمیشود، بلکه دادههای واقعی اقتصادی مانند جریان فروش، سوابق پرداخت، قراردادهای تجاری، گردش کالا، اطلاعات مالیاتی و عملکرد شبکهای بنگاه نیز مبنای اعتبارسنجی قرار میگیرد. این تحول میتواند دسترسی بنگاههای کوچک و متوسط به منابع مالی را به شکل چشمگیری افزایش دهد.
داده محوری و استفاه از کلان داده و هوش مصنوعی، اکوسیستم محوری، اعتبار سنجی هوشمند، توزیع ریسک میان نهاده های مختلف، تامین مالی لحظه ای و اتصال به اقتصاد دیجیتال از مهم ترین مزیت های دیگر این شیوه تامین مالی است.
از سوی دیگر، تأمین مالی شبکهای نقش مهمی در تحقق اقتصاد مقاومتی دارد. اقتصاد مقاومتی صرفاً به معنای صرفهجویی یا مقابله با تحریم نیست، بلکه هدف آن ایجاد اقتصادی تابآور، بهرهور، شفاف و درونزا است. تحقق چنین اقتصادی بدون اصلاح ساختار تأمین مالی ممکن نیست.
تأمین مالی شبکهای میتواند چند کارکرد اساسی برای اقتصاد مقاومتی داشته باشد:
تابآوری شبکهای ایجاد میکند: اگر یک بخش آسیب ببیند، کل سیستم فرو نمیریزد.
۲. وابستگی به بانک کاهش مییابد: منابع مالی از کل اکوسیستم تأمین میشود.
۳. تولید دانشبنیان را تقویت میکند: زیرا فناوری و داده در مرکز مدل قرار دارند.
۴. شفافیت را افزایش میدهد: تمام تراکنشها در شبکه قابل رهگیری میشود.
۵. تأمین مالی مردمی را ممکن میکند: مانند: کرادفاندینگ،توکنسازی دارایی، تأمین مالی تعاونی و پلتفرمهای سرمایهگذاری جمعی.
امروزه در بسیاری از کشورهای صنعتی، حرکت از بانکمحوری به سمت شبکهمحوری مالی آغاز شده است. اقتصادهای پیشرو به تدریج در حال استفاده از سامانههای هوشمند داده، اعتبارسنجی دیجیتال، پلتفرمهای مالی و ابزارهای نوین تأمین مالی هستند تا هزینه تولید را کاهش داده و بهرهوری را افزایش دهند.
در ایران نیز برخی ابزارها مانند اوراق گام، فاکتورینگ و سامانههای تجارت الکترونیکی میتوانند مقدمهای برای توسعه تأمین مالی شبکهای باشند، اما تحقق کامل این الگو نیازمند اصلاحات عمیقتری است؛ از جمله توسعه زیرساختهای داده، اتصال سامانههای مالی و تجاری، تقویت فینتکها، اصلاح نظام اعتبارسنجی و کاهش نگاه سنتی بانکها به مسئله وثیقه.
واقعیت آن است که آینده تولید، بدون تحول در نظام تأمین مالی قابل تصور نیست. اگر اقتصاد ایران بخواهد از چرخه رکود، کمبود سرمایه در گردش و وابستگی به درآمدهای ناپایدار عبور کند، باید به سمت شکلگیری یک اکوسیستم مالی هوشمند و شبکهمحور حرکت کند.