جهان اقتصاد بررسی می‌کند: بیمه عمر به روایت آمار و تجربه

آمنه قدیم پرست -روزنامه‌نگار    

شناسه خبر: 184985
جهان اقتصاد بررسی می‌کند:
بیمه عمر به روایت آمار و تجربه

بیمه عمر در ایران سال‌هاست که میان شعارهای تبلیغاتی پر زرق ‌و برق و واقعیت‌های اقتصادی جامعه معلق مانده است، محصولی که از یک‌سو می‌تواند ستون فقرات امنیت مالی خانوار باشد و از سوی دیگر در صورت طراحی و اجرای نادرست به تجربه‌ای پرابهام و حتی ناامیدکننده برای بیمه‌گذاران تبدیل شود. بیمه عمر در ایران نه آن ناجی مطلقی است که در بروشورها تصویر می‌شود و نه محصولی بی‌فایده بلکه ابزاری است که مزایا و معایب آن به‌شدت به ساختار اقتصادی، شفافیت شرکت‌های بیمه و سطح سواد مالی مردم گره خورده است.

بیمه عمر در ذات خود یک ابزار بلندمدت برای مدیریت ریسک و پس‌انداز است و کشوری که نظام تأمین اجتماعی با کسری منابع و آینده‌ای نامطمئن مواجه است، بیمه عمر می‌تواند مکملی جدی برای بازنشستگی، حمایت از خانواده در صورت فوت سرپرست و حتی پوشش برخی هزینه‌های درمانی باشد. بسیاری از طرح‌های بیمه عمر در ایران ترکیبی از پوشش فوت، از کارافتادگی، بیماری‌های خاص و اندوخته سرمایه‌گذاری هستند ترکیبی که اگر درست فهم و انتخاب شود می‌تواند بخشی از نگرانی‌های مالی خانوار را کاهش دهد. بزرگ‌ترین مزیت بیمه عمر در ایران «الزام به انضباط مالی» است یعنی فرد را وادار می‌کند به‌صورت منظم مبلغی را کنار بگذارد کاری که در فرهنگ مالی ما چندان نهادینه نشده است اما این تصویر مثبت روی دیگر هم دارد، نخستین چالش جدی، تورم مزمن اقتصاد ایران است وقتی نرخ تورم سال‌ها بالاتر از سود تضمینی یا حتی سود مشارکت بیمه‌های عمر حرکت می‌کند ارزش واقعی اندوخته بیمه‌گذار به‌مرور کاهش می‌یابد اینجاست که بسیاری از مردم احساس می‌کنند بیمه عمر نه‌تنها سودآور نبوده بلکه قدرت خرید سرمایه آن‌ها را حفظ نکرده است تا زمانی که محصولات بیمه عمر به‌طور واقعی با ابزارهای سرمایه‌گذاری متناسب با تورم پیوند نخورند این انتقاد همچنان پابرجا خواهد بود.

مسئله دوم شفافیت است زبان پیچیده بیمه‌نامه‌ها، جداول مبهم سود و شرایط فسخ و برداشت باعث شده بخشی از نارضایتی‌ها نه از خود محصول بلکه از نحوه فروش آن ناشی شود در سال‌های اخیر رقابت شدید شرکت‌ها و شبکه فروش گاه به وعده‌هایی منجر شده که با واقعیت قرارداد همخوانی ندارد. اینجا باید صریح گفت: بیمه عمر کالایی نیست که با فروش هیجانی و بدون آموزش دقیق بیمه‌گذار عرضه شود و مشکل اصلی فاصله میان انتظار ایجادشده و تعهد واقعی بیمه‌نامه است.

بیمه عمر در ایران اگرچه در سال‌های اخیر متنوع‌تر شده اما هنوز با استانداردهای برخی بازارهای پیشرفته فاصله دارد. پوشش بیماری‌های خاص، از کارافتادگی و مستمری بازنشستگی در بسیاری از طرح‌ها وجود دارد اما سقف تعهدات، دوره‌های انتظار و استثنائات گاه آن‌قدر محدودکننده است که کارایی واقعی پوشش را کاهش می‌دهد به‌ویژه در حوزه درمان نباید بیمه عمر را جایگزین بیمه درمان تکمیلی دانست بلکه نهایتاً می‌توان آن را مکملی محدود تلقی کرد.

با این حال نادیده گرفتن نقش بیمه عمر در فرهنگ‌سازی مالی هم بی‌انصافی است در شرایطی که بازارهای موازی مانند ارز، طلا و مسکن پرنوسان و گاه غیرقابل دسترس برای عموم مردم هستند، بیمه عمر می‌تواند گزینه‌ای کم‌ریسک‌تر برای افرادی باشد که به‌دنبال ثبات نسبی و تعهد بلندمدت‌اند البته این «کم‌ریسک بودن» به‌معنای «پربازده بودن» نیست و این همان نکته‌ای است که باید صادقانه به مردم گفته شود.

بیمه عمر در ایران بیش از آنکه مشکل ذاتی داشته باشد قربانی سه عامل است: تورم بالا، فروش غیرمسئولانه و ضعف سواد مالی عمومی اگر سیاست‌گذار بتواند با ایجاد مشوق‌های مالیاتی واقعی، نظارت سخت‌گیرانه‌تر بر شبکه فروش و الزام شرکت‌ها به شفافیت بیشتر این سه گره را تا حدی باز کند، بیمه عمر می‌تواند جایگاه شایسته‌تری در سبد مالی خانوار ایرانی پیدا کند در غیر این صورت این محصول همچنان میان امید و تردید سرگردان خواهد ماند، امیدی که در تبلیغات پررنگ است و تردیدی که در تجربه زیسته بسیاری از بیمه‌گذاران دیده می‌شود.

است.

ارسال نظر
پربیننده‌ترین اخبار