دیپلماسی انرژی پویا در شرایط جنگ
علی پوریا - تحلیلگر
ایران از معدود کشورهایی است که تقریباً تمام عناصر لازم برای تبدیل انرژی به یک ابزار قدرتمند دیپلماسی را در اختیار دارد؛ ذخایر بزرگ نفت و گاز، جایگاه مهم در بازار نفت اوپک، ظرفیت اثرگذاری در بازار گاز و یکی از بزرگترین مجموعههای تولید محصولات پتروشیمی در منطقه. این موقعیت، انرژی را برای ایران از یک کالای صادراتی فراتر میبرد و آن را به ابزاری برای ارتباط با همسایگان، توسعه تجارت، جذب سرمایه و فناوری و افزایش قدرت چانهزنی کشور تبدیل میکند. به همین دلیل، دیپلماسی انرژی در دو سال نخست دولت چهاردهم را باید بخشی از تلاش برای استفاده فعالتر از ظرفیتهای اقتصادی کشور در محیطی دانست که تحریم و محدودیتهای بینالمللی، دامنه انتخابهای ایران را محدود کرده است.
در شرایط عادی، نخستین کارکرد دیپلماسی انرژی، ساختن رابطههای اقتصادی ماندگار است. فروش نفت و گاز اگر در قالب قراردادهای پایدار و بلندمدت انجام شود، رابطه میان کشورها را از یک معامله تجاری ساده فراتر میبرد. نمونه روشن آن، تمدید قرارداد صادرات گاز به عراق تا سال ۲۰۲۸ است؛ قراردادی که ارزش آن در مجموع حدود ۱۴ میلیارد دلار اعلام شده است. چنین قراردادی برای ایران تنها به معنای فروش گاز نیست. بازار عراق یکی از بازارهای مهم انرژی ایران است و تداوم صادرات به این کشور، علاوه بر درآمد اقتصادی، نوعی پیوند متقابل ایجاد میکند که در مناسبات منطقهای اهمیت دارد.
در سوی دیگر، نهایی شدن بندهای اصلی قرارداد واردات گاز از روسیه، مسیر متفاوتی را پیش روی همکاری انرژی دو کشور باز کرد. اهمیت این موضوع در این است که دیپلماسی انرژی دیگر فقط به معنای صادرات منابع ایران نیست. ایجاد ارتباط متقابل در بازار گاز، استفاده از ظرفیتهای دو کشور و تعریف منافع مشترک، میتواند به تدریج ایران را از یک صادرکننده صرف به یکی از بازیگران شبکه انرژی منطقه تبدیل کند. همکاریهای نفت و گاز با روسیه، عراق، آذربایجان، تاجیکستان و دیگر کشورهای منطقه نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ یعنی ایجاد شبکهای از روابط که هر کدام میتواند در آینده به مسیر تازهای برای تجارت، سوآپ، ترانزیت یا سرمایهگذاری تبدیل شود.
میزبانی اجلاس وزارتی مجمع کشورهای صادرکننده گاز نیز از همین منظر اهمیت دارد. حضور در چنین مجامعی صرفاً یک رویداد تشریفاتی نیست. ایران در بازاری حضور دارد که رقابت بر سر آینده گاز، مسیرهای انتقال، قراردادهای بلندمدت و بازارهای مصرف در آن بهطور فزایندهای جدی شده است. حضور فعال در این ساختارها به کشور امکان میدهد ضمن دفاع از منافع خود، در گفتوگوهایی حضور داشته باشد که آینده بازار گاز را شکل میدهند.
اما ارزش واقعی این اقدامات زمانی روشنتر شد که شرایط از وضعیت عادی فاصله گرفت. جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، در کنار تحریم و محدودیتهای اقتصادی، نشان داد که دیپلماسی انرژی فقط برای روزهای آرام و قراردادهای بلندمدت نیست. در شرایط جنگ، حفظ ارتباطات اقتصادی، باز نگه داشتن مسیرهای صادراتی و اطمینان از استمرار جریان درآمدهای انرژی، بخشی از مدیریت بحران اقتصادی کشور محسوب میشود.
تحریم تلاش میکند مسیرهای فروش، دریافت درآمد و ارتباط اقتصادی کشور را محدود کند و جنگ نیز میتواند زیرساختها و مسیرهای فیزیکی تجارت را هدف قرار دهد. در مقابل، دیپلماسی انرژی فعال میتواند بخشی از این فشار را خنثی کند؛ نه با حذف تحریم یا جنگ، بلکه با افزایش تعداد مسیرها، شرکا و گزینههای در دسترس. به همین دلیل، همکاری انرژی با کشورهای همسایه و قدرتهای اقتصادی منطقه، در شرایط فعلی بخشی از ظرفیت تابآوری اقتصاد ایران محسوب میشود.
البته دیپلماسی انرژی زمانی میتواند چنین نقشی ایفا کند که از سطح مذاکره و امضای تفاهمنامه فراتر برود. قرارداد باید به تجارت واقعی، سرمایهگذاری، انتقال فناوری، توسعه زیرساخت و درآمد پایدار منجر شود. همچنین لازم است پروژههای انرژی با منطق اقتصادی و منافع بلندمدت کشور تعریف شوند و گرفتار نگاههای مقطعی نشوند. تجربه دو سال گذشته نشان داده است که رابطه سیاسی زمانی برای اقتصاد ارزش واقعی ایجاد میکند که به یک منفعت اقتصادی قابل سنجش تبدیل شود.
از این منظر، دیپلماسی انرژی در دو سال نخست دولت چهاردهم را میتوان تجربهای از حرکت در دو زمین متفاوت دانست: در روزهای عادی، تلاش برای گسترش بازار، قرارداد و همکاری؛ و در روزهای جنگ، استفاده از همین روابط برای حفظ مسیرهای اقتصادی و کاهش فشار بر کشور. مهم این است که این دو رویکرد از یکدیگر جدا نباشند.
آینده نیز به همین نگاه نیاز دارد. ایران با منابع نفت و گاز، موقعیت جغرافیایی و ظرفیت تولید پتروشیمی، امکان آن را دارد که شبکهای از منافع متقابل انرژی در منطقه ایجاد کند. اگر این ظرفیت با قراردادهای پایدار، مسیرهای متنوع انتقال، سرمایهگذاری مشترک و روابط اقتصادی واقعی همراه شود، دیپلماسی انرژی میتواند از یک ابزار فروش منابع به یکی از ابزارهای مؤثر قدرت اقتصادی کشور تبدیل شود؛ ابزاری که در شرایط عادی به توسعه کمک کند و در شرایط تحریم، محاصره و جنگ، هزینه و دامنه فشار بر اقتصاد ایران و زندگی مردم را کاهش دهد.