دانشگاه، خرج امروز یا سرمایه فردا؟
سعید توکلی ـ استاد مهندسی برق و عضو شورای مرکزی کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران
اگر کارخانهای از ارزشی که خلق میکند سهمی نداشته باشد، آیا چنین مدلی پایدار است؟ پس چرا همین منطق را درباره دانشگاه پذیرفتهایم؟
دانشگاه، سرمایه انسانی که مهمترین سرمایه هر کشور است را تولید میکند. هر مهندس، پزشک، معلم، مدیر یا پژوهشگری که امروز در حال خلق ارزش برای اقتصاد و جامعه است، حاصل سالها آموزش، تجربه و سرمایهگذاری دانشگاه است. اما به محض ورود دانشآموخته به بازار کار، این ارتباط تقریباً به طور کامل قطع میشود و دانشگاه برای تربیت نسل بعدی متخصصان، بار دیگر به بودجه عمومی وابسته میماند. این گسست، هم از منظر اقتصادی و هم از منظر حکمرانی، قابل تأمل است.
اگر بپذیریم که سرمایه انسانی ارزشمندترین دارایی هر کشور است، باید نظام تأمین مالی دانشگاه نیز متناسب با همین واقعیت بازطراحی شود. میتوان سازوکاری پیشبینی کرد که با بهکارگیری هر دانشآموخته، سهمی اندک از ارزش اقتصادی ایجادشده توسط او، دوباره به دانشگاه محل تحصیلش بازگردد. این سهم میتواند با مشارکت کارفرما و در قالب «سهم توسعه سرمایه انسانی» تعریف شود. سهمی که برای هر بنگاه اقتصادی ناچیز است، اما در مقیاس ملی میتواند به منبعی پایدار برای ارتقای آموزش عالی تبدیل شود.
منابع حاصل از این سازوکار میتواند صرف نوسازی آزمایشگاهها و کارگاهها، توسعه زیرساختهای آموزشی، تقویت آموزشهای مهارتی و استقرار نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد اعضای هیات علمی شود. در چنین الگویی، میان کیفیت آموزش، موفقیت دانشآموختگان و منابع مالی دانشگاه رابطهای مستقیم برقرار خواهد شد. دانشگاهی که نیروی انسانی توانمندتر و اثرگذارتری تربیت میکند، از منابع بیشتری نیز بهرهمند میشود. این همان منطقی است که در اقتصاد، پاداش را به خلق ارزش پیوند میدهد.
این پیشنهاد، صرفاً راهی برای افزایش درآمد دانشگاهها نیست، بلکه تلاشی است برای اصلاح نگاه به آموزش عالی. سالهاست که دانشگاه در ادبیات بودجهای، بیشتر بهعنوان یک مرکز هزینه دیده میشود، در حالی که هیچ سرمایهگذاریای برای کشور، بازدهی بلندمدتتری از سرمایهگذاری در تربیت نیروی انسانی ندارد. دانشگاه نه مصرفکننده منابع، بلکه تولیدکننده ارزشمندترین دارایی اقتصاد است.
اقتصاد ایران برای افزایش بهرهوری، رشد تولید و توسعه فناوری، بیش از هر زمان دیگری به دانشگاههای توانمند نیاز دارد. اما دانشگاه توانمند، بدون نظام تأمین مالی پایدار، بیشتر یک آرزوست تا یک واقعیت.
اقتصاد دانشبنیان، بدون بازتعریف رابطه میان دانشگاه و ارزش اقتصادی سرمایه انسانی، بیش از آنکه یک راهبرد باشد، یک شعار خواهد بود.