ردپای اقتصاد در دوقطبی سازی
یادداشت سید خدادوست موسوی پژوهشگر
پدیده دوقطبیسازی، از منظر روانشناسی، مبتنی بر بهرهگیری از نظام هیجانی انسان است؛ نظامی که در آن قضاوتها نه بر پایه تحلیل عقلانی، بلکه بر اساس واکنشهای اولیه، احساسات و برداشتهای سطحی شکل میگیرند.
دوقطبیسازی با هدفگیری ضعفهای شناختی مخاطب، از طریق روایتهای سادهسازیشده و احساسی، افراد را به موضعگیریهای سریع و بدون تفکر عمیق سوق میدهد. در نتیجه، فضای رسانهای و سیاسی بهجای گفتوگوهای چندلایه و همدلانه، به میدان تقابل احساسات خام تبدیل میشود؛ جایی که برنده، نه الزاماً صاحب حقیقت، بلکه بسیجکننده احساسات است.
در سالهای اخیر، دوقطبیسازی به یکی از مهمترین چالشهای همبستگی اجتماعی و سیاسی کشور بدل شده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها با صراحت نسبت به خطر دوقطبیهای کاذب و تخریبی» هشدار دادهاند و تأکید کردهاند که نقد منصفانه، گفتوگوی نخبگانی و رقابت سالم نهتنها مضر نیست، بلکه عامل پویایی جامعه است.
آنچه خطرناک است، تبدیل اختلافنظرها به مرزبندیهای خصمانه و تبدیل رقیب به دشمن است؛ روندی که ضربهای جدی به وحدت ملی وارد میکند.
ایران کشوری با تنوع قومی، زبانی و فرهنگی قابل توجه است. این تنوع، در صورت مدیریت صحیح، میتواند سرمایهای بزرگ باشد؛ اما در کنار طراحیهای هدفمند دشمنان خارجی برای تضعیف انسجام ملی، به بستری برای سوءاستفاده سیاسی از گسلهای اجتماعی تبدیل شده است.
۱. عوامل اقتصادی و معیشتی
فشار تورمی، کاهش قدرت خرید و بیکاری بهویژه در میان جوانان، زمینه تبدیل نارضایتیهای اقتصادی به شکافهای سیاسی و هویتی را فراهم کرده است. زمانی که پاسخهای ملموس به مطالبات معیشتی ارائه نشود، جامعه به روایتهای سادهانگارانه و تقابلهای نمادین پناه میبرد.
۲. رسانهای و فناوری
شبکههای اجتماعی با الگوریتمهای تقویتکننده همصدایی، کاربران را در «اتاقهای پژواک» قرار میدهند؛ جایی که هر گروه فقط صدای همفکران خود را میشنود. پژوهشهای داخلی نشان میدهد این روند، فاصله روانی میان گروههای اجتماعی را افزایش میدهد.
در این میان، رسانههای معارض و عملیات روانی بیگانگان با برجستهسازی شکافهای داخلی، بخشی از جنگ ترکیبی علیه ایران را پیش میبرند.
۳. هویتی و نسلی
تفاوتهای نسلی در سبک زندگی، ارزشها و سطح انتظارات، در صورت بیپاسخ ماندن، میتواند به دوقطبی فرهنگی منجر شود. همچنین تفاوتهای قومی و منطقهای، در صورت مدیریت نادرست، خوراک پروژههای تفرقهافکنانه بیرونی خواهد شد.
۴. جریانهای همسو با دشمن
برخی جریانها با نیت مشخص، در راستای پروژههای اختلافافکنانه حرکت میکنند. هدف اصلی این جریانها، تضعیف پیوند میان دین، هویت ملی و انقلاب اسلامی و تبدیل ایران مستقل به کشوری بیهویت و وابسته است.
۵. کاسبان دوقطبی
گروهی از فعالان سیاسی و رسانهای، آگاهانه یا ناآگاهانه، از دوقطبیسازی برای افزایش قدرت، نفوذ یا مخاطب بهره میبرند. این رویکرد، حتی اگر همراستا با دشمن نباشد، عملاً در همان مسیر عمل میکند.
۶. سادهدلان با تحلیلهای خطی
این گروه نیت خیر دارند، اما با نگاه تکبعدی، تنها ظاهر مسائل را میبینند و از درک پیچیدگیهای اجتماعی غافل میمانند. چنین نگرشی ناخواسته به حذف نیروهای مؤثر و تقویت شکافها منجر می شود.
اجتماعی: کاهش اعتماد عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی
سیاسی: انسداد گفتوگو و فرسایش توان نخبگان برای اجماع
اقتصادی: افزایش نااطمینانی و کاهش سرمایهگذاری
تمرکز بر بهبود معیشت، اشتغال جوانان، بستههای هدفمند رفاهی و پاسخگویی شفاف می تواند در این زمینه گره گشایی کند.