«جهان اقتصاد» گزارش می دهد

بازخوانی پارادوکس زمستانی برق و سوخت

گلناز پرتوی مهر - روزنامه نگار

شناسه خبر: 190881
بازخوانی پارادوکس زمستانی برق و سوخت

با فرا رسیدن پاییز و کوتاه شدن سایه آفتاب تابستانی، پرونده مدیریت اوج‌بار فصلی ورق می‌خورد؛ پرونده‌ای که این‌بار نه در هیاهوی داغ کولرها و تراز منفی تیر و مرداد، بلکه در خاموشی سرمای استخوان‌سوز زمستان و در سایه تنش سوخت‌رسانی گشوده می‌شود. بازخوانی تصمیمات اخیر سیاست‌گذاران نیرو نشان می‌دهد که تقویم عملیاتی بخش انرژی کشور چند گام جلوتر کشیده شده است. اعلام بسته جامع «۶۰ برنامه عملیاتی» برای زمستان پیش‌رو، پیامی روشن دارد: شبکه برق کشور دیگر منتظر ورود سامانه‌های جوی قطبی نمی‌ماند تا دستپاچه دست‌به‌دامن مازوت یا قطعی برنامه‌ریزی‌شده صنایع شود، بلکه استراتژی خود را بر پایه یک مفهوم کلیدی بازتعریف کرده است: «انضباط عملیاتی دقیق و پیش‌دستانه». 
در ادبیات مهندسی شبکه برق، زمستان همواره پارادوکسیکال‌ترین فصل بهره‌برداری است. در حالی که تقاضای الکتریکی کل کشور نسبت به پیک تابستان افت محسوسی را ثبت می‌کند، اما آسیب‌پذیری شبکه در بخش سمت تولید به‌شدت جهش می‌یابد. ریشه این بحران، هم‌پوشانی نامتقارن زنجیره گاز و برق است. با افت دما، بخش خانگی و تجاری سهم شیر را از خطوط لوله گاز سراسری می‌بلعد و به این ترتیب، نیروگاه‌های حرارتی—که شاکله اصلی تولید برق کشور را تشکیل می‌دهند—از خوراک پاک و اصلی خود محروم می‌شوند. 
بسته عملیاتی جدید به‌درستی انگشت بر گلوگاه‌های فنی این زنجیره گذاشته است. انضباط عملیاتی در این ساختار، صرفاً یک توصیه اداری یا شعار مدیریتی نیست؛ بلکه به معنای محاسبه لحظه‌ای دینامیک شبکه، کنترل دقیق سوخت مایع و رصد ذخایر استراتژیک در مقیاس سانتیمتر مکعب است. 
ستون فقرات عبور از دوره سرد سال، واحدهای حرارتی و به‌ویژه نیروگاه‌های بخاری هستند. در این سرفصل، دو گام حیاتی همزمان به جریان افتاده است: 
۱. فشردگی تقویم تعمیرات اساسی (Overhaul): پاییز امسال میدان مسابقه زمان برای به اوج رساندن ضریب آمادگی فنی واحدهاست. نیروگاه‌هایی که تحت فشار حداکثری تابستان فرسایش دیده‌اند، باید بی‌هیچ وقفه‌ای در شرایط ایده‌آل مکانیکی قرار گیرند تا در مواجهه با بار پایه زمستان دچار خروج‌های اضطراری (Trip) نشوند. 
۲. معماری دوباره مخازن سوخت مایع: نفت‌گاز (گازوئیل) و مازوت، سوپاپ اطمینان بقای نیروگاه‌ها در یخبندان هستند. با این حال، انتقال این حجم از سوخت مایع با تانکرهای جاده‌ای یا خطوط فرسوده، خود به چالش لجستیکی بزرگی تبدیل می‌شود. احداث ضربتی مخازن و پر کردن حداکثری آنها پیش از مسدود شدن راه‌های مواصلاتی و برودت سنگین، تنها راه تضمین تداوم تولید در روزهایی است که افت فشار گاز سراسری زنگ خطر را به صدا درمی‌آورد. 
نگاهی به نقشه ژئوپلیتیک شبکه برق ایران نشان می‌دهد که توزیع منابع تولید و کانون‌های تقاضا دچار عدم تعادل جغرافیایی است. عمده تأسیسات گازی و نیروگاه‌های پرظرفیت در فلات مرکزی و کرانه‌های جنوبی مستقر هستند، در حالی که استان‌های شمالی، شمال‌غربی و حاشیه البرز به‌دلیل استقرار در انتهای خطوط انتقال گاز و تراکم بالای جمعیتی، مستعدترین مناطق برای افت فشار گاز و تنش گرمایشی‌اند. 
در بسته عملیاتی جدید، تقویت ترانزیت برق از جنوب به شمال جایگاهی راهبردی یافته است. وقتی تزریق گاز به نیروگاه‌های شمالی با مانع روبه‌رو شود، تاب‌آوری شبکه وابسته به دالان‌های خطوط فشارقوی (۴۰۰ و ۲۳۰ کیلوولت) خواهد بود تا بار الکتریکی جنوب را به قلب سرما در شمال پمپاژ کنند. حفاظت دینامیکی از این پست‌ها و ترانسفورماتورها و به حداقل رساندن تلفات تبادل منطقه‌ای، مرز میان پایداری شبکه و سناریوهای خاموشی منطقه‌ای است. افزون بر این، همگرایی با صنایع بزرگ انرژی‌بر و پتروشیمی‌ها به‌منظور واردات یا بازتولید برق، شاهدی است بر پذیرش یک مدل منعطف‌تر در مدیریت دارایی‌های زنجیره انرژی. 
مرکز مدیریت شبکه و شرکت‌های توزیع در این طرح، به عنوان لایه‌های تنظیم‌کننده وارد عمل می‌شوند. دیگر نمی‌توان مصرف را به صورت سنتی و با پایش‌های دستی مهار کرد. استقرار کنتورهای هوشمند (طرح فهام) و مانیتورینگ لحظه‌ای، دست بهره‌بردار را برای مهار بار در سناریوهای سه‌گانه هشدار، اضطرار و بحران باز می‌گذارد. محدودسازی هوشمند مشترکان پرمصرف پیش از آنکه کل فیدر از مدار خارج شود، راهکاری عادلانه و مهندسی‌شده برای حفاظت از مصارف عمومی و شریان‌های حیاتی شهری است. 
از سوی دیگر، تنظیم بهینه دبی خروجی نیروگاه‌های برق‌آبی متناسب با تراز ذخیره سدها، نوعی مدیریت موازنه‌ای را می‌طلبد؛ سدها باید چنان بهره‌برداری شوند که آب ذخیره‌شده برای کشت بهاره و نیاز شرب سال آینده قربانی چند مگاوات انرژی زمستانی نشود، اما همزمان در ساعات پیک شامگاهی بتوانند نقش بارپیک و پشتیبان سریع شبکه را ایفا کنند. 
شاید برای دهه‌ها، تجدیدپذیرها صرفاً گزینه‌هایی تزیینی برای نمایش پایداری زیست‌محیطی به‌شمار می‌رفتند، اما تشدید ناترازی گاز این معادله را دگرگون ساخته است. ورود نیروگاه‌های خورشیدی و بادی به مدار، حتی در ظرفیت‌های کوچک و متوسط، در مناطق تحت تنش می‌تواند نقشی تنفس‌بخش بازی کند. انرژی پاک در زمستان به معنای ذخیره‌سازی متر مکعب به متر مکعب گاز ارزشمند در مخازن و صیانت از مشعل‌های نیروگاهی است. 
طرح جامع ۶۰ گانه زمستانی نشان می‌دهد صنعت برق متوجه این واقعیت شده که پیشگیری، بسیار کم‌هزینه‌تر از تاب‌آوری در بحران است. زمستان پیش‌رو نه میدانی برای خطای بهره‌برداری است و نه مجالی برای ناهماهنگی میان بخش‌های نفت، نیرو و صنعت. 
موفقیت این مانیفست عملیاتی، دقیقاً به زنجیره‌ای متصل است که حلقه اول آن در پالایشگاه‌ها و ذخیره‌سازی سوخت بسته می‌شود، از دالان‌های انتقال برق گذر می‌کند و در نهایت با رفتار مصرف‌کننده نهایی و پایش هوشمند بار پیوند می‌خورد. آزمون واقعی این ۶۰ فرمان نه در جلسات هماهنگی، بلکه در ساعات شبانه و زیر سرمای زیر صفر درجه دی‌ماه رقم خواهد خورد؛ جایی که تنها «دقت میلی‌ثانیه‌ای دیسپاچینگ» و «پایبندی سخت‌گیرانه به سناریوهای طراحی‌شده» تضمین‌کننده گرمای خانه‌ها و پایداری چرخ صنایع خواهد بود. 
 

ارسال نظر