«جهان اقتصاد» گزارش می دهد
جهان در آستانه شوک تازه انرژی
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
بازار جهانی انرژی بار دیگر به نقطهای رسیده است که کوچکترین اختلال در عرضه میتواند موجی از بیثباتی را در اقتصاد جهان ایجاد کند. نشانههای این وضعیت بهتدریج در آمار ذخایر نفتی، بازار فرآوردههای نفتی و رفتار دولتها در مدیریت منابع انرژی آشکار شده است. اکنون بسیاری از تحلیلها بر یک نکته تأکید دارند: جهان باید خود را برای دورهای از قیمتهای بالاتر انرژی آماده کند.
در ماههای اخیر، تحولات ژئوپلیتیکی در یکی از مهمترین مناطق تولید و انتقال نفت جهان، بازار انرژی را وارد مرحله تازهای از عدم قطعیت کرده است. منطقه خلیج فارس که یکی از حیاتیترین مسیرهای تأمین نفت برای اقتصاد جهانی به شمار میرود، نقش تعیینکنندهای در تعادل عرضه و تقاضای انرژی دارد. هرگونه اختلال در جریان نفت این منطقه به سرعت در بازارهای جهانی بازتاب پیدا میکند و قیمتها را تحت تأثیر قرار میدهد.
در آغاز تنشهای اخیر، وضعیت ذخایر نفتی جهان نسبتاً مناسب به نظر میرسید. انبارهای نفت در بسیاری از کشورها در سطحی نزدیک به بالاترین میزان خود در یک دهه گذشته قرار داشتند. این ذخایر تا حدی بهعنوان سپری در برابر شوکهای ناگهانی عمل میکردند و به دولتها اجازه میدادند در صورت اختلال کوتاهمدت در عرضه، از منابع ذخیرهشده برای حفظ ثبات بازار استفاده کنند.
اما این وضعیت پایدار نماند. با ادامه تنشها و کاهش جریان نفت از منطقه خلیج فارس، کشورهای واردکننده بهتدریج به ذخایر خود متکی شدند تا کمبود عرضه را جبران کنند. این روند اگرچه در کوتاهمدت توانست بازار را آرام نگه دارد، اما در بلندمدت پیامد مهمی داشت: کاهش سریع ذخایر نفتی جهان.
برآوردها نشان میدهد که اگر روند مصرف ذخایر ادامه پیدا کند، سطح ذخایر جهانی ممکن است در ماههای آینده به پایینترین حد خود در سالهای اخیر برسد. این موضوع به معنای کاهش یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت بحران در بازار انرژی است. ذخایر استراتژیک نفت معمولاً بهعنوان سپری در برابر شوکهای ناگهانی عمل میکنند، اما زمانی که این سپر تضعیف شود، بازار نسبت به هر اختلال تازهای بسیار حساستر خواهد شد
در این میان، بخش قابل توجهی از نفتی که پیش از آغاز بحران در دریاها ذخیره شده بود نیز به مصرف رسیده است. در ماههای قبل از تشدید تنشها، صادرات نفت از برخی کشورهای تولیدکننده افزایش یافته بود و حجم زیادی از نفت در نفتکشها و مخازن شناور ذخیره شده بود. این ذخایر شناور در ابتدا بهعنوان پشتوانهای برای بازار تلقی میشد، اما اکنون بخش زیادی از آن مصرف شده و نقش ضربهگیر خود را از دست داده است.
از سوی دیگر، حتی ذخایر استراتژیک برخی قدرتهای بزرگ اقتصادی نیز در حال کاهش است. کشورهایی که برای حفظ ثبات بازار و جلوگیری از افزایش شدید قیمتها از ذخایر ملی خود استفاده کردهاند، اکنون با سطح پایینتری از ذخیره انرژی مواجه هستند. اگر تنشها ادامه پیدا کند و مسیرهای انتقال انرژی همچنان با اختلال روبهرو باشند، احتمال دارد این ذخایر نیز به سرعت کاهش یابد.
در چنین شرایطی، مرحله بعدی بحران ممکن است به سراغ ذخایر خصوصی برود؛ ذخایری که در اختیار شرکتهای نفتی و فعالان بخش خصوصی در کشورهای صنعتی قرار دارد. این ذخایر معمولاً آخرین لایه دفاعی بازار در برابر کمبود عرضه محسوب میشوند. اما اگر مصرف این منابع نیز آغاز شود، بازار جهانی انرژی وارد مرحلهای بسیار حساس خواهد شد.
دلیل این حساسیت آن است که ذخایر نفت در جهان بهصورت یکنواخت توزیع نشدهاند. برخی کشورها ظرفیت ذخیرهسازی بالایی دارند و برخی دیگر تقریباً فاقد چنین امکاناتی هستند. به همین دلیل، کاهش ذخایر در سطح جهانی میتواند باعث ایجاد شکافهای شدید در عرضه انرژی در مناطق مختلف شود. در چنین وضعیتی، قیمتها ممکن است بهطور ناگهانی و با سرعتی بالا افزایش پیدا کنند.
اما شاید نخستین نشانههای این بحران نه در قیمت نفت خام، بلکه در بازار فرآوردههای نفتی ظاهر شود. فرآوردههایی مانند گازوئیل، بنزین و سوخت هواپیما به دلیل وابستگی مستقیم به ظرفیت پالایشگاهی، نسبت به اختلال در عرضه حساستر هستند. اگر صادرات نفت از منطقه خلیج فارس کاهش یابد و همزمان ظرفیت پالایش در سایر مناطق نتواند این کمبود را جبران کند، ذخایر این فرآوردهها به سرعت کاهش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، قیمت فرآوردههای نفتی معمولاً سریعتر از قیمت نفت خام افزایش پیدا میکند. این افزایش قیمت بهویژه در بخش حملونقل و صنایع وابسته به سوخت تأثیر قابل توجهی خواهد داشت. هزینه حمل کالا، قیمت بلیت هواپیما و حتی قیمت بسیاری از محصولات صنعتی ممکن است تحت تأثیر افزایش قیمت سوخت قرار گیرد.
در نهایت، افزایش قیمت فرآوردهها به بازار نفت خام نیز سرایت میکند. وقتی تقاضا برای نفت به منظور تولید سوخت افزایش پیدا کند، قیمت نفت خام نیز بالا میرود تا تعادل میان عرضه و تقاضا برقرار شود. این چرخه میتواند موجی از افزایش قیمت در کل بازار انرژی ایجاد کند.
پیامدهای چنین وضعیتی تنها به بازار انرژی محدود نمیشود. انرژی یکی از پایههای اصلی اقتصاد جهانی است و افزایش قیمت آن میتواند تورم را در بسیاری از کشورها تشدید کند. صنایع انرژیبر با افزایش هزینه تولید روبهرو میشوند و مصرفکنندگان نیز فشار بیشتری را در هزینههای روزمره خود احساس میکنند.
به همین دلیل، بسیاری از دولتها در حال بررسی سناریوهای مختلف برای مدیریت یک دوره احتمالی از قیمتهای بالای انرژی هستند. برخی کشورها به دنبال تنوعبخشی به منابع تأمین انرژی هستند و برخی دیگر در حال افزایش ذخایر استراتژیک خود هستند تا در صورت تشدید بحران، ابزار بیشتری برای کنترل بازار در اختیار داشته باشند.
با این حال، واقعیت این است که بازار انرژی به شدت به تحولات ژئوپلیتیکی وابسته است و پیشبینی دقیق مسیر آینده آن آسان نیست. آنچه اکنون روشن به نظر میرسد، این است که جهان وارد مرحلهای شده که در آن امنیت انرژی بار دیگر به یکی از مهمترین دغدغههای اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
اگر اختلال در عرضه نفت ادامه یابد و ذخایر جهانی همچنان کاهش پیدا کند، احتمال افزایش قابل توجه قیمتها در ماههای آینده دور از انتظار نخواهد بود. در چنین شرایطی، اقتصاد جهانی ممکن است با موج تازهای از فشارهای تورمی و نوسانات اقتصادی روبهرو شود؛ موجی که ریشه آن در همان جایی است که همیشه بوده است: در جریان انرژی که چرخ اقتصاد جهان را به حرکت درمیآورد.