اقتصاد پساجنگ؛ تولید پایدار بدون سرمایه در گردش و قدرت خرید ممکن نیست
رشید عزیزپور - رئیس کمیسیون صنایع غذایی اتاق ایران
عبور از شرایط جنگی و ورود به دوره بازسازی اقتصادی، صرفاً با احیای فعالیتهای متوقفشده محقق نمیشود؛ بلکه به مجموعهای از تصمیمهای هماهنگ نیاز دارد که استمرار تولید، دسترسی به مواد اولیه و توان خرید خانوارها را همزمان تضمین کند. در این میان، صنایع غذایی جایگاهی ویژه دارند؛ زیرا عملکرد این بخش علاوه بر اشتغال و فعالیت بنگاهها، مستقیماً با تأمین نیازهای روزمره مردم و امنیت غذایی کشور ارتباط دارد.
نخستین الزام برای حفظ تولید، اطمینان از دسترسی مستمر به مواد اولیه است. بخشی از نیاز صنایع غذایی از طریق واردات کالاهای اساسی و نهادههای مورد نیاز تأمین میشود و هرگونه اختلال در فرآیند واردات، تغییرات ناگهانی مقررات یا تأخیر در تسویه مطالبات فعالان اقتصادی میتواند چرخه تأمین را مختل کند. بنگاهی که منابع مالی خود را برای واردات پیشین هزینه کرده اما مطالباتش را بهموقع دریافت نمیکند، برای سفارش جدید و ادامه فعالیت با محدودیت روبهرو خواهد شد. بنابراین، تسویه تعهدات دولت در قبال بخش خصوصی و ایجاد مسیرهای روشن و قابل پیشبینی برای واردات، بخشی از سیاست حفظ تولید محسوب میشود.
در کنار واردات، استفاده از ظرفیت تولیدکنندگان داخلی نیز اهمیت دارد. تسهیل خرید مواد اولیه از داخل میتواند به تقویت پیوند میان بنگاهها و کاهش آسیبپذیری زنجیره تأمین کمک کند؛ اما تحقق این هدف به دسترسی تولیدکنندگان به سرمایه در گردش وابسته است. افزایش هزینههای مواد اولیه، انرژی، حملونقل و دستمزد، نیاز مالی بنگاهها را بیشتر میکند. اگر منابع متناسب با این نیاز فراهم نشود، حتی واحدهای دارای ظرفیت تولید نیز ممکن است نتوانند با توان کامل فعالیت کنند. ازاینرو، تأمین مالی صنایع باید بر مبنای نیاز واقعی تولید و سرعت گردش منابع در زنجیره تأمین طراحی شود.
عامل مهم دیگر، ثبات در سیاستهای تجاری است. ممنوعیتهای صادراتی و تغییر تعرفهها ممکن است با هدف تنظیم بازار یا تأمین نیاز داخلی اتخاذ شوند، اما اگر بدون ارزیابی آثار آن بر تولید و بدون مشورت با تشکلهای تخصصی اجرا شوند، میتوانند برنامهریزی بنگاهها را مختل کنند. سیاستگذاری مؤثر مستلزم آن است که پیامدهای تصمیمها بر تأمین مواد اولیه، هزینه تولید، بازار فروش و تعهدات تجاری بهصورت همزمان بررسی شود. مشارکت بخش خصوصی در این فرآیند میتواند به شناسایی آثار اجرایی مقررات و کاهش تصمیمهای ناگهانی کمک کند.
بااینحال، استمرار تولید بهتنهایی برای موفقیت اقتصاد پساجنگ کافی نیست. اگر هزینههای تولید افزایش یابد و قدرت خرید خانوارها متناسب با آن تقویت نشود، تقاضا برای محصولات غذایی کاهش مییابد و بنگاهها با دشواری فروش مواجه میشوند. بنابراین، سیاستهای حمایتی از مصرفکننده باید متناسب با تغییرات ارزی و هزینه سبد معیشت بازبینی شوند. حفظ توان خرید مردم نه اقدامی جدا از حمایت از تولید، بلکه یکی از پیششرطهای تداوم فعالیت صنایع است.
اقتصاد پساجنگ به سیاستی یکپارچه نیاز دارد: تأمین پایدار مواد اولیه، تسویه بهموقع مطالبات، دسترسی به سرمایه در گردش، مقررات تجاری قابل پیشبینی و حمایت مؤثر از قدرت خرید خانوارها. اگر این مؤلفهها در کنار یکدیگر قرار گیرند، بازسازی اقتصادی میتواند از بازگشت صرف به وضعیت گذشته فراتر برود و زمینه رشد باثباتتر تولید و تقویت امنیت غذایی را فراهم کند.