چشم انداز اقتصادی جهان
یادداشت پژوهشگر محمود سریع القلم
در اجلا داوُس، ضمن اینکه به اختلال در اقتصاد جهانی اشاره میشد به مقاومت و انطباق هم توجه میشد.
بسیاری به نرخهای رشد در سه سال آینده امیدوار بودند. شرکتهای بزرگ اطلاعات فناوری به سهمیلیارد نفری توجه میکردند که هنوز در دایره اینترنت و استفاده از فرآوردههای دنیای مجازی قرار نگرفتهاند. جیمی دایموند رئیس هیاتمدیره JP Morgan طرحی را پیش گرفته که در آن رقمی معادل ۱.۵ تریلیون دلار برای افزایش قدرت ملی آمریکا و حفظ برتری آن از طریق تولید، فناوریهای بنیادی و هوش مصنوعی سرمایهگذاری خواهد شد. سرمایهداران به موازات توجه به سود و توان حیرتآور انطباق به تحولات و مجهولات مربوط ژئوپلیتیک، سیاست روز و نقش دولت، سعی میکنند به مسائل حقوق بشری و انساندوستانه نیز توجه کرده و هزینه کنند. آمریکا همچنان رتبه اول هزینه انساندوستانه را در جهان بالغ بر ۳.۳ میلیارد دلار و عربستان در رتبه دوم جهانی در حد ۲ میلیارد دلار را دارند. با انرژیای که ترکیب بخش خصوصی و دولتهای مشوق دارند، عموم اقتصاددانان، سه سال آینده را نسبتا با ثبات پیشبینی میکردند. آنچه در این چارچوب قابلتوجه و مشاهده بود، علاقه سرمایهداران و صاحبان شرکتها، به نزدیک ماندن به دولت ترامپ و کاخ سفید بود. آنها میگویند: در جلسات دولتی شرکت کنید، سخنان مناسب و مرتبط بگویید و در سیاستگذاری شریک شوید. گفته میشود اصحاب صنایع انرژی و فناوری در رفت و آمدهای مرتب به کاخ سفید هستند. رهبران و کارآفرینان اروپا، آسیا و خاورمیانه نیز سعی میکنند با دولت ترامپ تعامل مثبت داشته باشند. در عین حال، داوُس، نظام سرمایهداری و بخش خصوصی به یک موضوع خاصی نیز باید توجه کنند که در گزارشی که شرکت روابط عمومی Edelman منتشر کرد و در میزگردها بعضا به آن اشاره میشد، بهطور تحقیقاتی و مبسوط آورده شده است. در تحقیق این شرکت که ۳۷۵۰۰ نفر در ۲۸ کشور شرکت کردند، مفهوم «بحران شکایت» (Crisis of Grievance) مطرح شده است بدین صورت که سطح اعتماد مردم به نهادها، دولت و بخش خصوصی در حال کاهش است. ۳۷ درصد افراد معتقدند که خطر شرکتهای بزرگ در وضعیت زندگی آنان از دولتها بالاتر است. قطبی شدن جوامع امری جدی و در حال ظهور است. جوانان از نرخ تورم، افزایش ناسیونالیسم و نگرانی از دست دادن شغل، واهمه دارند. خوشهای شدن جوامع (Clustering) به واسطه افزایش فاصله طبقاتی، میتواند به پوپولیسم، بحرانهای امنیتی و سست شدن قرارداد اجتماعی در کشورها بینجامد. تفاهم دولتها با بخش خصوصی که در آن عدالت اجتماعی مدنظر نباشد در میانمدت و درازمدت به انسجام مدنی آسیب میزند و نوعی انزوای روانی-روحی و بیتفاوتی به میان میآورد. این نکته در حدی اهمیت داشت که Larry Fink، نایبرئیس هیاتمدیره انتقالی مجمع جهانی اقتصاد، مطرح کرد که «به طور بسیار واضحی، عملکرد ما (بنگاهداران) مورد تایید همگان نیست.» او در جلسات متعددی مطرح کرد که دیالوگ واقعی میان عموم ذینفعان باید صورت پذیرد. تعادل برای تعدیل تحقق یابد و انطباق با شرایط جدید داخلی و بینالمللی با سیاستگذاریهای منطقی پیش رود. شاید حکمتی داشت که بعضی انتقال اجلاس مجمع جهانی اقتصاد از داوُس (منطقه تفریحی کوهستانی- اسکی در سوییس) به دنیای جدید توسعه مانند جاکارتا، استانبول و مکزیکوسیتی را مطرح کردند. دو جمله به یاد ماندنی بارها در میزگردها مطرح میشد: ۱)افراد، بنگاهها و حکومتهای توانا آنهایی هستند که برای پیشبرد اهداف و برنامههای خود آلترناتیو دارند و ۲)افراد، بنگاهها، حکومتها باید از نظر توانایی، منابع، امکانات و ظرفیتها به جایگاهی برسند که جنگها و تقابلهای منطقهای و بینالمللی را خود انتخاب کنند و نه آنکه، دیگران برای آنها انتخاب کنند