«جهان اقتصاد» گزارش می دهد وقتی ناترازی انرژی، زنجیره تولید را میلرزاند
گلناز پرتوی مهر
در چشمانداز اقتصادی ایران صنعتی وجود دارد که قرار بود به موتور رشد غیرنفتی کشور بدل شود، اما امروز نهتنها از آب و انرژی کافی برخوردار نیست، بلکه تهدیدی بالقوه برای رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی کشور محسوب میشود صنعت پتروشیمی.
صنعت پتروشیمی ایران در سالهای اخیر با چالشی دوگانه مواجه شده است بحران کمآبی ساختاری و ناترازی مزمن انرژی که ضربههای سنگینی بر ظرفیت تولید، صادرات و سودآوری این صنعت وارد آوردهاند. این وضعیتی است که نهتنها آینده این بخش را نامطمئن کرده، بلکه تبعات اقتصادی و اجتماعی گستردهای برای کشور در پی دارد.
با وجود برخورداری ایران از یکی از بزرگترین ذخایر گاز دنیا، صنعت پتروشیمی کشور در پاییز و زمستانهای اخیر بهدلیل ناترازی انرژی با مشکلات جدی مواجه شده است: گاز طبیعی که ماده اولیه اصلی بسیاری از واحدهای پتروشیمی است، به دلیل اولویت مصرف خانگی و صنعتی در شبکه انرژی، بهصورت کافی به این صنعت نمیرسد. در زمستان ۱۴۰۳، کسری روزانه گاز بیش از ۳۰۰ میلیون مترمکعب گزارش شد و پیشبینی میشود تا سال ۱۴۱۰ این میزان به حدود ۶۰۰ میلیون مترمکعب برسد.
این ناترازی موجب شده واحدهای پتروشیمی یا با کاهش ظرفیت تولید مواجه شوند یا فعالیت خود را موقتا متوقف کنند. بهطور مشخص در برخی زمانها سهم صنایع پتروشیمی از گاز عرضهشده به حداقل رسیده و در نتیجه صادرات و تولید داخلی کاهش یافته است.
چرا این اتفاق میافتد؟ ناترازی انرژی، یعنی فاصله میان تولید و مصرف، نتیجه ضعف در زیرساختها، محدودیت سرمایهگذاری در توسعه میادین گازی و اولویتدهی به مصرف خانگی و نیروگاهی است — معضلی که بهنظر میرسد ریشههایش در دهههای گذشته باقی مانده است.
بحران کمبود آب در ایران، که از دلایل آن میتوان به اقلیم خشک و نیمهخشک کشور، برداشت بیرویه از منابع آبی و کاهش بارشها اشاره کرد، بخش دیگری از صنعت پتروشیمی را تحت فشار گذاشته است. گزارشها نشان میدهند که صنعت پتروشیمی کشور سالانه بیش از ۳۶۰ میلیون مترمکعب آب مصرف میکند — رقمی که معادل مصرف آب سالانه بیش از یک میلیون نفر است.
حدود ۵۹درصد از این مصرف از منابع شیرین سطحی و زیرزمینی کشور تأمین میشود که باعث فشار بیشتر بر منابع محدود آب شده و در مناطقی مانند ماهشهر بخش عمده آب برای صنعت برداشت میشود، در حالی که این آب باید در درجه اول صرف آب شرب و کشاورزی محلی شود.
بحران آب نه تنها هزینه تولید در واحدهای پتروشیمی را افزایش میدهد، بلکه تهدیدی مستقیم برای ادامه فعالیت آنها در مناطق خشک است، چرا که بسیاری از مجتمعها عملاً بدون آب کافی برای فرآیندهای تولید نمیتوانند به فعالیت ادامه دهند.
وقتی صنعت پتروشیمی با بحران کمبود گاز و آب همزمان روبهرو میشود، پیامدهای اقتصادی آن ساده نیست. کاهش تولید بهمعنای افت صادرات پتروشیمی است که یکی از منابع اصلی درآمدهای ارزی غیرنفتی کشور بهشمار میآید.
این کاهش صادرات نهتنها موجب افت درآمدهای شرکتهای فعال در این بخش میشود، بلکه رقابتپذیری ایران در بازارهای جهانی را نیز کاهش میدهد، بهویژه زمانی که دیگر تولیدکنندگان منطقهای با شرایط پایدارتر انرژی و آب، بازار را قبضه میکنند.
تصور کنید کشوری که ذخایر گازی عظیمی دارد، بهدلیل ضعف مدیریت مصرف و ناترازی انرژی، بخش عمده گاز خودش را به مصرف خانگی میرساند و در نتیجه نمیتواند از این منبع در فرآوری ارزشافزودهمحور مانند پتروشیمی بهره ببرد. این وضعیت نهتنها اقتصادی نیست بلکه استراتژیک هم ضعفآور است.
با افت تولید، سهم ارزی پتروشیمی در بودجه کشور و تجارت خارجی کاهش مییابد، که میتواند موجب افزایش فشار بر تعادل پرداختها شود.
شرکتها برای کاهش هزینهها مجبور به تعویق در پروژههای توسعهای میشوند، که این خود موجب توقف جذب نیروی کار و کاهش ظرفیتهای آینده میگردد.
استفاده بیش از حد از منابع آبی محدود و کاهش توان تأمین انرژی پایدار، به تخریب محیطزیست و تشدید کمبود آب برای سایر بخشها منجر میشود.
چالشهای پیشروی پتروشیمی ایران پیچیدهاند، اما راهکارهای مشخصی نیز در ادبیات و تجربه جهانی پیشنهاد شدهاند.
کاهش وابستگی به گاز طبیعی و استفاده از خوراکهای جایگزین مثل نفتا و اتان میتواند به کاهش فشار بر شبکه گاز کمک کند.
استفاده از فناوریهای بازیافت آب صنعتی و سیستمهای بهینه مدیریت مصرف آب میتواند وابستگی به منابع آب شیرین را کاهش دهد موضوعی که در دیگر کشورهای صنعتی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
بهبود شبکههای انتقال گاز و برق، احداث آبشیرینکنهای صنعتی با بهرهوری انرژی بالا، و توسعه فناوریهای انرژی تجدیدپذیر میتواند همزمان فشار بر منابع آب و انرژی را کاهش دهد.
صنعت پتروشیمی ایران امروز یا میتواند بهعنوان پیشران توسعه اقتصادی کشور باقی بماند یا در سایه بیتدبیری در مدیریت منابع آب و انرژی تبدیل به یک بار اقتصادی و زیستمحیطی شود. اما قطعاً بدون اصلاحات ساختاری در مدیریت منابع، اصلاح سیاستهای انرژی و بهکارگیری فناوریهای نوین، این صنعت نمیتواند به ظرفیت واقعی خود برسد.
بحران کمآبی و ناترازی انرژی نهتنها یک چالش برای پتروشیمی است، بلکه آینهای از ضعفهای سیاستگذاری کلان کشور در مدیریت منابع حیاتی بهویژه در شرایط تغییرات اقلیمی و فشارهای اقتصادی بهشمار میآید