«جهان اقتصاد» نسبت میان تجرد در سنین فعال و وام ازدواج را بررسی می‌کند:

۱۴ میلیون مجرد و گره وام ازدواج

آمنه قدیم‌پرست ـ روزنامه‌نگار

شناسه خبر: 189927
۱۴ میلیون مجرد و گره وام ازدواج

 

آمار تازه مرکز رصد جمعیت سازمان ثبت احوال کشور از وجود بیش از ۱۴ میلیون زن و مرد مجرد در سنین فعال ازدواج حکایت دارد. بر اساس این آمار، هفت میلیون و ۳۵۵ هزار مرد مجرد در گروه سنی ۲۰ تا ۵۴ سال و شش میلیون و ۹۲۹ هزار و ۵۶۸ زن مجرد در گروه سنی ۱۵ تا ۴۹ سال در کشور زندگی می‌کنند. اگرچه بازه سنی این دو گروه یکسان نیست و نمی‌توان همه افراد این جمعیت را به‌طور هم‌زمان در معرض یا متقاضی ازدواج دانست اما بزرگی این عدد تصویری روشن از تغییرات اجتماعی و اقتصادی پیش‌روی کشور ارائه می‌دهد.

مسئله تجرد در سنین مرتبط با تشکیل خانواده صرفاً یک شاخص جمعیتی نیست. این پدیده با نرخ باروری، الگوی تشکیل خانوار، بازار مسکن، اشتغال جوانان، امنیت اقتصادی خانوار و حتی چشم‌انداز تقاضا در بخش‌های مختلف اقتصاد ارتباط دارد. به همین دلیل بحث درباره ازدواج را نمی‌توان صرفاً به توصیه‌های فرهنگی یا سیاست‌های مقطعی تقلیل داد. تشکیل خانواده در اقتصاد امروز نیازمند حداقلی از ثبات درآمد، امکان برنامه‌ریزی برای آینده، دسترسی به مسکن و برخورداری از منابع اولیه برای تأمین هزینه‌های زندگی است.

در این میان، وام ازدواج یکی از ابزارهایی است که در قوانین و سیاست‌های عمومی برای کاهش بخشی از هزینه آغاز زندگی مشترک پیش‌بینی شده است. مقصودی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، پرداخت این تسهیلات را یک تکلیف قانونی برای شبکه بانکی دانسته و تأکید کرده است که بانک‌ها موظف به اجرای کامل قانون در این زمینه هستند. او کاهش صف متقاضیان را در گرو اولویت‌دادن به وام ازدواج در شبکه بانکی می‌داند و معتقد است منابع لازم برای این پرداخت وجود دارد و باید به این بخش اختصاص یابد.

این تأکید، مسئله‌ای مهم را برجسته می‌کند: فاصله میان تصویب یک سیاست حمایتی و اجرای مؤثر آن. وام ازدواج زمانی می‌تواند در تصمیم جوانان برای تشکیل خانواده اثرگذار باشد که پرداخت آن با زمان‌بندی روشن، فرایند ساده و امکان دسترسی واقعی همراه شود. اگر متقاضی پس از ثبت درخواست با صف طولانی، پیچیدگی اداری، دشواری تأمین ضامن یا ابهام در زمان پرداخت مواجه شود، کارکرد حمایتی تسهیلات کاهش می‌یابد. در چنین وضعیتی، وام به‌جای آنکه بخشی از برنامه مالی زوجین برای آغاز زندگی باشد به منبعی نامطمئن تبدیل می‌شود که نمی‌توان برای آن برنامه‌ریزی کرد.

با این حال تحلیل مسئله ازدواج فقط از دریچه وام بانکی نیز کافی نیست. وام ازدواج می‌تواند بخشی از هزینه‌های اولیه مانند تهیه لوازم ضروری زندگی، ودیعه مسکن یا هزینه‌های آغاز تشکیل خانوار را پوشش دهد اما به‌تنهایی پاسخگوی نگرانی‌های پایدارتر زوج‌های جوان نیست. درآمد ناپایدار، تورم، هزینه بالای اجاره‌نشینی، نااطمینانی شغلی و دشواری دستیابی به مسکن مناسب، متغیرهایی هستند که تصمیم به ازدواج را تحت تأثیر قرار می‌دهند. بنابراین تسهیلات ازدواج باید در کنار مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌های اشتغال، مسکن، حمایت اجتماعی و کنترل نااطمینانی اقتصادی دیده شود.

در واقع هرچه فاصله میان درآمد خانوار و هزینه‌های زندگی بیشتر شود، نقش تسهیلات کوتاه‌مدت در تصمیم‌گیری خانوارها محدودتر خواهد شد. یک زوج جوان برای آغاز زندگی به نقدینگی اولیه نیاز دارد اما در مرحله بعد باید بتواند هزینه‌های جاری زندگی را نیز مدیریت کند. اگر چشم‌انداز اجاره مسکن، هزینه خوراک، درمان، حمل‌ونقل و آموزش فرزندان نامطمئن باشد حتی دسترسی به وام نیز ممکن است تصمیم برای ازدواج را به‌طور کامل تسهیل نکند. از این منظر کارکرد وام ازدواج بیش از آنکه جایگزین سیاست‌های بنیادی باشد، مکمل آن‌هاست.

نکته مهم دیگر آن است که آمار بیش از ۱۴ میلیون فرد مجرد، نباید به‌صورت ساده‌انگارانه به معنای وجود ۱۴ میلیون متقاضی بالفعل ازدواج تفسیر شود. تفاوت بازه سنی زنان و مردان، تنوع شرایط تحصیلی و شغلی، تفاوت‌های منطقه‌ای، انتخاب‌های فردی و تغییرات فرهنگی، همگی در تحلیل این عدد مؤثرند. با وجود این، آمار یادشده یک هشدار جدی درباره افزایش وزن جمعیت مجرد در سنین مرتبط با تشکیل خانواده است. این روند می‌تواند در بلندمدت بر کاهش تعداد تولدها، افزایش سن ازدواج و تغییر ساختار سنی جمعیت اثر بگذارد.

تسهیل ازدواج می‌تواند بر بازار کالاها و خدمات نیز اثرگذار باشد. تشکیل خانوار جدید معمولاً با افزایش تقاضا برای مسکن، لوازم خانگی، خدمات حمل‌ونقل، پوشاک، کالاهای مصرفی بادوام و خدمات مالی همراه است. مقصودی نیز هدایت منابع بانکی به وام ازدواج را عاملی برای تسهیل تشکیل خانواده و رونق بازار کالاهای مرتبط دانسته است. البته این اثر زمانی پایدار خواهد بود که تأمین مالی با توان تولید، ثبات قیمت‌ها و قدرت خرید خانوار هم‌راستا باشد.

در غیر این صورت افزایش تقاضا در بازاری که با محدودیت عرضه یا تورم بالا روبه‌رو است ممکن است فشار هزینه‌ای بیشتری بر زوج‌های جوان وارد کند.

شبکه بانکی در این میان با یک وظیفه دوگانه مواجه است. از یک سو، باید تکلیف قانونی پرداخت وام ازدواج را با سرعت و شفافیت اجرا کند و از سوی دیگر باید منابع خود را به‌گونه‌ای مدیریت کند که پرداخت تسهیلات به صف‌های طولانی و فرایندهای فرسایشی منتهی نشود. شفاف‌سازی مستمر تعداد متقاضیان، میزان صف، متوسط زمان انتظار، میزان پرداخت ماهانه و دلایل تأخیر در هر بانک می‌تواند به افزایش پاسخگویی و کاهش سردرگمی متقاضیان کمک کند.

سیاست‌گذار نیز باید از نگاه صرفاً آماری فاصله بگیرد. کاهش تعداد افراد مجرد در سنین فعال ازدواج فقط با افزایش رقم تسهیلات محقق نمی‌شود. اثربخشی این ابزار به سرعت پرداخت، تناسب مبلغ با هزینه‌های واقعی، ثبات اقتصاد کلان و وجود چشم‌انداز قابل‌پیش‌بینی برای جوانان وابسته است. در کنار آن سیاست‌های مسکن استیجاری، حمایت از اشتغال پایدار، کاهش هزینه‌های مبادله در آغاز زندگی و اصلاح فرایندهای اداری می‌تواند اثر وام ازدواج را تقویت کند.

آمار ثبت احوال و تأکید مجلس بر اجرای قانون وام ازدواج در مجموع یک پیام مشخص دارد: مسئله تشکیل خانواده به نقطه‌ای رسیده که دیگر نمی‌توان آن را با وعده‌های کلی و اقدامات پراکنده مدیریت کرد. کاهش زمان انتظار برای وام و اجرای دقیق قانون، اقدامی ضروری است اما راه‌حل پایدار در گرو ایجاد شرایطی است که جوانان بتوانند با اطمینان بیشتر برای ازدواج، تشکیل خانواده و آینده اقتصادی خود تصمیم بگیرند.

 

ارسال نظر