تهران و چرخه معیوب مدیریت آلودگی هوا
اشرف سادات جلال زاده
آلودگی هوا در ایران موضوع تازهای نیست ، مسئلهای است که سالهاست در کنار زندگی روزمره ما حرکت کرده، گاهی جدی گرفته شده و گاهی به حاشیه رانده شده اما هیچگاه از میان نرفته است. امروز وقتی درباره آلودگی هوا صحبت میکنیم، صرفاً از یک مشکل محیط زیستی سخن نمیگوییم، بلکه درباره یک چالش چندوجهی صحبت میکنیم که بر سلامت، اقتصاد، آموزش، روابط اجتماعی و حتی احساس امنیت روانی شهروندان اثر میگذارد. آنچه امروز در تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ کشور تجربه میشود، نتیجه روندی طولانی است روندی که در آن مشکلات کوچک بهتدریج انباشته شده و به بحرانی تبدیل شدهاند که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.
شهروندانی که در روزهای سرد زمستان چشمانشان را به آسمان خاکستری میدوزند، میدانند که این وضعیت تنها یک پدیده طبیعی نیست. آنها از طریق اخبار، گزارشها و تجربه زیسته خود دریافتهاند که هوایی که هر روز تنفس میکنند، کیفیتی ندارد که بتوان آن را ایمن نامید اما مجبورند در این هوا تردد کنند کارکنند و نفس بکشند . طبق مطالعات معتبر بینالمللی، ذراتی که امروز در هوا پراکندهاند بهویژه ذرات کمتر از ۲.۵ میکرون قادر به نفوذ به عمق ریه و جریان خون هستند و میتوانند آسیبهای بلندمدتی ایجاد کنند که سالها بعد آشکار میشود. در بسیاری از روزهای سال، شاخص آلودگی در تهران و بعضی کلانشهرهای ایران از حد استانداردهای جهانی فراتر میرود، به نحوی که پزشکان و کارشناسان سلامت بارها هشدار دادهاند ادامه این وضعیت میتواند هزینههای انسانی و درمانی قابلتوجهی بر کشور تحمیل کند.
اگرچه آلودگی هوا در نگاه اول یک پدیده طبیعی به نظر میرسد، اما عوامل شکلدهنده آن کاملاً انسانی و قابل مدیریتاند. خودروهای فرسودهای که هنوز در خیابانها تردد میکنند، بخشی از آلودگی را تولید میکنند که سالهاست درباره آن گفته شده و اقدامی جدی برای رفع آن صورت نگرفته است. ناوگان حملونقل عمومی که باید اصلیترین ابزار کاهش آلودگی باشد، به روز نشده و توان پاسخگویی به نیاز واقعی شهر را ندارند. در بسیاری از روزهای سال، هزاران اتوبوس و کامیون فرسوده، آلایندههایی تولید میکنند که در شرایط سرمای زمستان و افزایش سکون هوا، مجال پخششدن نمییابند و به لایهای سنگین دود بر فراز شهر تبدیل میشوند. همزمان برخی از نیروگاهها و صنایع نیز، به دلیل کمبود انرژی یا مشکلات ساختاری، بهسوی استفاده از سوختهایی میروند که سالهاست در کشورهای توسعهیافته کنار گذاشته شدهاند.
توسعه شهرنشینی نیز سهم خود را در شکلگیری این شرایط دارد. تهران و چندین کلانشهر دیگر طی سالها رشد بیرویهای داشتهاند ، رشد جمعیت، گسترش شهر، ساختوسازهایی که گاه بدون توجه به استانداردهای زیستمحیطی انجام شدهاند و کاهش فضاهای سبز، همگی در کنار هم باعث شدهاند تهویه طبیعی هوا دشوارتر شود. در کنار این موارد، تغییرات اقلیمی نیز الگوهای باد و بارندگی را تغییر داده و در برخی فصلها روزهای بیشتری را بدون بارش رقم زده است؛ روزهایی که آلودگی به آسانی در جو معلق میماند و امکان رسوب یا جابهجایی ندارد.
در نگاه نخست شاید بهنظر برسد آلودگی هوا مسئلهای است که باید صرفاً در حوزه محیطزیست بررسی شود، اما واقعیت این است که پیامدهای این بحران بسیار گستردهتر است. مدارس در روزهای آلوده تعطیل میشوند، حضور دانشآموزان دچار اختلال میشود، و کیفیت آموزش کاهش مییابد. بسیاری از افراد سالمند یا بیماران تنفسی مجبورند در خانه بمانند، و حتی برخی خانوادهها در طول زمستان از حضور کودکان خود در فضای باز صرفنظر میکنند. این تغییرات کوچک روزمره در بلندمدت بر سبک زندگی، سلامت و رفاه اجتماعی اثر میگذارد. همزمان، هزینههای درمان بیماریهای مرتبط با آلودگی افزایش مییابد و بهرهوری نیروی کار کاهش پیدا میکند. به این ترتیب آلودگی هوا تنها سلامت بدن را تهدید نمیکند؛ براقتصاد و روابط اجتماعی نیز سایه میاندازد.
با وجود گستردگی این آثار، شاید مهمترین پرسش این باشد که چرا سالهاست این مسئله به قوت خود باقی مانده و به شکل ریشهای حل نگردیده است. پاسخ ساده نیست، اما میتوان گفت که بخشی از مشکل به نبود یک برنامه منسجم و هماهنگ بازمیگردد. مسئولیت مدیریت آلودگی هوا میان چندین دستگاه و نهاد تقسیم شده، اما هماهنگی لازم میان آنها وجود ندارد. در نتیجه، گاهی تصمیمهای مقطعی گرفته میشود مانند تعطیلی مدارس یا توصیه به کاهش تردد اما اقدامات بلندمدت کمتر در اولویت بوده است. در چنین شرایطی طبیعی است که بحران نهتنها حل نمیشود، بلکه هر سال با شدت بیشتری بازمیگردد.
در کنار مشکلات ذکرشده، نمیتوان از نقش مردم نیز غافل شد. بسیاری از شهروندان، به دلیل کمبود حملونقل عمومی کارآمد، ناگزیر از استفاده از خودروی شخصی هستند. برخی نیز آگاهی کافی درباره تأثیرات رفتاری خود بر کیفیت هوا ندارند مسئلهای الودگی هوا در کلانشهرهای ایران امروز عزمی جدی را می طلبد عزمی که با مشارکت مردم و پیگیری های دولت و مسیولان امکان پذیر خواهد بود، راهکارهای مقطعی در کوتاه مدت دیگر پاسخگوی حل مشکلات نیست وقت آن رسیده تصمیمات اصولی را جایگزین راهکارهای مقطعی کنیم ..