نخلها به بورس کالا میرسند
محسن مولائی نسب - دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران
فعالان عرصه نخل داری هر روزه با خبرهایی از این دست مواجه میشوند که مثلا یک محموله نخل خرما، به دلیل عدم ارائه گواهی قرنطینه، در یزد متوقف میشود. در جای دیگر، پاجوشهایی که بهطور غیرقانونی جابهجا میشوند، عامل اصلی انتقال آفت خطرناک «سرخرطومی حنایی» به باغات عنوان میشوند. این تصویر تکراری، روایتِ خام و پرهزینهای است که سالهاست از بازار نهال خرما در ایران شنیده میشود. بازاری که در آن، نه کیفیتِ نهال تضمین شده است، نه اصالتِ رقم قابل راستیآزمایی است و نه قیمت، مبنای شفافی دارد. در چنین فضایی، باغداری که تمام سرمایه و امیدش به یک نهال سالم و پربازده گره خورده، ناچار است در تاریکیِ اطلاعات و با ریسکِ تمامقد، تصمیم بگیرد. اما راهحلی ساختاری وجود دارد که سالهاست در بازار محصولات کشاورزی دیگر آزموده شده و اکنون باید برای «خرما» نیز جدی گرفته شود: بورس کالا ،جایی که میتواند از یک سو سلامت و رشد سرمایه گذاری در باغات کشور را تضمین کند و از سوی دیگر، ثروتی پنهان را برای کشاورز و اقتصاد ملی شفاف سازد.
بورس کالا، فراتر از یک تابلوی معاملاتی
بورس کالا را نباید صرفاً محلی برای خرید و فروش کالا دید. ساختار این بازار، مجموعهای از مکانیزمها را در اختیار قرار میدهد که هر یک از آنها، مستقیماً یکی از معضلات کنونی بازار نهال خرما را هدف میگیرد. معاملات در بورس کالا، به تعبیر کارشناسان، «متشکل، سازمانیافته، قانونمند، قابل نظارت، شفاف، عادلانه، رقابتی و کمهزینه» است. این فهرست بلند، فقط مجموعهای از صفات نیست؛ بلکه نقشه راهی برای اصلاح یک بازار بیمار است.
نخستین و شاید حیاتیترین مزیت، شفافیت و کشف قیمت است. در بازار سنتی نهال و درخت خرما، قیمتها بر اساس چانهزنی، روابط شخصی و گاه اطلاعات ناقص تعیین میشود. در حالی که در بورس کالا، قیمت از طریق «حراج حضوری» و بر اساس عرضه و تقاضای واقعی کشف میشود و این فرآیند، «رانت و فسادزدایی از بازار معاملات» را به همراه دارد. به عنوان نمونهای ملموس، اکنون در باغات مناطق مختلف کشور نهال ها و پاجوش ها از ارقام مختلف از 50 تا 500 میلیون ریال بر اساس کیفیت درخت مادر،کیفیت باغ،سن و وزن و ... معامله میشوند. این اعداد، وقتی در بستری شفاف و رقابتی مانند بورس عرضه شوند، به جای یک عدد دستوری یا توافقی، به یک «قیمت مرجع» قابل اعتماد برای کل بازار تبدیل میشوند.
دومین مزیت بنیادین، تضمین کیفیت و استاندارد است. پذیرش کالا در بورس کالا بر اساس «استانداردهای اجباری» صورت میگیرد و کیفیت و کمیت کالا «تضمین شده» است. این یعنی نهالی که با تأییدیه بورس عرضه میشود، از فیلترهای مشخصی برای سلامت، اصالت رقم و سن عبور کرده است. اگر این مکانیزم برای نهال خرما اجرا شود، دیگر باغدار نگران خرید نهال از یک نهالستان غیرمجاز یا دریافت پاجوشی که ممکن است ناقل آفت باشد، نخواهد بود. الزامات قرنطینهای برای جابهجایی نخل، از نگهداری یکساله در مراکز قرنطینه تا نظارتهای دورهای، نشاندهنده پیچیدگی و حساسیت بالای این حوزه است. بورس کالا میتواند به بازوی نظارتی و اجرایی این الزامات در نقطه فروش تبدیل شود.
سومین مزیت، ابزارهای مالی و مدیریت ریسک است. باغدار برای خرید نهال، با هزینه سنگینی مواجه است و تولیدکننده نهال نیز برای رساندن محصولش به بازار، ریسکهای زیادی را متحمل میشود. بورس کالا با ابزارهایی مانند «قراردادهای سلف» (پیشفروش) و «قرارداد آتی»، امکان «پوشش، توزیع و انتقال ریسک» را فراهم میکند. یک نهالستان معتبر میتواند نهالهای خود را به صورت سلف در بورس عرضه کند و از قبل، نقدینگی لازم برای ادامه تولید را تأمین کند. از سوی دیگر، باغدار میتواند با اطمینان از تحویل نهال در آینده و با قیمتی که امروز تثبیت کرده، برنامهریزی بلندمدت برای باغ خود داشته باشد. این سازوکار، دقیقاً همان چیزی است که یک بخش کشاورزی حرفهای به آن نیاز دارد.
وقتی «نهال» به تابلوی بورس میرسد
ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا چنین چیزی در ایران سابقه دارد؟ پاسخ مثبت است، تلاش هایی از سوی چند شرکت نوآور برای شکل دهی بازار شفاف نهالِ فیزیکی خرما صورت گرفته و تجربه عرضه «بذور اصلاحشده کشاورزی» برای پذیرش در بورس نیز وجود دارد.. مهمتر از آن، در اقدامی مترقی توسط بورس کالا ، دو «صندوق کالایی کشاورزی» با نمادهای «نهال» و «سحرخیز» در بورس کالای ایران پذیرهنویسی شدند. این صندوقها سرمایهگذاری در کالاهایی مانند پسته، زعفران، کشمش، خرما و زیره را ممکن میسازند. این تجربه نشان میدهد که زیرساخت فکری، قانونی و فنی برای ورود کالاهای کشاورزی خاص و حتی «نهال» به چرخه مالی بورس وجود دارد.
اکنون زمان آن رسیده که این زیرساخت، از سطح صندوقهای سرمایهگذاری و شرکت ها، به سطح معامله فیزیکی نهالهای خاص و راهبردی مانند ارقام تجاری خرما ( پیارم و...) در بستری شفاف و حرفه ای مانند بورس کالا ارتقا یابد.
اهمیت این کار وقتی دوچندان میشود که به جایگاه ایران در بازار جهانی خرما نگاه کنیم. ایران با تولید سالانه حدود یک تا یکونیم میلیون تن خرما و صادرات بیش از ۴۳۰ هزار تن، در زمره بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان این محصول قرار دارد. ارزش صادرات خرمای ایران حدود ۴۳۰ میلیون دلار برآورد میشود. این اعداد نشاندهنده یک صنعت بزرگ و راهبردی است. اما این صنعت عظیم، بر پایهای متزلزل بنا شده است: نهال. اگر پایه این صنعت، نهال سالم، اصیل و استاندارد نباشد، تمام این ثروت عظیم در معرض تهدید آفات، کاهش بهرهوری و از دست دادن بازارهای صادراتی قرار میگیرد.
نهالی که باید در زمینِ اعتماد کاشته شود
بازار نهال خرما در ایران، امروز در تاریکخانهای از اطلاعات ناقص، قیمتهای غیرشفاف و ریسکهای پنهان قرنطینهای گرفتار است. تداوم این وضعیت، به معنای به خطر انداختن سرمایه ملی و امنیت غذایی در یکی از راهبردیترین حوزههای کشاورزی است. راهحل، نه در بخشنامههای جدید، بلکه در استفاده از یک ساختار آزمودهشده نهفته است: بورس کالا. عرضه نهالهای خاص و گواهیشده خرما در بورس کالا، اقدامی فراتر از یک تصمیم اقتصادی است؛ اقدامی برای کاشت «نهالِ اعتماد» در زمینِ کشاورزی ایران. این کار، شفافیت را جایگزین رانت، استاندارد را جایگزین سلیقه و ریسکِ مدیریتشده را جایگزین ریسکِ کور میکند. حال پرسش این است: اگر میتوان ثروتی راهبردی را در حاشیه امن و شفاف بورس کالا پرورش داد، چرا باید آن را در تاریکیِ بازار سنتی رها کرد؟