تاثیر هرمز بسته و دونباس ملتهب بر انرژی
نیروانا مهرآیین ـ پژوهشگر
آتشبس شکنندهای که پس از جنگ رمضان میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر برقرار شد، اگرچه در ظاهر شدت درگیریهای نظامی را کاهش داده، اما عملاً بحران ژئوپلیتیکی تازهای را در قلب نظام انرژی جهان ایجاد کرده است. بسته ماندن تنگه هرمز و افزایش تنشهای دریایی در خلیج فارس نه تنها معادلات منطقهای را تغییر داده، بلکه پیامدهای آن بهطور مستقیم به یکی دیگر از مهمترین جنگهای معاصر، یعنی جنگ روسیه و اوکراین، نیز سرایت کرده است.
در شرایطی که این دو کشور همچنان درگیر یک نبرد فرسایشی هستند، هر تحول در بازار جهانی انرژی میتواند توازن اقتصادی و حتی نظامی آنها را تحت تأثیر قرار دهد. روسیه در سالهای اخیر و بهویژه پس از آغاز جنگ با اوکراین، بیش از هر زمان دیگری به درآمدهای انرژی وابسته شده است. تحریمهای گسترده غرب باعث شد صادرات انرژی روسیه به بازارهای سنتی اروپا کاهش یابد و این کشور به سمت بازارهای آسیایی حرکت کند. در چنین شرایطی، افزایش قیمت جهانی نفت و گاز که میتواند در نتیجه بحران هرمز رخ دهد، از نظر اقتصادی برای مسکو مزایایی به همراه دارد.
بسته شدن یا ناامن شدن مسیرهای انرژی در خاورمیانه میتواند رقابت در بازارهای آسیایی را نیز تغییر دهد.
کشورهایی مانند چین، هند و دیگر اقتصادهای آسیایی که به نفت خلیج فارس وابستهاند، در صورت اختلال در این مسیر ممکن است بیش از گذشته به منابع جایگزین از جمله انرژی روسیه روی بیاورند. چنین تغییری میتواند جایگاه روسیه را در بازار انرژی آسیا تقویت کند و تا حدی توازن فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ اوکراین را تغییر دهد.
در مقابل، برای اوکراین و متحدان اروپایی آن، بحران هرمز میتواند چالشهای جدیدی ایجاد کند.
اروپا پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین تلاش گستردهای برای کاهش وابستگی به انرژی روسیه انجام داده است. این روند با افزایش واردات انرژی از خاورمیانه و منابع جایگزین همراه بوده است.
اگر مسیرهای انتقال انرژی از خلیج فارس با اختلال روبهرو شوند، اروپا بار دیگر با مشکل تأمین انرژی و افزایش شدید قیمتها مواجه خواهد شد. چنین وضعیتی میتواند فشار اقتصادی و اجتماعی در کشورهای اروپایی را افزایش دهد و در نتیجه بر میزان حمایت آنها از اوکراین نیز تأثیر بگذارد.
از منظر ژئوپلیتیکی، بحران هرمز همچنین میتواند تمرکز قدرتهای غربی را نیز تغییر دهد.
در شرایطی که منابع نظامی و سیاسی محدود هستند، گسترش تنش در خلیج فارس ممکن است بخشی از توجه و ظرفیت راهبردی غرب را از جبهه اوکراین به سمت خاورمیانه منتقل کند.
چنین تغییری، حتی اگر موقتی باشد، میتواند بر توازن قدرت در میدان نبرد اوکراین تأثیر بگذارد.
در همین چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند تحولات خلیج فارس و جنگ رمضان را باید در بستر یک رقابت بزرگتر میان قدرتهای جهانی تحلیل کرد. رقابتی که در آن کنترل مسیرهای انرژی، امنیت دریانوردی و دسترسی به منابع ارزان به ابزارهای مهم قدرت تبدیل شدهاند.
ناامن شدن مسیرهای انرژی میتواند اقتصادهای وابسته به واردات را با فشار روبهرو کند و در عین حال فرصتهایی برای صادرکنندگان انرژی ایجاد کند.
از سوی دیگر، درگیریهای دریایی و اقداماتی مانند متوقف کردن نفتکشها در خلیج عمان نشان میدهد که حتی در شرایط آتشبس نیز تنشها در منطقه همچنان فعال هستند.
چنین حوادثی نه تنها خطر درگیری دوباره را افزایش میدهد، بلکه ریسک حملونقل دریایی و هزینه بیمه و تجارت جهانی را نیز بالا میبرد.
این موضوع در نهایت میتواند به افزایش قیمت انرژی در سطح جهانی منجر شود؛ عاملی که مستقیماً بر اقتصاد کشورهای درگیر جنگ نیز اثرگذار است. بسته شدن یک گلوگاه دریایی در خلیج فارس میتواند معادلات جنگی در هزاران کیلومتر دورتر، در میدانهای نبرد شرق اروپا، را نیز تغییر دهد.