تولید داخلی؛ مسیر اشتغال و افزایش درآمد خانوارها
عبدالکریم هاشمی نخلابراهیمی - عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی
تولید داخلی فقط یک شاخص اقتصادی در گزارشهای رسمی نیست؛ مستقیماً با زندگی خانوارها، میزان اشتغال، درآمد و ثبات بازار ارتباط دارد. هرچه ظرفیت تولید کشور بیشتر و پایدارتر شود، امکان ایجاد فرصتهای شغلی جدید افزایش پیدا میکند و درآمد حاصل از فعالیتهای مولد نیز میتواند به جای حرکت به سمت فعالیتهای غیرمولد، در چرخه واقعی اقتصاد قرار گیرد.
نگاه به تولید باید از حمایتهای مقطعی فراتر برود. تولیدکننده زمانی میتواند سرمایهگذاری کند، نیروی جدید به کار بگیرد و ظرفیت فعالیت خود را افزایش دهد که هزینههای تولید قابل مدیریت باشد و بتواند برای آینده برنامهریزی کند. مقررات متغیر، فرآیندهای اداری طولانی، دشواری دسترسی به منابع مالی و افزایش هزینه نهادهها، همگی میتوانند انگیزه تولید را کاهش دهند. بنابراین حمایت واقعی از تولید، قبل از هر چیز باید به معنای برداشتن موانع پیش روی تولیدکننده باشد.
یکی از مهمترین آثار افزایش تولید، افزایش عرضه کالا در بازار است. وقتی تولید داخلی توان پاسخگویی بیشتری به نیاز جامعه داشته باشد، وابستگی به واردات کاهش پیدا میکند و بخشی از فشار ناشی از هزینههای خارجی از اقتصاد برداشته میشود. این مسئله بهویژه در مورد کالاهای اساسی اهمیت دارد؛ زیرا تأمین پایدار آنها مستقیماً با امنیت اقتصادی خانوارها ارتباط دارد.
در چنین شرایطی، تأمین مالی مناسب اهمیت ویژهای پیدا میکند. بنگاه تولیدی برای خرید مواد اولیه، توسعه خطوط تولید، پرداخت دستمزد و افزایش ظرفیت به سرمایه در گردش نیاز دارد. اگر منابع مالی با هزینه بالا یا فرآیندهای پیچیده در اختیار تولیدکننده قرار گیرد، بخشی از توان بنگاه به جای توسعه فعالیت صرف تأمین هزینههای مالی خواهد شد. تسهیل دسترسی به منابع مالی باید یکی از محورهای اصلی سیاست حمایت از تولید باشد.
ثبات مقررات نیز به همان اندازه اهمیت دارد. سرمایهگذاری زمانی اتفاق میافتد که فعال اقتصادی بتواند حداقل برای چند سال آینده تصویری نسبی از محیط کسبوکار داشته باشد. تغییرات مکرر در قوانین، بخشنامهها و رویههای اجرایی، هزینه تصمیمگیری را افزایش میدهد و حتی سرمایهگذارانی را که ظرفیت توسعه دارند، محتاط میکند.
تقویت تولید از سوی دیگر میتواند به کاهش زمینههای شکلگیری قاچاق کمک کند. هرچه تولید رسمی قدرت رقابت بیشتری داشته باشد و کالا با قیمت و کیفیت مناسب در بازار عرضه شود، فضای فعالیت برای شبکههای غیررسمی محدودتر خواهد شد. در این صورت منابع مالی نیز به جای فعالیتهای مخرب و غیرمولد، بیشتر به سمت بنگاههای شفاف و اشتغالزا هدایت میشود.
نکته مهم این است که حمایت از تولید نباید صرفاً با افزایش تسهیلات یا ارائه مشوقهای مالی تعریف شود. کاهش هزینههای تولید، تسهیل مجوزها، تأمین پایدار انرژی و مواد اولیه، دسترسی مناسب به منابع مالی و ثبات مقررات، مجموعهای بههمپیوسته هستند که باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.
در نهایت، تقویت تولید داخلی زمانی اهمیت واقعی خود را نشان میدهد که اثر آن در زندگی مردم دیده شود؛ یعنی فرصت شغلی بیشتری ایجاد شود، درآمد خانوارها افزایش یابد، نیازهای اساسی با ثبات بیشتری تأمین شود و وابستگی اقتصاد به منابع و کالاهای خارجی کاهش پیدا کند. این همان مسیری است که تولید را از یک هدف صرفاً اقتصادی به ابزاری برای بهبود معیشت و افزایش درآمد خانوارها تبدیل میکند.