«جهان اقتصاد» گزارش می دهد
جنون ۱۰۰ دلاری در ترافیک هرمز!
گلناز پرتوی مهر - روزنامه نگار
بازار جهانی نفت، بار دیگر نبض خود را با ضربان تحولات ژئوپلیتیک تنظیم میکند. پس از چند روز آرامش نسبی و کاهش قیمتها، بهای طلای سیاه با جهشی قابلتوجه، از مرز صد دلار گذشت تا به بازیگران این عرصه یادآوری کند که در دنیای انرژی، ثبات یک استثناست و تنش، یک قاعده.
افزایش بیش از یک درصدی قیمت نفت برنت که آن را به سطح ۱۰۱ دلار و ۹۰ سنت رساند، صرفاً یک عدد بر روی تابلوی معاملات نیست؛ بلکه بازتابی از یک شبکه پیچیده از رخدادهای سیاسی و نظامی در قلب انرژی جهان، یعنی خاورمیانه است. این افزایش قیمت، که پس از پنج جلسه معاملاتی نزولی رخ داد، نشان میدهد که بازار بیش از هر زمان دیگری به اخبار و سیگنالهای سیاسی حساس شده و سرمایهگذاران با هر خبر، استراتژی خود را از نو میچینند.
در کانون این تحولات، چندین نقطه بحران به صورت همزمان فعال شدهاند. از یک سو، نگاهها به مجمع عمومی سازمان ملل متحد دوخته شده است، جایی که احتمال شکلگیری مذاکراتی میان ایران و آمریکا، بازار را در حالت تعلیق و انتظار قرار داده است. این مذاکرات، فارغ از نتیجه آن، پتانسیل تغییر دادن معادلات عرضه در بازار را دارد و همین عدم قطعیت، به خودی خود یک عامل تنشزا محسوب میشود. بازار در یک دوراهی گیر کرده است: از یک طرف، چشمانداز یک توافق میتواند به معنای ورود حجم قابل توجهی از نفت به بازار و کاهش قیمتها باشد و از طرف دیگر، شکست این تلاشهای دیپلماتیک میتواند تنشها را تشدید کرده و قیمتها را به سطوح بالاتری پرتاب کند. تا زمانی که جهتگیری این گفتوگوها مشخص نشود، بازار نفت به نوسانات خود در یک محدوده مشخص ادامه خواهد داد و همچون یک بادنما، به هر نسیم خبری واکنش نشان خواهد داد.
همزمان با این دیپلماسی پرالتهاب، در میدانهای نبرد واقعی نیز گرد و خاک به پا شده است. تنشها در جنوب شبهجزیره عربستان بالا گرفته و حملات انصارالله یمن به ریاض و یکی از تأسیسات کلیدی شرکت آرامکو در ینبع، لایهای دیگر از ریسک را به بازار افزوده است. این حملات نشان میدهد که زیرساختهای انرژی عربستان سعودی، به عنوان بزرگترین صادرکننده نفت جهان، همچنان در تیررس تهدیدات منطقهای قرار دارد. در واکنش به این شرایط و پس از آنکه حملات پیشین به خط لوله شرق-غرب، مسیر انتقال نفت به بندر ینبع را مختل کرده بود، آرامکو استراتژی خود را تغییر داده و صادرات نفت از طریق تنگه استراتژیک هرمز را افزایش داده است.
این اقدام، هرچند به صورت موقت توانسته جریان صادرات را حفظ کند، اما خود حامل یک پارادوکس است. در حالی که حجم محمولههای عبوری از تنگه هرمز به بالاترین سطح در شش ماه گذشته رسیده و برخی تحلیلگران این موضوع را نشانهای از کاهش نگرانیها درباره کمبود عرضه میدانند، اما تمرکز بیشتر بر این آبراه حیاتی، ریسک کلی سیستم را نیز افزایش میدهد. تنگه هرمز همواره یک نقطه اشتعال بالقوه در منطقه بوده و هرگونه اختلال در آن میتواند شوکی عظیم به بازار جهانی وارد کند. بنابراین، افزایش ترافیک در این تنگه، شبیه به قرار دادن تخممرغهای بیشتر در سبدی است که خود در منطقهای پرآشوب قرار دارد.
اما زنجیره بحرانهای عرضه به همین جا ختم نمیشود. از شمال آفریقا نیز خبرهای نگرانکنندهای به گوش میرسد. در لیبی، یکی از بازیگران مهم اما بیثبات بازار نفت، یک گروه مسلح با بستن یکی از خطوط لوله اصلی که نفت خام میدان شراره را به بندر زاویه منتقل میکند، تولید این کشور را به شدت کاهش داده است. این اقدام، تولید نفت میدان شراره را حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز کاهش داده و آن را به سطحی در حدود ۱۰۰ تا ۱۰۵ هزار بشکه رسانده است. این کاهش تولید ناگهانی، آن هم در بازاری که با کمبود عرضه مواجه است، تأثیر مستقیم خود را بر قیمتها گذاشته و بحران جهانی انرژی را عمیقتر کرده است. این اتفاق یادآوری میکند که مشکلات عرضه در بازار نفت تنها به تنشهای میان دولتها محدود نمیشود و بیثباتیهای داخلی کشورها نیز میتواند به راحتی تعادل شکننده بازار را بر هم بزند.
در مجموع، بازار نفت در یک وضعیت پیچیده و چندوجهی قرار گرفته است. از یک طرف، نگرانیهای ژئوپلیتیک ناشی از تنشهای ایران و غرب و درگیریهای منطقهای، قیمتها را به سمت بالا سوق میدهد. از طرف دیگر، نشانههایی از تلاش برای جبران عرضه، مانند افزایش صادرات عربستان از طریق هرمز، به عنوان یک عامل تعدیلکننده عمل میکند. با این حال، باید توجه داشت که افزایش قیمت اخیر، بیش از آنکه ناشی از یک تغییر بنیادین در عوامل عرضه و تقاضا باشد، یک واکنش عصبی به تحولات سیاسی و پوشش ریسک توسط معاملهگرانی است که پس از یک دوره افت، خود را برای یک دوره پرتلاطم جدید آماده میکنند.
آینده کوتاهمدت بازار نفت نه در مدلهای اقتصادی، بلکه در راهروهای سازمان ملل و گزارشهای خبری از مناطق درگیری نوشته خواهد شد. هر بشکه نفت خام، اکنون نه فقط یک واحد انرژی، که یک سرباز در شطرنج بزرگ ژئوپلیتیک خاورمیانه است و هر حرکت اشتباه در این صفحه میتواند بهای سنگینی برای اقتصاد جهانی در پی داشته باشد. جهان باید خود را برای دورهای از نوسانات شدید آماده کند، دورهای که در آن قیمت انرژی، بیش از هر زمان دیگری، به متغیرهای غیرقابل پیشبینی سیاست گره خورده است.