جهان اقتصاد بررسی میکند؛
زنان معدنکار؛ سهم ۱.۵ درصدی در صنعتی مردانه
راضیه احمدوند - روزنامه نگار
در صنعتی که بخش مهمی از ارزشآفرینی آن به استخراج منابع زیرزمینی، ماشینآلات سنگین و فعالیتهای فنی وابسته است، زنان هنوز سهم بسیار محدودی از نیروی کار را تشکیل میدهند. آمارهای موجود از معادن ایران نشان میدهد شمار زنان شاغل در این بخش افزایش یافته، اما حضور آنها همچنان در مقایسه با کل نیروی کار معدنی بسیار اندک است. مسئله فقط ورود زنان به محیط معدن نیست؛ پرسش مهمتر این است که آیا بازار کار معدنی فرصت برابر برای استخدام، ارتقای شغلی و حضور در مشاغل تخصصی و مدیریتی فراهم میکند؟
بیش از ۲۲۰۰ زن در برابر ۱۴۴ هزار شاغل
بر اساس گزارش منتشرشده از نتایج آمارگیری معادن ایران در سال ۱۴۰۲، تعداد معادن فعال کشور به ۶ هزار و ۴۵۱ معدن و شمار شاغلان این بخش به ۱۴۴ هزار و ۸۷ نفر رسیده است. در همین گزارش، تعداد زنان شاغل در معادن بیش از ۲۲۰۰ نفر اعلام شده؛ رقمی که نسبت به سال قبل حدود ۵۰۰ نفر افزایش داشته است. با محاسبه این ارقام، سهم زنان از کل شاغلان معدن حدود ۱.۵ درصد یا اندکی بیشتر میشود.
این آمار یک نکته مهم دارد: افزایش تعداد زنان شاغل، نشانهای از گسترش حضور آنهاست، اما بهتنهایی نمیتوان از آن نتیجه گرفت که موانع ورود به این صنعت کاهش یافته یا فرصتهای شغلی برابرتر شده است. برای چنین ارزیابیای، باید اطلاعاتی درباره نوع شغل، سطح تحصیلات، قرارداد، دستمزد، سابقه کاری و جایگاه سازمانی زنان نیز در دسترس باشد.
همچنین، رقم بیش از ۲۲۰۰ نفر به کل اشتغال ثبتشده در بخش معدن مربوط است و نباید آن را معادل تعداد زنانی دانست که مستقیماً در تونلها، جبهههای استخراج یا عملیات سنگین معدنی کار میکنند. بدون تفکیک شغلی، نمیتوان سهم زنان در کار مستقیم استخراج را با دقت تعیین کرد.
آمار قدیمیتر چه میگوید؟
دادههای منتشرشده از آمارگیری سال ۱۴۰۰ مرکز آمار ایران نشان میدهد تعداد زنان شاغل در معادن در حال بهرهبرداری از یکهزار و ۶۰۷ نفر در سال ۱۳۹۹ به یکهزار و ۷۹۷ نفر در سال ۱۴۰۰ رسیده بود؛ افزایشی معادل ۱۹۰ نفر. در همان سال، کل شاغلان معادن در حال بهرهبرداری ۱۳۰ هزار و ۳۵۸ نفر گزارش شده بود
مقایسه این ارقام با آمار سال ۱۴۰۲، روند افزایشی حضور زنان را نشان میدهد؛ اما برای مقایسه دقیق سالبهسال باید از یکسان بودن تعریف آماری، پوشش معادن و روش شمارش اطمینان داشت. بنابراین این ارقام برای نشان دادن جهت کلی تغییر مفیدند، نه برای نتیجهگیری قطعی درباره سرعت پیشرفت زنان در همه مشاغل معدنی.
معدن در جهان هم صنعتی مردانه است
محدود بودن حضور زنان در معدن، فقط مختص ایران نیست. سازمان بینالمللی کار اعلام کرده است که زنان کمتر از یکپنجم نیروی کار برآوردشده ۲۱.۴ میلیون نفری این صنعت را تشکیل میدهند. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نیز در گزارشی درباره حکمرانی مواد معدنی حیاتی، سهم زنان از نیروی کار معدن در سطح جهان را حدود ۱۵ درصد برآورد کرده است. این ارقام به دلیل تفاوت در پوشش و روش محاسبه الزاماً مستقیماً قابل مقایسه نیستند، اما هر دو از پایین بودن مشارکت زنان در این صنعت حکایت دارند.
در گزارش OECD، عواملی مانند محدودیتهای ساختاری، شرایط کار در مناطق دورافتاده، شیفتهای طولانی، کمبود خدمات پشتیبانی و تمرکز زنان در مشاغل اداری از جمله موانع مشارکت برابر معرفی شدهاند. این عوامل را نمیتوان بدون دادههای اختصاصی به همه معادن ایران تعمیم داد، اما چارچوب مناسبی برای بررسی موانع احتمالی در بازار کار معدنی کشور فراهم میکنند.
مانع فقط سختی کار نیست
وقتی از اشتغال زنان در معدن صحبت میشود، بحث اغلب به توان جسمی یا دشواری کار در محیطهای معدنی محدود میشود. این نگاه، بخش بزرگی از فرصتهای موجود را نادیده میگیرد.
معدن فقط استخراج فیزیکی نیست؛ زمینشناسی، اکتشاف، مهندسی معدن، نقشهبرداری، آزمایشگاه، کنترل کیفیت، ایمنی، محیطزیست، تحلیل داده و مدیریت عملیات نیز بخشهایی از زنجیره فعالیت معدنی هستند.
پیشرفت فناوری و استفاده از تجهیزات کنترل از راه دور و سامانههای پایش دیجیتال نیز میتواند شکل برخی مشاغل را تغییر دهد. در نتیجه، توسعه فرصتهای شغلی زنان لزوماً به معنای کنار گذاشتن الزامات ایمنی یا نادیده گرفتن تفاوتهای عملیاتی نیست؛ بلکه مستلزم آن است که استخدام و ارتقای شغلی بر مبنای صلاحیت حرفهای، استانداردهای ایمنی و نیاز واقعی هر موقعیت انجام شود.
از سوی دیگر، اگر مسیر ارتقا از مشاغل کارشناسی به سرپرستی و مدیریت برای زنان محدود باشد، افزایش تعداد استخدامها بهتنهایی به معنای برابری فرصتها نخواهد بود. برای بررسی این مسئله در ایران، انتشار اطلاعات تفکیکشده درباره جنسیت و رده شغلی ضروری است.
اشتغال زنان در معدن چه اهمیتی برای اقتصاد دارد؟
معدن یکی از بخشهای مرتبط با زنجیره تولید صنعتی و تأمین مواد اولیه است. محدود ماندن دسترسی به فرصتهای شغلی تخصصی، فارغ از جنسیت، میتواند بخشی از ظرفیت نیروی انسانی آموزشدیده را بلااستفاده بگذارد. در مقابل، جذب نیرو بر اساس شایستگی و فراهم کردن شرایط مناسب برای ماندگاری کارکنان میتواند به گسترش دامنه استعدادهای در دسترس بنگاهها کمک کند.
این موضوع برای مناطق معدنی نیز اهمیت دارد. توسعه فرصتهای شغلی تخصصی برای زنان بومی، در صورت همراهی با آموزش فنی، دسترسی ایمن به محل کار و قراردادهای پایدار، میتواند دامنه مشارکت اقتصادی محلی را افزایش دهد. البته چنین نتیجهای خودکار نیست و به کیفیت مشاغل ایجادشده و شرایط واقعی استخدام بستگی دارد.
چه باید کرد؟
برای عبور از حضور محدود زنان در معدن، سیاستگذاری باید از اقدامات نمادین فراتر برود:
انتشار آمار شفاف: تعداد زنان باید بر اساس نوع معدن، استان، شغل، سطح مدیریتی و نوع قرارداد منتشر شود تا تصویر دقیقی از وضعیت اشتغال به دست آید.
گسترش آموزش تخصصی: پیوند دانشگاهها و مراکز آموزش فنی با شرکتهای معدنی میتواند مسیر ورود زنان به رشتههای موردنیاز صنعت را تقویت کند.
اصلاح فرایند استخدام و ارتقا: معیارهای روشن و قابل سنجش برای استخدام، دستمزد و پیشرفت شغلی باید مبنای تصمیمگیری قرار گیرد.
توجه به ایمنی و زیرساخت کار: تجهیزات حفاظت فردی مناسب، امکانات بهداشتی، حملونقل ایمن و شرایط استاندارد اقامت و شیفت، برای همه کارکنان ضروری است.
ارزیابی نتایج بهجای اعلام هدف: موفقیت سیاستها باید با شاخصهایی مانند ماندگاری نیروی کار، ارتقای شغلی و کاهش شکافهای قابل اندازهگیری سنجیده شود.
جمعبندی؛ افزایش تعداد کافی نیست
افزایش شمار زنان شاغل در معادن ایران به بیش از ۲۲۰۰ نفر، بر اساس آمار سال ۱۴۰۲، نشانهای مثبت از گسترش حضور آنهاست؛ اما سهم حدود ۱.۵ درصدی از کل شاغلان نشان میدهد حضور زنان همچنان محدود است. این ارقام بهتنهایی درباره علت این وضعیت یا میزان تبعیض در بازار کار حکم قطعی صادر نمیکنند؛ برای چنین قضاوتی به دادههای تفصیلیتر نیاز داریم.
آنچه روشن است، ضرورت عبور از نگاه نمادین به اشتغال زنان و حرکت به سمت سنجش واقعی فرصتهاست: چه تعداد وارد صنعت میشوند، در چه مشاغلی فعالیت میکنند، چه میزان امنیت شغلی دارند و تا چه اندازه امکان پیشرفت حرفهای برایشان فراهم است.
معیار پیشرفت، فقط افزایش شمار زنان معدنکار نیست؛ مهم این است که زنان متخصص بتوانند بر اساس توانایی و صلاحیت خود وارد این صنعت شوند، در آن بمانند و فرصت رشد داشته باشند.