التماس کلنگ
یادداشت مسعود امیرزاده پژوهشگر
در این روزها فیلمی در فضای مجازی منتشر می شود که مربوط به یک جلسه اداری است که یکی از مسئولین استانی در حال عجز و لابه برای زدن کلنگ هر چه زودتر یک سد است. بهانه سدخواهی مانند همیشه است تامین آب شرب پاکیزه و بهداشتی و تأمین آب زراعی.
سد مورد استدعا«سد سجارود است که از قرار در منطقه بندپی شرقی نزدیک شهر بابل قرار به احداث است. مخزن سد بخشی از جنگلهای هیرکانی را تهدید کرده و هزاران درخت هیرکانی در خطر قطع و نابودی هستند.
سد سجارود به دلایل گوناگون با مخالفت کارشناسان فنی، فعالان محیط زیست و دلسوزان تبعات اجتماعی پروژههای عمرانی مواجه شده است؛ گرچه پرداختن به همه این دلایل در این یادداشت ممکن نیست. آنچه اهمیت دارد این است که برای عدهای، بدترین شرایط کشور بهترین فرصت برای پیشبرد پروژههایی است که پیشتر با مخالفتهای کارشناسی یا مدنی روبهرو شده بودند.
کسانی که در این عرصه فعال هستند فراموش نکرده اند در ماه های سیاه کرونا که مردم حتی زیست معمولی و دیدار عزیزان خود را محدود بلکه تعطیل کرده اند دست اندرکاران پروژه های تخریبی از قبیل سد سازی، راه سازی، نابودی بناهای میراثی ،تغییر کاربری و تجاوز به اراضی و عرصه های عمومی مجدانه مشغول به کار بوده و کلنگ ایشان بر جان طبیعت و تاریخ ایران فرود می آمد.
مردم گروه گروه به دیدار مرگ سیاه ناشی از کرونا می شتافتند و عده ای نیز زیر پای زیر ساخت های حیاتی کشور را ویران میکردند.
روزهای پسادیماه نیز از این قاعده مستثنی نیست، که اگر داغی است و اگر ماتمی است برای کسانی است که درد انسانیت و هموطن دارند و البته برای آن طرف ماجرا فرصتی است که چراغ خاموش خر خود برانند و به مقصد برسانند.
جامعه مدنی، همچون بخشی از مردم، در بهت فرو رفته و این حق اوست؛ اما همزمان تخریبگران در کارند. یا کلنگ و بیل مکانیکی در دست دارند، یا مقدمات فرود آمدن آنها را مهیا میکنند.