«جهان اقتصاد» گزارش می دهد چرا انرژی هنوز فرمان اقتصاد را در دست دارد؟

گلناز پرتوی مهر

شناسه خبر: 184990
«جهان اقتصاد» گزارش می دهد 
چرا انرژی هنوز فرمان اقتصاد را در دست دارد؟

 

 
 
اقتصاد ایران بیش از یک قرن است که با انرژی تعریف می‌شود؛ از روزی که اولین چاه نفت در مسجدسلیمان فوران کرد تا امروز که گاز طبیعی، برق، بنزین و فرآورده‌های نفتی در تار و پود زندگی اقتصادی کشور تنیده شده‌اند. اما پرسش اصلی اینجاست: چرا با وجود دهه‌ها صحبت از تنوع‌بخشی، اقتصاد ایران همچنان به انرژی وابسته مانده است؟ پاسخ این سؤال، ترکیبی است از تاریخ، سیاست، ساختار اقتصادی و واقعیت‌های جهانی.
وابستگی ایران به انرژی پیش از آنکه یک انتخاب باشد، یک مسیر تاریخی بوده است. درآمدهای نفتی از دهه ۱۳۲۰ به بعد به اصلی‌ترین منبع تأمین بودجه دولت تبدیل شد. دولت‌ها به‌جای اخذ مالیات گسترده، به فروش نفت تکیه کردند؛ رویکردی که اگرچه در کوتاه‌مدت رشد ایجاد کرد، اما در بلندمدت ساختار اقتصادی را تنبل و دولت‌محور ساخت.
در چنین مدلی، انرژی نه‌فقط یک کالا، بلکه ستون فقرات دولت شد. هر نوسان قیمت نفت، مستقیماً به بودجه، نرخ ارز، تورم و حتی سیاست خارجی گره خورد.
ایران امروز یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر گاز جهان است. این مزیت طبیعی، به‌جای آنکه سکوی پرش برای فناوری و نوآوری باشد، به یارانه پنهان تبدیل شد. صنایع بزرگی مانند فولاد، سیمان، پتروشیمی و پالایشگاه‌ها بر پایه انرژی ارزان شکل گرفتند.
در واقع، ایران نه فولاد صادر می‌کند و نه سیمان؛ بلکه گاز و برق ارزان را در قالب کالا صادر می‌کند.
اقتصاد ایران یکی از بالاترین سطوح یارانه انرژی در جهان را دارد. بنزین، برق، گاز و گازوئیل با قیمتی بسیار پایین‌تر از هزینه واقعی عرضه می‌شوند.
تحریم‌های بین‌المللی، به‌ویژه در دهه ۱۳۹۰، وابستگی ایران به انرژی را تشدید کرد. وقتی دسترسی به بازارهای مالی، فناوری و سرمایه خارجی محدود شد، دولت‌ها دوباره به ساده‌ترین منبع درآمد برگشتند فروش نفت و فرآورده‌ها.
حتی توسعه صادرات غیرنفتی نیز عمدتاً حول محور انرژی چرخید؛ از متانول و اوره گرفته تا محصولات پالایشی. به بیان دیگر، اقتصاد ایران از «نفت خام» به «نفتِ فرآوری‌شده» مهاجرت کرد، نه به اقتصاد دانش‌بنیان.
در ایران، انرژی فقط موضوع اقتصادی نیست؛ ابزار سیاست‌گذاری است. قیمت بنزین می‌تواند اعتراض اجتماعی ایجاد کند، قطع برق صنایع می‌تواند رشد اقتصادی را منفی کند و صادرات گاز می‌تواند اهرم دیپلماسی باشد.
همین پیوند سیاست و انرژی باعث شده تصمیم‌های اقتصادی اغلب کوتاه‌مدت و محافظه‌کارانه باشند. هیچ دولتی نمی‌خواهد هزینه اجتماعی اصلاح ساختار انرژی را بپردازد، حتی اگر همه بدانند ادامه مسیر فعلی پایدار نیست.
در حالی که جهان به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر، کربن صفر و اقتصاد سبز حرکت می‌کند، ایران هنوز درگیر تأمین گاز زمستان و برق تابستان است.
نکته نگران‌کننده اینجاست که اگر تقاضای جهانی برای نفت و گاز در دهه‌های آینده کاهش یابد، مدلی که اقتصاد ایران بر آن بنا شده، با بحران هویتی مواجه خواهد شد.
وابستگی به انرژی الزاماً به‌معنای ضعف نیست؛ مشکل آنجاست که انرژی به عصای اقتصاد تبدیل شده، نه اهرم توسعه. ایران می‌تواند: از انرژی برای جذب سرمایه و فناوری استفاده کند
اقتصاد ایران به انرژی وابسته است، چون تاریخ، سیاست و ساختار اقتصادی آن چنین شکل گرفته‌اند. اما ادامه این وابستگی، در جهانی که به‌سرعت در حال تغییر است، پرریسک و پرهزینه خواهد بود. آینده اقتصاد ایران نه در قطع رابطه با انرژی، بلکه در بازتعریف نقش آن نهفته است: از منبع مصرف و یارانه، به موتور بهره‌وری و توسعه پایدار
 
ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار