حومهها در حال انفجار، تهران در حال انقباض
مهرناز خوشبخت روزنامهنگار
اظهارات اخیر مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، تصویری از رویکرد جدید مدیریت شهری نسبت به توسعه پایتخت ارائه میدهد در این رویکرد، توسعه تهران نه بهمعنای گسترش جغرافیایی بلکه در قالب توسعه عملیاتی و برنامهمحور تعریف شده است این نگاه، برخلاف روند رایج در بسیاری از شهرهای کشور که بهدنبال افزایش محدوده شهری هستند بر حفظ چارچوب فعلی و تمرکز بر بهینهسازی درونساختاری تأکید دارد.
در طرح جامع جدید شهر تهران، برخلاف رویه معمول از مساحت شهر کاسته شده است این تصمیم، در شرایطی اتخاذ شده که بسیاری از کلانشهرهای کشور در حال افزایش محدودههای خود هستند. کاهش مساحت شهری در پایتخت بهعنوان یک اقدام برنامهریزیشده، بر پایه ضرورت کنترل توسعه بیرویه و جلوگیری از گسترش افقی شهر استوار شده است این رویکرد با هدف تمرکز بر ارتقای کیفیت خدمات، بهینهسازی زیرساختها و جلوگیری از بارگذاری جمعیتی بیشتر در مناطق حاشیهای دنبال میشود.
در همین حال، آمارهای رسمی نشان میدهد که رشد جمعیت تهران در سالهای اخیر کمتر از میانگین رشد جمعیت کشور بوده است این کاهش نسبی، بهعنوان نشانهای از کنترل مهاجرت به پایتخت تلقی میشود با این حال همزمان با کاهش رشد جمعیت در تهران، شهرهای حومهای اطراف پایتخت با رشد سالانه ۱۰ تا ۱۲ درصدی جمعیت مواجه شدهاند این رشد سریع بهویژه در مناطقی چون پردیس، پرند، اسلامشهر و رباطکریم، فشار مضاعفی بر زیرساختهای منطقهای وارد کرده است.
افزایش جمعیت در حومه بدون توسعه متوازن خدمات شهری، حملونقل عمومی و زیرساختهای اجتماعی، منجر به شکلگیری کلانشهری ناهماهنگ شده است این وضعیت با افزایش ترددهای روزانه به تهران، موجب تشدید ترافیک، آلودگی هوا و فرسایش منابع زیستمحیطی شده است در چنین شرایطی، تمرکز صرف بر توسعه درونمرزی تهران، بدون در نظر گرفتن پیوستگی عملکردی با مناطق پیرامونی نمیتواند به تنهایی پاسخگوی نیازهای کلانشهری باشد.
در چارچوب توسعه عملیاتی مورد نظر شورای شهر، برنامههایی برای ارتقای بهرهوری خدمات، بهبود نظام حملونقل، بازآفرینی بافتهای فرسوده و افزایش تابآوری شهری در دستور کار قرار گرفته است این اقدامات در صورت اجرای دقیق و هماهنگ، میتوانند به بهبود کیفیت زندگی در پایتخت منجر شوند با این حال، موفقیت این برنامهها نیازمند هماهنگی میاندستگاهی، تأمین منابع مالی پایدار و مشارکت فعال شهروندان است.
مدیریت شهری تهران در مسیر جدید خود، بر پرهیز از گسترش افقی و تمرکز بر توسعه عمودی و درونزا تأکید دارد این رویکرد در صورت همراهی با سیاستهای منطقهای و ملی، میتواند الگویی برای سایر کلانشهرهای کشور باشد. با این حال، نادیدهگرفتن روندهای جمعیتی در حومه و عدم برنامهریزی برای یکپارچگی عملکردی میان تهران و شهرهای اطراف، خطر گسترش ناهماهنگیهای ساختاری و اجتماعی را افزایش میدهد.
توسعه پایدار تهران، نیازمند نگاهی فراتر از مرزهای اداری شهر است. کلانشهر تهران با شبکهای از شهرهای پیرامونی درهمتنیده شده که سرنوشت آنها بهطور مستقیم با یکدیگر گره خورده است. مدیریت این کلانشهر، تنها با رویکردی منطقهای، هماهنگ و مبتنی بر دادههای واقعی، میتواند به تحقق اهداف توسعهای منجر شود. تصمیمگیریهای فعلی اگرچه در راستای کنترل توسعه بیرویه اتخاذ شدهاند اما بدون پیوستهای اجرایی و منطقهای، در معرض ناکارآمدی قرار خواهند گرفت