نفوذ اقتصادی؛ وقتی اعتبار بانکی از تولید و کشاورزی فاصله میگیرد
هادی قوامی - نماینده مردم اسفراین در مجلس شورای اسلامی
در اقتصاد، نحوه تخصیص منابع مالی فقط یک تصمیم بانکی نیست؛ بلکه میتواند مستقیماً بر معیشت مردم، تولید و حتی امنیت اقتصادی کشور اثر بگذارد. وقتی منابع محدود بانکی به جای آنکه به سمت بخشهای مولد و نیازهای فوری اقتصاد هدایت شود، در اختیار مجموعههایی قرار میگیرد که درباره عملکرد آنها ابهام و انتقاد وجود دارد، مسئله از یک اختلاف مالی فراتر میرود و به موضوعی درباره حکمرانی اقتصادی تبدیل میشود.
یکی از نکات مهم مطرحشده در این زمینه، ضرورت بررسی دقیق سازوکار خطهای اعتباری و تسهیلات کلان بانکی است. اگر منابعی با حجم بالا برای جبران تعهدات یا حمایت از مجموعههای خاص اختصاص پیدا کند، در حالی که بخشهایی مانند کشاورزی برای تأمین نهادههای ابتدایی خود با مشکل مواجهاند، این پرسش جدی شکل میگیرد که اولویت نظام تأمین مالی کشور چگونه تعیین میشود.
کشاورز زمانی میتواند تولید را ادامه دهد که برای خرید بذر، نهاده و تأمین هزینههای جاری دسترسی به منابع داشته باشد. تأخیر در تأمین مالی این بخش تنها یک مشکل صنفی نیست؛ کاهش تولید، افزایش هزینه مواد غذایی و فشار بیشتر بر سفره خانوارها میتواند از پیامدهای زنجیرهای آن باشد. بنابراین، تخصیص اعتبار به بخش کشاورزی و دیگر بخشهای مولد باید در چارچوب یک سیاست روشن و قابل دفاع انجام شود.
از سوی دیگر، نگرانی درباره آثار تورمی خلق اعتبار نیز نباید نادیده گرفته شود. هرچه منابع اعتباری بدون پشتوانه کافی و بدون هدایت به سمت فعالیتهای مولد وارد اقتصاد شود، احتمال افزایش فشار تورمی بیشتر خواهد شد. به همین دلیل، سیاست اعتباری باید همزمان دو هدف را دنبال کند: جلوگیری از ایجاد رانت و انحراف منابع و هدایت اعتبار به سمت تولید و نیازهای واقعی اقتصاد.
در این میان، مفهوم نفوذ اقتصادی نیز نیازمند توجه جدی است. مقابله با نفوذ را نمیتوان صرفاً در چارچوب امنیتی و نظامی تعریف کرد. شبکههای مالی، منابع عمومی، تصمیمهای اقتصادی و سازوکارهای تخصیص اعتبار نیز میتوانند بر استقلال اقتصادی کشور اثر بگذارند. مقابله مؤثر با این مسئله، بیش از هر چیز به شفافیت، نظارت، پاسخگویی و مشخص بودن مسئولیت نهادهای تصمیمگیر نیاز دارد.
اصل اساسی این است که منابع بانکی باید در خدمت اقتصاد واقعی قرار گیرد؛ یعنی تولید، اشتغال، کشاورزی و فعالیتهایی که ارزش افزوده ایجاد میکنند. هر جا که تخصیص اعتبار از این مسیر فاصله بگیرد، ضرورت نظارت دقیقتر و بررسی منافع و پیامدهای تصمیمها بیشتر میشود.