خاموشیهای کوچک، نجاتهای بزرگ
مریم زارع پور (یگانه) ـ روزنامه نگار
در روزهایی که ناترازی انرژی از یک هشدار فنی فراتر رفته و به واقعیتی محسوس در زندگی روزمره، تولید، خدمات و ادارهها تبدیل شده است، بحث کاهش مصرف برق و انرژی در محیطهای کاری دیگر یک توصیه اخلاقی یا یک شعار اداری نیست؛ بلکه به ضرورتی اقتصادی، مدیریتی و حتی فرهنگی بدل شده است. محل کار، چه یک اداره کوچک باشد و چه یک سازمان بزرگ، یکی از اصلیترین نقاطی است که در آن میتوان با چند تصمیم ساده اما هوشمندانه، جلوی اتلاف گسترده انرژی را گرفت؛ اتلافی که شاید در ظاهر از یک چراغ روشن اضافه، یک دستگاه در حالت آمادهبهکار یا یک کولر تنظیمشده روی دمای غیرمنطقی شروع شود، اما در مقیاس کلان به هزینهای سنگین برای اقتصاد و زیرساخت کشور تبدیل میشود.
واقعیت این است که بخش مهمی از هدررفت انرژی در محیطهای کاری، نه به فناوری پیچیده مربوط است و نه به کمبود منابع، بلکه به الگوی مصرف بازمیگردد. هنوز در بسیاری از محلهای کار، دستگاهها پس از پایان ساعت اداری خاموش نمیشوند، چراغ اتاقهای خالی روشن میماند، سیستمهای سرمایش و گرمایش بدون توجه به تعداد افراد یا شرایط محیطی فعال هستند و تجهیزات برقی حتی در زمان بلااستفاده بودن نیز برق مصرف میکنند. این نوع مصرف پنهان، همان بخشی از هزینه است که معمولا در دید اول به چشم نمیآید، اما در مجموع سهم بالایی در افزایش مصرف انرژی دارد.
کاهش اتلاف انرژی در محیط کار، پیش از هر چیز نیازمند تغییر نگاه است. تا زمانی که مصرف انرژی یک موضوع حاشیهای تلقی شود، صرفهجویی نیز به رفتارهای مقطعی و بیاثر محدود خواهد ماند. اما اگر مدیران و کارکنان بپذیرند که هر واحد انرژی هدررفته، معادل هزینه مستقیم، فشار بیشتر بر شبکه و کاهش بهرهوری ملی است، آنگاه حتی سادهترین اقدامات نیز معنا پیدا میکند. خاموش کردن کامل کامپیوترها، چاپگرها و سایر تجهیزات در پایان روز، یکی از همین اقدامهای به ظاهر ساده است که اثر واقعی آن در بلندمدت قابل توجه خواهد بود. بسیاری از دستگاهها حتی در حالت آمادهبهکار نیز برق مصرف میکنند و همین مصرف خاموش، وقتی در مقیاس دهها یا صدها دستگاه جمع شود، به عددی معنادار تبدیل میشود.
روشنایی نیز یکی از مهمترین بخشهای مصرف انرژی در محل کار است. هنوز در برخی ساختمانها از لامپهای قدیمی و پرمصرف استفاده میشود، در حالی که جایگزینی آنها با لامپهای LED نهتنها مصرف برق را کاهش میدهد، بلکه به دلیل عمر بیشتر، هزینه نگهداری را نیز پایین میآورد. از سوی دیگر، استفاده بهتر از نور طبیعی یک راهکار کمهزینه و هوشمندانه است که هم مصرف برق را کم میکند و هم کیفیت محیط کار را ارتقا میدهد. طراحی چیدمان اداری بر مبنای دسترسی بهتر به نور روز، باز کردن پردهها در ساعات مناسب و خاموش کردن چراغهای غیرضروری، از جمله اقدامهایی است که بدون پیچیدگی خاص قابل اجراست.
با این حال، بیشترین سهم در مصرف انرژی محیطهای کاری معمولا به سیستمهای سرمایش و گرمایش مربوط میشود. بسیاری از ادارهها در تابستان بیش از حد سرد و در زمستان بیش از حد گرم هستند؛ وضعیتی که نهتنها انرژی زیادی مصرف میکند، بلکه در بسیاری مواقع آسایش واقعی کارکنان را هم افزایش نمیدهد. تنظیم ترموستات روی دمای منطقی و متناسب با فصل، سرویس منظم تجهیزات، جلوگیری از باز و بسته شدن بیمورد درها و پنجرهها و تشویق کارکنان به انتخاب پوشش متناسب با فصل، از جمله اقدامهایی است که میتواند مصرف را کنترل کند. مصرف بهینه انرژی در این بخش، بیش از هر چیز به تعادل نیاز دارد؛ تعادلی میان آسایش و مسئولیت.
اما اگر بخواهیم صادقانه نگاه کنیم، مهمترین حلقه مفقوده در صرفهجویی انرژی در محل کار، مسئله فرهنگ سازمانی است. هیچ راهکاری، حتی بهترین فناوریها، بدون همراهی رفتار انسانی به نتیجه مطلوب نمیرسد. اگر کارمند احساس کند مصرف انرژی موضوعی شخصی یا بیاهمیت است، اگر خاموش کردن چراغ یا جدا کردن شارژر از برق کاری بیفایده تلقی شود، اگر مدیران خود به اصول صرفهجویی پایبند نباشند، برنامههای کاهش مصرف هم عملا روی کاغذ باقی میماند. برعکس، زمانی که فرهنگ سازمانی بر پایه مسئولیتپذیری جمعی شکل بگیرد، صرفهجویی از یک دستور اداری به یک عادت روزمره تبدیل میشود.
در نهایت، باید پذیرفت که جلوگیری از اتلاف انرژی در محل کار، نه با طرحهای پرهزینه و پیچیده، بلکه با مجموعهای از تصمیمهای کوچک، مداوم و قابل اجرا آغاز میشود. خاموش کردن یک دستگاه، تنظیم درست یک ترموستات، تعویض یک لامپ، استفاده از نور طبیعی یا تغییر یک عادت روزانه، شاید در نگاه اول ناچیز به نظر برسد، اما در مقیاس یک سازمان و در تداوم زمان، به نتیجهای بزرگ میرسد. بحران انرژی را فقط با ساخت نیروگاههای بیشتر نمیتوان حل کرد؛ بخشی از راهحل، در همان اتاقهای کاری، پشت میزها و کنار کلیدهای برق پنهان شده است.
اگر محل کار قرار است جایی برای تولید، خلاقیت و پیشرفت باشد، باید از اتلاف منابع در آن جلوگیری شود. انرژی، مهمترین منبعی است که هدررفتنش گاه بیصدا اتفاق میافتد، اما اثرش بر اقتصاد، محیطزیست و زندگی جمعی کاملا بلند و آشکار است. صرفهجویی در محیط کار، امروز دیگر یک انتخاب خوب نیست؛ یک ضرورت هوشمندانه است.