محدودیت بنزین و دور باطل مصرف
محمد کریمی ـ پژوهشگر و تحلیلگر بازار
محدودیت ۲۰ لیتر بنزین در جایگاه و یا ۳۰ لیتر در شهر تهران نه تنها عامل کنترل مصرف سوخت نیست بلکه با نگاهی منطقی دریافت میشود که خود مسبب اسراف و افزایش مصرف سوخت است.
در کشور ما همیشه تصمیمات عجولانه و گهگاه تصمیماتی بر مدار نمایش و شعارهایی که ممکن است عدهای برایش کف بزنند به جای کمک به توسعه و ایجاد مانعی برای هدررفت سرمایهها در جهت عکس عمل کرده و سرمایههای کشور را به باد داده است.
در کنار این هدررفت سرمایههای مادی مانند انرژی و سوخت، به دلیل ناکارآمدی اینگونه تصمیمات اعتماد عمومی به عقلانیت و خردورزی حاکمیت و مسئولان نیز مورد تردید قرار گرفته و در نتیجه سرمایههای اجتماعی نیز از دست میرود و این دومی هزینهها و تبعات به مراتب بیشتر و مهمتر از خسارتهای مادی و اقتصادی دارد.
نمونههای بارز آن را میتوان در محدودیت ارتباطات اینترنتی دید که باعث از دست رفتن میلیونها شغل شده و در ادامه با بیتدبیری مانند اینترنت پرو نه تنها جبران نشده که شائبه تبعیض و ایجاد شکاف عمیقتر طبقاتی را نیز به دنبال دارد.
در این یادداشت قصد پرداختن به فضای دیجیتال نیست بلکه صرفاً اشارهای است به تصمیمات بدون تدبیر لازم و مسئله اصلی که در ابتدا نیز به آن اشاره شد؛ حاملهای انرژی بهویژه بنزین است.
که علاوه بر مسائل اقتصادی مواردی مانند سرگردانی در جایگاهها و یا در راه ماندن مسافران و توقفهای اجباری در جادههای مواصلاتی کشور را به دنبال داشته است.
در خصوص محدودیت ارائه بنزین در جایگاهها (۳۰ لیتر در تهران و ۲۰ لیتر در سایر شهرها) گفته شده که مبنا بر کاهش مصرف سوخت و مدیریت مصرف است.
اما نکتهای که در نظر گرفته نشده است هدررفت انرژی در این تصمیم است. به سادگی میتوان دریافت که این تصمیم در بهترین حالت بین ۵ تا ۱۰ درصد به افزایش مصرف سوخت منتهی خواهد شد.
در نگاه اول شاید این تحلیل شما را متعجب کند اما اگر با دقت به موضوع نگاه کنید قطعاً دریافت شما نیز این نتیجهگیری را تأیید خواهد کرد.
سعی میشود به بیان ساده و خارج از تکلفهای واژگانی تخصصی حوزه اقتصاد این مسئله تبیین شود.
در حال حاضر ظرفیت باک بنزین اکثر خودروهای فعال در کشور بیش از ۵۰ لیتر است، البته برخی دیگر نیز با ظرفیت ۳۵ تا ۴۰ لیتر در حال تردد هستند.
این یعنی یک خودرو چنانچه سوختگیری کامل نماید بعد از مدت زمان مشخصی که برای اکثر خودروها یک بازه ثابت دارد مجدد مراجعه خواهد کرد، اما چنانچه بر اساس تدبیر نادرست و غیرمنطقی فعلی عمل شود که متأسفانه میشود این بازه زمانی نصف خواهد شد، یعنی برای سوختگیری کامل دوبار باید مراجعه شود.
اگر بهصورت متوسط فرض شود که برای هر بار سوختگیری مسیر رفت و برگشت مسافتی بین ۵ الی ۱۰ کیلومتر باشد که در شهرهای بزرگ طبیعی است و حتی در کلانشهری مثل تهران ممکن است بیش از این نیز باشد، یعنی برای هر بار سوختگیری کامل حداقل بین ۵ الی ۱۰ کیلومتر پیمایش بیشتر.
از آنجا که به طور معمول نرخ مصرف سوخت هر ۱۰۰ کیلومتر محاسبه میشود، به وضوح مشخص است که این تصمیم باعث هدررفت مصرف سوخت به میزان ۵ الی ۱۰ درصد و آن نیز به دلیل پیمایش بیهوده در مسیر رسیدن و برگشت از جایگاه است.
ناگفته نماند که این پیمایش بیهوده هزینههای جانبی استهلاک خودرو اعم از لاستیک و روغن و … را نیز به شهروندان تحمیل میکند.
امید است که دوراندیشی و تحلیلهای واقعگرایانه به دور از حرکتهای نمایشی و نمادین مسیر مقاومت و جهاد اقتصادی و در ادامه مسیر توسعه کشور را هموارتر سازد.