حمایت از تولید در شرایط بحران؛ ضرورت عبور از شوک و بازسازی اقتصادی
شهباز حسنپور بیگلری، عضوکمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی
در شرایطی که زیرساختهای حیاتی اقتصادی هدف حملات مخرب قرار میگیرند، اهمیت «حمایت از تولید» بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد. حمله به مراکز صنعتی، صرفاً یک اقدام نظامی تلقی نمیشود، بلکه تلاشی هدفمند برای ایجاد اختلال در روند تولید، اشتغال و معیشت مردم است. چنین رخدادهایی، اقتصاد را با شوکهای جدی مواجه میکند که اگر مدیریت نشود، میتواند تبعاتی فراتر از خسارات فیزیکی به همراه داشته باشد.
صنایع مادر از جمله فولاد و پتروشیمی، نقش ستون فقرات اقتصاد را ایفا میکنند. این صنایع نهتنها در تأمین نیازهای داخلی نقش دارند، بلکه در صادرات غیرنفتی و ارزآوری نیز سهم قابل توجهی دارند. آسیب به این بخشها، به معنای اختلال در زنجیره گستردهای از فعالیتهای اقتصادی است که از تولید مواد اولیه تا صنایع پاییندستی را دربرمیگیرد. به همین دلیل، هرگونه وقفه در فعالیت آنها میتواند به سرعت به سایر بخشهای اقتصاد سرایت کند.
در چنین شرایطی، اولین و فوریترین اقدام، جلوگیری از توقف چرخه تولید است. تأمین منابع مالی برای بازسازی واحدهای آسیبدیده، بازگرداندن خطوط تولید به مدار و حمایت از بنگاههایی که دچار خسارت شدهاند، باید در اولویت قرار گیرد. این حمایتها، نه بهعنوان یک امتیاز، بلکه بهعنوان ضرورتی برای حفظ ثبات اقتصادی کشور تعریف میشود. تأخیر در این زمینه، میتواند هزینههای بسیار بیشتری را در آینده تحمیل کند.
در کنار جبران خسارات، تقویت امنیت زیرساختهای حیاتی نیز اهمیت ویژهای دارد. تجربه نشان داده است که آسیبپذیری در این حوزه، میتواند به یک نقطه ضعف راهبردی تبدیل شود. بنابراین، افزایش سطح حفاظت از مراکز صنعتی و بهکارگیری تدابیر پیشگیرانه، بخشی جداییناپذیر از سیاستهای حمایتی در دورههای بحران است. حمایت از تولید، تنها به معنای تأمین منابع مالی نیست، بلکه شامل ایجاد بستر امن و پایدار برای تداوم فعالیتهای اقتصادی نیز میشود.
از سوی دیگر، چنین بحرانهایی میتواند به فرصتی برای بازنگری در ساختارهای اقتصادی تبدیل شود. بازسازی واحدهای آسیبدیده، این امکان را فراهم میکند که با رویکردی نوین و بهرهگیری از فناوریهای بهروز، سطح بهرهوری و رقابتپذیری صنایع افزایش یابد. در واقع، اگر بازسازی با نگاه آیندهنگرانه همراه باشد، میتوان از دل بحران، زمینههای رشد پایدار را نیز فراهم کرد.
نکته مهم دیگر، نقش انسجام ملی در عبور از این شرایط است. حمایت از تولید، صرفاً وظیفه دولت یا نهادهای حاکمیتی نیست، بلکه نیازمند همراهی همه بخشها از جمله فعالان اقتصادی و نیروی کار است. حفظ روحیه تولید، تداوم فعالیت بنگاهها و جلوگیری از تعمیق رکود، در گرو همین همافزایی است.
در نهایت، آنچه در چنین شرایطی اهمیت دارد، اتخاذ رویکردی متعادل و هوشمندانه است. حمایت از تولید باید بهگونهای طراحی شود که ضمن جبران خسارات و تثبیت شرایط موجود، زمینهساز تقویت بنیانهای اقتصادی در بلندمدت نیز باشد. عبور موفق از بحران، تنها با بازسازی فیزیکی ممکن نیست، بلکه نیازمند بازسازی اعتماد، برنامهریزی دقیق و نگاه راهبردی به آینده اقتصاد است