«جهان اقتصاد» گزارش می دهد تاب بازار سرمایه در شرایط تورمی!
آمنه قدیم پرست
تورم فقط بالا رفتن قیمتها نیست؛ تورم یعنی تغییر قواعد بازی. در چنین شرایطی، بازار سرمایه دیگر نمیتواند با منطق دوران ثبات تصمیم بگیرد. سرمایهگذار، سیاستگذار و نهاد ناظر، هر سه ناچارند استراتژیهای خود را بازتعریف کنند. اگر در دورههای عادی هدف بازار سرمایه «رشد» است، در دوران تورمی هدف اصلی «حفظ ارزش» و سپس «خلق بازده واقعی» میشود. این گزارش تلاش میکند بهصورت کاربردی و بهروز توضیح دهد بازار سرمایه در شرایط تورمی چه باید بکند و چه کارهایی را نباید انجام دهد.
در تورم بالا، رشد اسمی شاخصها میتواند فریبنده باشد. وقتی شاخص کل ۳۰ درصد رشد میکند اما تورم ۴۰ درصد است، سرمایهگذار عملاً فقیرتر شده است. بنابراین بازار سرمایه باید معیارهای ارزیابی خود را اصلاح کند:
در شرایط تورمی، همه صنایع به یک اندازه آسیب نمیبینند. بازار سرمایه باید بهطور طبیعی شاهد چرخش نقدینگی باشد، نه سرکوب آن. صنایع و داراییهای منتفع از تورم معمولاً ویژگیهای زیر را دارند:
در این فضا، شرکتهای کالامحور، صادراتی، داراییمحور و برخی صنایع خدماتی خاص معمولاً عملکرد بهتری دارند. وظیفه بازار سرمایه این نیست که جلوی این چرخش را بگیرد، بلکه باید آن را شفاف، منظم و کمهزینه کند.
تورم بدون نرخ بهره معنا ندارد. یکی از بزرگترین چالشهای بازار سرمایه در دوران تورمی، بیثباتی در سیاستهای پولی است. اگر نرخ بهره واقعی بهشدت منفی باشد:
بازار سرمایه برای بقا نیازمند یک سیگنال روشن است: یا پذیرش رسمی تورم و تعدیل تدریجی نرخ بهره، یا ارائه ابزارهای پوشش ریسک که بتوانند اثر نرخ بهره منفی را خنثی کنند.
در تورم بالا، بازارهای عمیق زنده میمانند و بازارهای تکمحصولی میمیرند. بازار سرمایه باید از «بازار سهام» به «اکوسیستم مالی» تبدیل شود. ابزارهایی که در شرایط تورمی حیاتیاند عبارتاند از:
شرکتی که در تورم سود اسمی میسازد اما جریان نقدی واقعی ندارد، دیر یا زود به مشکل میخورد.
در شرایط تورمی، وسوسه دخالت در بازار بیشتر میشود: قیمتگذاری دستوری، محدودیت نوسان، حمایتهای مقطعی. تجربه نشان داده این سیاستها اگرچه نیت حمایتی دارند.
سرمایهگذار ناآگاه، بزرگترین قربانی تورم است. بازار سرمایه باید بپذیرد که آموزش یک هزینه نیست، یک سرمایهگذاری است. آموزش در این دوره باید روی این مفاهیم متمرکز باشد:
بازار سرمایه در شرایط تورمی قرار نیست قهرمان باشد؛ قرار است واقعبین باشد. پذیرش تورم، اصلاح ابزارها، شفافیت اطلاعات و پرهیز از تصمیمهای نمایشی، چهار ستون بقای بازار در این دوراناند. اگر این اصلاحات انجام شود، بازار سرمایه نهتنها از تورم جان سالم به در میبرد، بلکه میتواند به یکی از معدود پناهگاههای حفظ ارزش داراییها تبدیل شود. تورم میآید و میرود، اما بازاری که قواعد درست داشته باشد، میماند