جان میدهیم ؛اما وطن هرگز*
* ای خاک کهن، ای ریشه در خون و باد از رستم تا بابک، از ستار تا باقر، ای شاد هر نفس تو فریاد شجاعت است هر سنگت گواه ایستادگی و آزاد نه تیغی توان شکست تو دارد نه زمان توان کمر خم کردن تو را ایران ایستاده است، با خرد و با شرافت از دیروز تا امروز، بینهایت و با دوام بادهای فتنه و طوفانِ دشمنان تو را نلرزاند، تو را نشکست هر نسل که بر خاکت پا گذاشت دریافت که ذلت، زادگاه تو نیست
ایران را با تهدید نمیشود سنجید؛
این سرزمین را فقط کسی میفهمد که وزن تاریخ را حس کرده باشد.
ایران، کشور واکنشهای عصبی نیست؛ تمدنی است که پیش از آنکه بسیاری از مدعیان امروز نامی داشته باشند، جهانبینی، قانون، اسطوره و فرهنگ تولید کرده است.
این خاک، از دل اسطوره عبور کرده و به تاریخ رسیده؛ از رستم که نماد شجاعت مسئولانه است، نه خشونت بیمهار، تا آریوبرزن که در برابر قدرتِ برتر ایستاد تا «معنای ایستادن» را برای همیشه ثبت کند.
ایران، سرزمینی است که مظلومیت را دیده، اما هرگز «تحقیر» را نپذیرفته است.
آذربایجان در این روایت، حاشیه نیست؛ یکی از ستونهاست.