جهان اقتصاد بررسی می‌کند؛

وقتی سرمایه‌گذاران حقیقی، سکان هدایت بازار را به دست می‌گیرند

راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 187402
وقتی سرمایه‌گذاران حقیقی، سکان هدایت بازار را به دست می‌گیرند

در حالی که بازارهای موازی همچون طلا و ارز در تله‌ی رکود و نوسان گرفتار شده‌اند، بورس تهران با یک جهش بی‌سابقه، جایگاه خود را به عنوان «پناهگاه اصلی نقدینگی» در سال ۱۴۰۵ تثبیت کرد. ورود خیره‌کننده‌ی ۳۶ هزار میلیارد تومان پول حقیقی از ابتدای سال تاکنون و رشد ۲۱ درصدی شاخص هم‌وزن در تنها ۹ روز معاملاتی، نشان از یک تغییر پارادایم در رفتار سرمایه‌گذاران دارد؛ بازگشتی قدرتمند که اگر پایداری کند، رسیدن به رکوردهای تاریخی در شاخص کل را از یک احتمال به یک قطعیت تبدیل خواهد کرد.

بازار سرمایه ایران در نخستین روزهای سال ۱۴۰۵، نه تنها یک روند صعودی ساده، بلکه یک «گذار ساختاری» را تجربه می‌کند. برخلاف سال‌های گذشته که حرکت بازار عمدتاً تحت تأثیر بازیگران بزرگ و نوسان‌گیران اصلی بود، داده‌های اخیر حکایت از دیگری دارد: بورس امروز، بورسِ «خرد» است. عبور شاخص هم‌وزن از مرز حیاتی ۱ میلیون و ۱۵۰ هزار واحد، تنها یک عدد نیست؛ بلکه گواهی بر مشارکت گسترده‌ی شرکت‌های متوسط و کوچک در موج صعودی است که باعث شده بازدهی این شاخص با ۲۱ درصد، از شاخص کل (با ۱۶ درصد رشد) پیشی بگیرد.

یکی از اصلی‌ترین شاخص‌های سلامت یک روند صعودی، «کیفیت ورود نقدینگی» است. در معاملات روز گذشته، ورود ۳ هزار میلیارد تومان پول حقیقی، نشان می‌دهد که این رشد بر پایه‌ی «پول هوشمند خرد» بنا شده است. وقتی مجموع ورود سرمایه حقیقی از ابتدای سال به رقم نجومی ۳۶ هزار میلیارد تومان می‌رسد، یعنی اعتماد به بازار سهام در مقایسه با سایر دارایی‌ها، به اوج خود رسیده است.

در این میان، ارزش معاملات خرد که به رقم ۲۷ هزار میلیارد تومان در روز گذشته رسید، نشان‌دهنده این است که بازار از حالت «معاملات نهادی و سنگین» به سمت «معاملات جمعی و پویا» حرکت کرده است. این ویژگی، اگرچه می‌تواند باعث افزایش نوسانات شود، اما از منظر پایداری روند، یکی از قوی‌ترین نشانه‌های تداوم صعود است.

تحلیل مقایسه‌ای عملکرد دارایی‌ها در ۹ روز گذشته، جایگاه برتر بورس را به شکلی غیرقابل انکار نشان می‌دهد. در حالی که نرخ دلار آزاد با رشد ۱۴ درصدی، تنها توانسته بخشی از تورم را پوشش دهد، بازار طلا و سکه با عملکردی ضعیف و حتی بازدهی منفی در برخی ابزارها (مانند ربع و نیم‌سکه)، فرصت خودنمایی را از دست داده‌اند. این شکاف بازدهی، عامل اصلی هجرت نقدینگی از بازار ارز و طلا به سمت بورس است. سرمایه‌گذار امروز، به دنبال «بازدهی واقعی» است و بورس با رشد ۲۱ درصدی خود، پاسخ این نیاز را داده است.

تغییر رفتار سرمایه‌گذاران تنها در خودِ سهام نیست، بلکه در انتخاب ابزارهای سرمایه‌گذاری نیز مشهود است. استقبال بی‌سابقه از صندوق‌های اهرمی و قرار گرفتن آن‌ها در صف‌های خرید، نشان می‌دهد که تشنه‌ی بازدهی، سرمایه‌گذاران حاضرند ریسک را برای دستیابی به سودهای فراتر از شاخص کل مدیریت کنند. در مقابل، رکود در صندوق‌های املاک و مستغلات، نشان‌دهنده کاهش تمایل به دارایی‌های فیزیکی و گرایش بیشتر به سمت دارایی‌های با نقدشوندگی بالا در بازار سرمایه است.

با وجود خوش‌بینی‌ها، باید به یک نکته‌ی کلیدی توجه کرد: افزایش حجم عرضه‌ها. اگرچه کفه ترازو همچنان به نفع خریداران سنگینی می‌کند (با ۷۶ درصد نماد مثبت)، اما ورود عرضه‌های بیشتر می‌تواند فشار فروش را افزایش دهد. با این حال، با توجه به روند ورود پول حقیقی، به نظر می‌رسد بازار توان جذب این عرضه‌ها را دارد.

رونق فعلی بورس تنها یک حرکت تکنیکال نیست، بلکه بازتابی از تغییر روانی در بدنه جامعه است. پس از سال‌ها انباشت نقدینگی در دارایی‌های فیزیکی و موازی، اکنون شاهد یک «بازگشت روانی» به بازار سرمایه هستیم. سرمایه‌گذاران خرد که پیش‌تر از نوسانات شدید بیم داشتند، اکنون با دیدی واقع‌گرایانه و بر اساس محاسبات ریاضی، بورس را به عنوان ابزاری برای حفظ ارزش پول برگزیده‌اند. این طمعِ محاسباتی که بر پایه ورود پول حقیقی استوار است، برخلاف هیجان‌های کاذب گذشته، با قدرت بیشتری حرکت می‌کند؛ چرا که برخلاف موج‌های هیجانی، این بار رگ‌های بازار با نقدینگیِ پایدارِ خرد تغذیه می‌شود.

با وجود تمام سیگنال‌های مثبت، نباید از یک چالش ساختاری غافل شد: فشار عرضه در مسیر صعود. با افزایش حجم عرضه‌ها در روزهای اخیر، بازار وارد مرحله‌ی «تست قدرت» شده است. چالش اصلی این است که آیا نقدینگیِ ورودی می‌تواند به شکلی پایدار، با حجم معاملاتِ رو به رشد، همگام شود یا اینکه عرضه بیش از حد، منجر به ایجاد یک «سقف قیمتی موقت» خواهد شد؟ اگرچه کفه ترازو فعلاً به نفع خریداران است، اما تداوم این روند مستلزم آن است که عرضه از حالت «ریختن در بازار» به حالت «تغذیه از نقدینگی» تغییر یابد تا از ایجاد اصلاح‌های قیمتی ناگهانی جلوگیری شود.

در نگاهی کلان‌تر، آنچه در بورس تهران رخ می‌دهد، در واقع بازتابی از تلاش بازار برای بازتعریف ارزش دارایی‌ها در برابر تورم است. وقتی بازدهی شاخص هم‌وزن (۲۱ درصد) به مراتب بالاتر از نرخ رشد دلار (۱۴ درصد) قرار می‌گیرد، بازار پیامی روشن به سیاست‌گذاران ارسال می‌کند: «سرمایه‌گذاران به دنبال بازدهی واقعی هستند، نه صرفاً پوشش تورم». این فاصله میان بازدهی بورس و سایر بازارها، نشان‌دهنده تکامل تدریجی بازار سرمایه است؛ بازاری که در حال تبدیل شدن از یک «ابزار نوسان‌گیری» به یک «ستون اصلیِ مدیریت ثروت» در اقتصاد ایران است.

بورس تهران در مسیر بازگشت به دوران طلایی خود گام برمی‌دارد. اگر جریان ورود سرمایه حقیقی با همین شدت ادامه یابد و مدیریت عرضه بر بازار حاکم باشد، رسیدن شاخص کل به سطوح جدید و رکوردهای تاریخی، نه یک رویای دوردست، بلکه برنامه‌ای است که در هفته‌های آتی اجرایی خواهد شد. بازار اکنون در مرحله‌ی «تثبیت قدرت» قرار دارد.

 

ارسال نظر