" صرفه جویی انرژی: از توهم تا واقعیت "

دکتر هاشم اورعی ـ استاد دانشگاه صنعتی شریف

شناسه خبر: 187400
 " صرفه جویی انرژی: از توهم تا واقعیت "

انرژی موتور محرک توسعه است و بدون آن توسعه اقتصادی سرابی بیش نیست. از ویژگی‌های گذار انرژی که جهان در آن گام نهاده، تمرکز هر چه بیشتر بر انرژی الکتریکی است به‌طوری که زندگی روزمره جهانیان را بدون برق پایدار نمی توان متصور بود. به ‌ویژه در بخش صنعت که انرژی در شکل های مختلف آن پیش شرط توسعه صنعتی بشمار می رود. کاش مسئولین در دولت و مجلس در زمان تصویب برنامه هفتم مبنی بر رشد سالانه 5/8٪ از خود سوال می کردند که با کدام انرژی قرار است به چنین رشدی دست یابیم!

شکی نیست که کشور عزیزمان از نظر ذخایر انرژی مورد لطف الهی قرار گرفته و از ۹٪ ذخایر نفت و ۱۷٪ ذخایر گاز جهان برخوردار است. ظرفیت قابل توجه انرژی الکتریکی تجدید پذیر یعنی باد و خورشید نیز سرمایه ای گران بهاست که متاسفانه تا کنون مورد استفاده قرار نگرفته است.

باور عمومی بر این است که ما ایرانیان در حوزه انرژی پر مصرف هستیم و در اثبات این نقیصه عنوان می شود که سرانه مصرف انرژی در کشور 2/2 برابر متوسط جهان است. ضمن تایید این آمار باید بر این نکته تاکید شود که نه سرانه مصرف انرژی معیار مناسبی است و نه واژه پر مصرف واژه ای صحیح. مساله این نیست که هر ایرانی در سال چقدر انرژی مصرف می کند، بلکه نکته اصلی این است که خروجی انرژی مصرفی چیست. لذا به جای پر مصرف باید از واژه خوب مصرف و یا خوش مصرف استفاده کرد. در جهان امروز بدرستی معیار سنجش مصرف انرژی، شدت مصرف است نه سرانه. این معیار به جای نگاه کمی به کیفیت مصرف انرژی پرداخته و نشان دهنده میزان مصرف انرژی در واحد تولید ناخالص داخلی است.

صندوق بین المللی پول اندازه اقتصاد آلمان و ترکیه را در سال 2025، به ترتیب 5000 و 1500 میلیارد دلار اعلام کرده است. از طرفی تولید ناخالص داخلی ایران بسته به نرخ ارز متغییر و عمدتا بین 300 تا 400 میلیارد دلار تخمین زده می شود.

با توجه به میزان مصرف انرژی اولیه به صورت معادل نفت به این نتیجه می رسیم که حتی چنانچه اندازه اقتصاد ایران 400 میلیارد دلار در نظر گرفته شود، مردم آلمان با مصرف هر کیلوگرم معادل نفت 17 دلار، مردم ترکیه 10 دلار و ما ایرانیان 3/1 دلار ثروت ایجاد کرده ایم. چنانچه مصرف برق ملاک باشد می بینیم با مصرف یک کیلو وات ساعت برق آلمانی ها 10 دلار، ترکها 2/4 دلار و ما 1/1 دلار ثروت خلق کرده ایم.

آمار ارائه شده این واقعیت را به وضوح آشکار می کند که ما ایرانیان در حوزه انرژی بسیار بد مصرفیم. با آغاز فصل گرما، دولت مطابق معمول چاره کار را در صرفه جویی توسط مردم دیده و دست یاری به سوی آنان دراز کرده است. شکی نیست که مصرف بهینه همه حامل های انرژی امری پسندیده است. اما سوال اینجاست که چقدر می توان به تغییر رفتار جامعه در این زمینه امید بست و انتظار داشت که هر تابستان ملت به درخواست دولت دما را بالا و در زمستان پایین بکشد. علم اقتصاد رفتاری به ما نشان می دهد که در بلند مدت رفتار جامعه بازتاب سیاست های دولت است و چنانچه مردم بد مصرف می کنند چاره کار را باید در اصلاح سیاست های دولت جستجو کرد و نه انداختن تقصیر بر دوش ملت.

با اصرار دولت بر صرفه جویی انرژی، غضنفر به عنوان نماینده ملت از خود می پرسد من که برق و بنزین نمیخورم و اگر مشکل کمبود آب با یک لیوان آب کمتر خوردن من حل می شود سمعاً و طاعتاً! غضنفر از سر کنجکاوی

می بیند بنزین در خودروهای داخلی مصرف می شود که طی چند دهه دولت با حمایت های آشکار و پنهان این صنعت را به غول بی شاخ و دمی تبدیل کرده که چنانچه روزی به اقتصاد جهان راه یابد یک روز هم دوام نخواهد آورد. می شنود که سران قوا اعلام می کنند که روزانه بیش از 20 میلیون لیتر سوخت مایع قاچاق می شود و آب از آب تکان نمیخورد. می بیند برق در دستگاه هایی مصرف می شود که چنانچه ساخت داخل باشد وزارت صنعت کوچکترین اهمیتی به بازدهی مصرف انرژی آنها نداده و موسسه استاندارد هم که در آفتاب چرت میزند. از آنجا که بیشتر مصرف برق در بخش صنعت صرف چرخاندن موتورها می شود، غضنفر در ایفای نقش اجتماعی خود به گمرک مراجعه کرده و متوجه می شود که در مبادی ورودی برای تعیین میزان سود بازرگانی،  موتورهای الکتریکی را مثل هندوانه بر قپان گذاشته و می کشند و اثری از بازدهی به عنوان معیار اصلی نیست. اما غضنفر نا امید نمی شود، به سازمان آب می رود تا چنانچه به این نتیجه برسد با خوردن یک لیوان آب کمتر در روز می تواند لوح شهروند نمونه را دریافت کند از این طریق به یاری دولت بشتابد. می بیند حدود یک سوم آب جاری در شبکه آبرسانی تهران به دلیل فرسودگی شبکه هدر می رود و با خود می گوید این بیشتر آب پاش است تا لوله!

غضنفرمان به فکر فرو می رود و با خود می گوید نکند گره زدن بحران انرژی به نحوه مصرف مردم صرفا پاک کردن صورت مساله است و به این نتیجه می رسد که دولت باید اول برادری اش را ثابت کند و بعد ادعای ارث کند. با خودش حساب و کتاب می کند و خدای ناکرده به این نتیجه می رسد که صرفه جویی او باعث تداوم حیات سازمان های عریض و طویل و ناکارآمد دولتی شده و در حقیقت صرفه جویی او در مصرف انرژی انتقال تمام بار ناکارآمدی دولت در حوزه انرژی بر دوش اوست. در اینجا با نگرانی از خود می پرسد نکند دولت و ملت در توافقی نانوشته به این نتیجه رسیده اند که در مقابل همه کاستی های اقتصادی و اجتماعی، از موهبت انرژی ارزان بهره مند گشته و باید بر کندن مویی از خرس ادامه دهد.

مخلص کلام اینکه ملت به دولت رای داده است که کشور را مدیریت کند، نه اینکه  با در دست گرفتن تمام امکانات و اصرار بر صحنه گردانی کامل حوزه انرژی بجای اینکه در گام اول بر خانه تکانی سیستم انرژی کشور اهتمام ورزد به دنبال حفظ اربابیت خود بوده و هر جا کار گیر می کند دست یاری بسوی رعیت دراز کند. البته که صرفه جویی در مصرف انرژی اقدامی پسندیده است، لیکن مادامی که دولت نقش خود را در تدوین و اجرای سیاست انرژی صحیح در همه حوزه ها کنار نهاده و صرفا کلید حل بحران انرژی را در تقاضا از ملت برای کاهش مصرف جستجو کند، رسیدن به سیستم انرژی پایدار و در پی آن توسعه صنعتی و اقتصادی کشور سرابی بیش نیست.

در نهایت بخش قابل توجهی از جامعه با غضنفر هم دل و هم صدا زیر لب زمزمه می کنند،

                             آیینه چون نقش تو بنمود راست      خودشکن، آیینه شکستن خطاست!

 

ارسال نظر