جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛

اقتصاد مقاومتی؛ نه انزوا، نه وابستگی مسیر سوم ایران برای عبور از طوفان‌های اقتصادی

راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 187058
اقتصاد مقاومتی؛ نه انزوا، نه وابستگی

مسیر سوم ایران برای عبور از طوفان‌های اقتصادی

در جهانی که اقتصادها هر روز بیش از گذشته درگیر جنگ‌های تجاری، تحریم‌های مالی و رقابت‌های ژئوپلیتیک می‌شوند، دیگر نمی‌توان با نسخه‌های قدیمی کشور را اداره کرد. ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده که نه سیاست «درهای بسته» پاسخگوی مشکلات است و نه وابستگی کامل به بیرون می‌تواند امنیت اقتصادی ایجاد کند. در چنین شرایطی، مفهوم «اقتصاد مقاومتی معتدل» بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند؛ الگویی که می‌خواهد میان استقلال اقتصادی و تعامل جهانی تعادل برقرار کند.

 

سال‌هاست که واژه «اقتصاد مقاومتی» در ادبیات سیاسی و اقتصادی کشور تکرار می‌شود؛ مفهومی که در ابتدا با هدف کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد ایران در برابر تحریم‌ها و شوک‌های خارجی مطرح شد. اما آنچه در عمل رخ داده، گاه فاصله‌ای جدی با روح واقعی این ایده داشته است. برخی، اقتصاد مقاومتی را به معنای بستن مرزها، محدود کردن تعاملات خارجی و حرکت به سمت نوعی خودکفایی مطلق تفسیر کرده‌اند؛ تفسیری که در دنیای به‌هم‌پیوسته امروز، نه‌تنها عملی نیست بلکه می‌تواند کشور را از مسیر توسعه دور کند.

 

در سوی دیگر، جریانی قرار دارد که راه نجات اقتصاد ایران را صرفاً در گشایش خارجی، توافقات سیاسی و اتصال کامل به اقتصاد جهانی می‌بیند؛ رویکردی که تجربه سال‌های گذشته نشان داده بدون تقویت بنیان‌های داخلی، بسیار شکننده و ناپایدار خواهد بود.

 

اینجاست که ایده «اقتصاد مقاومتی معتدل» معنا پیدا می‌کند؛ راهبردی که نه بر طرد جهان استوار است و نه بر وابستگی به آن. این مدل تلاش می‌کند اقتصاد ایران را به مرحله‌ای از بلوغ برساند که بتواند حتی در شرایط فشار خارجی نیز ثبات خود را حفظ کند، اما همزمان از ظرفیت بازارهای جهانی، فناوری‌های نوین و سرمایه‌گذاری بین‌المللی نیز بهره ببرد.

 

اقتصاد مقاومتی معتدل، قبل از هر چیز بر «تاب‌آوری» تأکید دارد. تاب‌آوری یعنی اقتصادی که با هر تحریم، جهش ارزی یا بحران جهانی دچار فروپاشی نشود. تحقق چنین هدفی، نیازمند اصلاحات عمیق در ساختار اقتصادی کشور است؛ از کاهش وابستگی بودجه به نفت گرفته تا حمایت واقعی از تولید، توسعه صنایع دانش‌بنیان، اصلاح نظام بانکی و مقابله با فساد ساختاری.

 

اما این تمام ماجرا نیست. حمایت از تولید داخلی زمانی معنا پیدا می‌کند که تولیدکننده بتواند در فضای رقابتی رشد کند، نه اینکه پشت دیوار بلند انحصار پنهان شود. اقتصاد مقاومتی معتدل، از تولید ملی حمایت می‌کند اما نه با ایجاد بازارهای بسته و غیررقابتی؛ بلکه با افزایش کیفیت، بهره‌وری و توان صادراتی.

 

از سوی دیگر، تعامل با جهان نیز در این الگو جایگاهی اساسی دارد. کشوری با ظرفیت‌های عظیم انسانی، انرژی، جغرافیا و بازار مصرف، نمی‌تواند خود را از اقتصاد بین‌الملل کنار بکشد. جذب سرمایه خارجی، توسعه صادرات غیرنفتی، همکاری‌های فناورانه و حضور فعال در بازارهای منطقه‌ای، بخشی از الزامات اقتصاد امروز است. با این حال، تفاوت اصلی در آن است که این تعامل باید «هوشمندانه» و مبتنی بر منافع ملی باشد؛ نه وابستگی یک‌طرفه و آسیب‌زا.

 

واقعیت این است که اقتصاد ایران بیش از هر چیز، از افراط و تفریط آسیب دیده است. یک روز نسخه انزوای کامل پیچیده می‌شود و روز دیگر تمام امیدها به میز مذاکرات خارجی گره می‌خورد. در حالی که تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد توسعه پایدار، حاصل ترکیب «اقتدار داخلی» و «تعامل خارجی» است.

 

امروز اقتصاد مقاومتی معتدل می‌تواند همان حلقه مفقوده‌ای باشد که میان استقلال و توسعه پیوند برقرار می‌کند. راهی که در آن، ایران نه به کشوری منزوی تبدیل می‌شود و نه اقتصادش را به تصمیمات قدرت‌های خارجی گره می‌زند.

 

در نهایت، شاید مهم‌ترین پیام این رویکرد آن باشد که مقاومت اقتصادی، به معنای ایستادن در برابر جهان نیست؛ بلکه به معنای آن است که کشوری آن‌قدر قوی، متنوع و توانمند باشد که بتواند در جهان حضور داشته باشد، معامله کند، رقابت کند و در عین حال، سرنوشت اقتصادش را خودش تعیین کند.

 

ارسال نظر