جهان اقتصاد بررسی میکند؛
سفره از مزرعه دور شد
راضیه احمدوند - روزنامه نگار
محصول از مزرعه تا سفره مسیر کوتاهی ندارد؛ در این مسیر، هزینههای مختلفی به قیمت کالا اضافه میشود، اما پرسش مهم اینجاست که چرا فاصله قیمت تولیدکننده و مصرفکننده در برخی کالاها تا این اندازه زیاد میشود. وقتی کشاورز از قیمت نهایی سهم محدودی میبرد و مصرفکننده هم کالای گرانتری میخرد، یعنی مسئله در خود زنجیره توزیع است.
کشاورزی فقط یک بخش تولیدی نیست؛ مستقیماً با امنیت غذایی، اشتغال روستایی و هزینه زندگی خانوارها ارتباط دارد. با این حال، یکی از چالشهای قدیمی اقتصاد ایران، فاصله میان قیمت محصول در مبدأ و قیمت آن در بازار مصرف است.
کشاورز با هزینههایی مانند نهاده، دستمزد، ماشینآلات، بستهبندی و نگهداری روبهروست. پس از برداشت نیز محصول باید جمعآوری، حمل، انبار، بستهبندی و توزیع شود. طبیعی است که بخشی از قیمت نهایی به این هزینهها مربوط باشد. اما هرجا این فاصله از منطق هزینهها خارج شود، باید زنجیره توزیع مورد بررسی قرار گیرد.
نبود شفافیت در مسیر توزیع، ضعف تشکلهای تولیدکنندگان و تعدد واسطهها میتواند قدرت چانهزنی کشاورز را کاهش دهد. تولیدکنندهای که امکان نگهداری محصول یا دسترسی مستقیم به بازار ندارد، ممکن است مجبور شود محصول خود را در زمان نامناسب و با قیمت پایینتر عرضه کند.
در طرف مقابل، مصرفکننده نیز با قیمت بالاتری روبهرو میشود. نتیجه این وضعیت، شکلگیری یک تناقض اقتصادی است: تولیدکننده از قیمت فروش خود رضایت ندارد و مصرفکننده نیز از قیمت خرید ناراضی است.
راهحل، حذف ساده واسطهها نیست. واسطه در یک زنجیره سالم میتواند وظیفه جمعآوری، توزیع و رساندن محصول به بازار را انجام دهد. مسئله زمانی ایجاد میشود که تعداد حلقهها زیاد، نقشها غیرشفاف و هزینهها نامتناسب باشد.
تقویت تعاونیها و تشکلهای واقعی کشاورزی میتواند قدرت چانهزنی تولیدکنندگان را افزایش دهد. توسعه بازارهای مستقیم، سامانههای شفاف عرضه و قراردادهای خرید میان تولیدکننده و خریدار نیز میتواند بخشی از این فاصله را کاهش دهد.
در کنار آن، توسعه سردخانه، انبار و صنایع فرآوری اهمیت زیادی دارد. محصولی که امکان نگهداری ندارد، قدرت چانهزنی تولیدکننده را کاهش میدهد. اما اگر کشاورز بتواند محصول را در شرایط مناسب نگهداری یا فرآوری کند، الزام به فروش فوری کمتر خواهد شد.
سیاستگذار نیز باید به جای تمرکز صرف بر قیمت نهایی، کل زنجیره را ببیند. کنترل دستوری قیمت بدون اصلاح هزینه تولید و شبکه توزیع، ممکن است در کوتاهمدت اثر بگذارد اما در بلندمدت میتواند انگیزه تولید را کاهش دهد.
راهکار پایدار این است که هم تولیدکننده سهم منصفانهتری از ارزش محصول دریافت کند و هم مصرفکننده با قیمت منطقیتری به کالا برسد. فاصله میان مزرعه و سفره، فقط یک فاصله قیمتی نیست؛ نشانهای از کارآمدی یا ناکارآمدی زنجیره اقتصاد غذاست.
در بازار محصولات کشاورزی، همیشه افزایش قیمت نهایی به معنای افزایش درآمد کشاورز نیست. گاهی تولیدکننده محصول خود را با قیمت نسبتاً پایینی عرضه میکند، اما همان محصول پس از عبور از چند حلقه توزیع با قیمت بسیار بالاتری به دست مصرفکننده میرسد. این فاصله نشان میدهد مسئله فقط میزان تولید نیست؛ بلکه کیفیت شبکه توزیع، امکان نگهداری محصول، دسترسی تولیدکننده به بازار و قدرت چانهزنی حلقههای مختلف زنجیره نیز اهمیت دارد.
برای کاهش این شکاف، سیاستگذاری باید از قیمتگذاری مقطعی به سمت اصلاح زنجیره حرکت کند. توسعه انبار و سردخانه، تقویت تعاونیهای واقعی، قرارداد مستقیم میان تولیدکننده و خریدار و ایجاد بازارهای شفاف میتواند بخشی از هزینههای اضافی را کاهش دهد. در این میان، حذف کامل واسطهها راهکار منطقی نیست؛ زیرا بخشی از وظایف توزیع به آنها وابسته است. هدف باید حذف واسطهگری غیرضروری و افزایش شفافیت باشد تا هم تولیدکننده سهم منصفانهتری دریافت کند و هم مصرفکننده هزینه کمتری بپردازد.