تنگنای هرمز؛ نبض لرزان اقتصاد جهانی در چنگال ناپایداری

مریم زارع‌پور(یگانه) ـ روزنامه‌نگار

شناسه خبر: 187243
تنگنای هرمز؛ نبض لرزان اقتصاد جهانی در چنگال ناپایداری

بازار جهانی انرژی بار دیگر در برابر یک واقعیت تلخ و تاریخی قرار گرفته است؛ هرگاه سایه تنش بر سر خلیج فارس سنگینی می‌کند جهان با موجی از نگرانی، گرانی و بی‌ثباتی روبه‌رو می‌شود. تنگه هرمز که شاهراه حیاتی انتقال نفت و فرآورده‌های انرژی در جهان است این روزها دوباره به کانون اضطراب در اقتصاد جهانی بدل شده؛ جایی که اختلال در عبور و مرور نفتکش‌ها و سایه سنگین ناامنی بر حمل‌ونقل دریایی، زنجیره‌های تأمین جهان را به لرزه درآورده است.

آنچه امروز در منطقه رخ می‌دهد فراتر از یک منازعه سیاسی یا نظامی محدود است این یک جنگ اقتصادی خاموش علیه معیشت مردم در سراسر جهان است از آسیا و اروپا تا آفریقا و آمریکای لاتین. جهش قیمت نفت، صعود هزینه‌های لجستیک، رشد نجومی نرخ بیمه کشتی‌ها و هراس صنایع بزرگ از کمبود انرژی، تنها بخشی از پیامدهای این وضعیت است. تحلیلگران هشدار می‌دهند اگر این آتش شعله‌ور بماند، بازگشت «نفت سه‌رقمی» دیگر یک سناریوی خیالی نیست و جهان باید خود را برای فصل تازه‌ای از تورم ساختاری آماده کند.

داستان اما فقط به نفت خام خلاصه نمی‌شود. «سوخت جت» پاشنه آشیل جدیدی است که زنجیره تأمین آن به خلیج فارس گره خورده است. بخش عمده سوخت خطوط هوایی اروپا از این مسیر تأمین می‌شود و تداوم اختلال در مسیرهای دریایی، صنعت هوانوردی اروپا را به لرزه انداخته است. برآوردهای نگران‌کننده نشان می‌دهد در صورت استمرار این شرایط، ناوگان هوایی اروپا با بحران سوخت و احتمال زمین‌گیر شدن پروازها مواجه خواهد شد؛ وضعیتی که با افزایش بلیت، لغو سفرهای تجاری و فشار بر صنایع گردشگری می‌تواند رکود تازه‌ای را به اقتصاد اروپا تحمیل کند.

در این میانه آنچه افکار عمومی جهان را می‌آزارد، جنگ روایت‌ها بر سر مسئولیت این ناامنی است حال آنکه کشتی‌های معطل، بیمه‌های گران و انرژی دیررس، تنها واقعیت‌های ملموس برای مصرف‌کننده نهایی است. برای غول‌های واردکننده انرژی نظیر چین و هند، ثبات در تنگه هرمز نه یک موضوع دیپلماتیک بلکه ضرورتی برای بقای صنعتی است. در دنیای امروز روایت مستند و منطقی، سلاحی به اندازه واقعیت‌های میدانی قدرت دارد و هر کشوری که بتواند این بحران را در مجامع بین‌المللی عاقلانه‌تر تبیین کند، دست بالاتر را در دیپلماسی عمومی خواهد داشت.

افزایش قیمت نفت، هزینه‌های تولید را در صنایع مختلف از پتروشیمی و فولاد گرفته تا کشاورزی به‌شدت افزایش می‌دهد. وقتی شریان سوخت گران می‌شود، قیمت کالاها در قفسه فروشگاه‌های جهان بالا می‌رود و تورم از دریای خلیج فارس به زندگی روزمره خانواده‌ها در دوردست‌ترین نقاط جهان راه می‌یابد. در این فضای نااطمینانی، سرمایه‌گذاران نیز به سمت دارایی‌های امن فرار می‌کنند و بازارهای بورس جهان درگیر نوسانات شدید می‌شوند که می‌تواند رشد اقتصادی جهانی را به تعویق بیندازد.

تجربه ثابت کرده است که در ناامنی خلیج فارس هیچ برنده‌ای وجود ندارد نه صادرکنندگان، نه واردکنندگان و نه شرکت‌های کشتیرانی. شاید مهم‌ترین آموزه این روزها آن باشد که امنیت انرژی، یک مسئله منطقه‌ای نیست؛ وقتی آتش بحران در این آبراه شعله‌ور می‌شود، دود آن به چشم همه جهان می‌رود. بازگشت عقلانیت، پایبندی به قواعد بین‌المللی و مسیر گفت‌وگو نه یک انتخاب سیاسی بلکه مطالبه‌ای است که جهان به‌هم‌تنیده امروز برای بقای اقتصادی خود به آن نیاز دارد. چرا که در نهایت، هزینه‌های سنگین این بازی، همواره از جیب مصرف‌کنندگان نهایی در سراسر گیتی پرداخت می‌شود.

 

ارسال نظر