گره حملونقل در زنجیره معدن؛ تسهیل جابهجایی مواد اولیه نیازمند پیوند صنعت و شبکه حملونقل است
امیر توکلیرودی - عضو کمیسیون صنایع مجلس
توسعه فعالیتهای معدنی تنها به استخراج و فرآوری محدود نمیشود؛ انتقال بهموقع مواد معدنی و دسترسی منظم واحدهای صنعتی به نهادههای موردنیاز نیز بخش مهمی از زنجیره تولید است. در بسیاری از موارد، حتی اگر ظرفیت استخراج و تقاضای صنعتی وجود داشته باشد، ضعف در هماهنگی حملونقل میتواند جریان مواد اولیه را مختل کند و هزینههای تولید را افزایش دهد. از این منظر، تشکیل کمیته تخصصی حملونقل با هدف ارتباط میان صنایع بزرگ و ظرفیتهای حملونقلی کشور، میتواند گامی در جهت رفع یکی از موانع عملیاتی بخش معدن و صنعت باشد.
مواد معدنی معمولاً در حجم بالا جابهجا میشوند و استمرار انتقال آنها برای فعالیت معادن، کارخانههای فرآوری و صنایع مصرفکننده اهمیت دارد. هرگونه تأخیر در حمل بار میتواند برنامه تولید را برهم بزند، هزینه انبارداری و توقف تجهیزات را افزایش دهد و در نهایت بر قیمت تمامشده محصول اثر بگذارد. بنابراین، مسئله حملونقل صرفاً یک موضوع پشتیبانی نیست؛ بخشی از زیرساخت رقابتپذیری تولید محسوب میشود.
یکی از چالشهای مهم در این حوزه، نبود هماهنگی کافی میان صاحبان بار و ظرفیتهای موجود در شبکه حملونقل است. ممکن است در یک بخش، صنایع با نیاز مستمر به جابهجایی مواد معدنی مواجه باشند و در بخش دیگر، ظرفیتهایی وجود داشته باشد که به دلیل نبود اطلاعات، برنامهریزی یا ارتباط سازمانیافته، بهطور کامل مورد استفاده قرار نگیرد. ایجاد ساختاری تخصصی برای شناسایی نیازها، تجمیع تقاضای حمل و هدایت بار میتواند به کاهش این فاصله کمک کند.
در این چارچوب، مأموریت کمیته حملونقل نباید صرفاً به پیگیری مشکلات موردی محدود شود. این ساختار میتواند با شناسایی مسیرهای پرتردد، بررسی گلوگاههای انتقال مواد معدنی، هماهنگی میان صنایع بزرگ و شرکتهای حملونقل و ایجاد سازوکار مشخص برای تأمین و تخصیص ظرفیت، به برنامهریزی منسجمتر کمک کند. همچنین دسترسی به اطلاعات دقیق درباره حجم بار، زمانبندی ارسال و ظرفیت ناوگان، امکان استفاده بهینهتر از امکانات موجود را فراهم میکند.
موضوع ثبت سفارش و انتقال مواد معدنی نیز باید در همین زنجیره دیده شود. تسهیل فرایندهای اداری و هماهنگی حملونقل، زمانی اثرگذار خواهد بود که میان مراحل ثبت سفارش، تأمین مواد، صدور مجوزها و جابهجایی بار پیوستگی وجود داشته باشد. اگر هر مرحله بهصورت جداگانه و بدون هماهنگی پیش برود، کاهش مانع در یک بخش لزوماً به تسریع کل فرایند منجر نمیشود. به همین دلیل، نگاه زنجیرهای و تقسیم روشن مسئولیت میان دستگاهها و فعالان اقتصادی ضرورت دارد.
در نهایت، ظرفیتسازی در حملونقل به معنای توسعه صرف ناوگان نیست؛ بلکه استفاده هوشمندانه از ظرفیت موجود، مدیریت جریان بار و ایجاد ارتباط پایدار میان عرضهکنندگان و متقاضیان خدمات حمل را نیز شامل میشود. اگر کمیته تخصصی بتواند این ارتباط را به برنامهای اجرایی و مستمر تبدیل کند، زمینه کاهش وقفه در انتقال مواد معدنی و پشتیبانی مؤثرتر از تولید فراهم خواهد شد. رونق بخش معدن، در کنار سرمایهگذاری و توسعه فناوری، به شبکه حملونقلی نیاز دارد که بتواند مواد اولیه را بهموقع و با هزینه قابل پیشبینی به مقصد برساند.