«جهان اقتصاد» گزارش می دهد
جهان انرژی پس از تب ژئوپلیتیک!
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
بازار جهانی انرژی در روزهای پایانی ژوئن ۲۰۲۶، نشانههایی روشن از خروج تدریجی از وضعیت اضطراری و ورود به مرحلهای تازه از تعادل را بروز داد؛ تعادلی که این بار نه بر محور ترس از اختلال، بلکه بر پایه بازگشت عرضه، فروکشکردن ریسکهای ژئوپلیتیک و احیای مسیرهای تجاری شکل گرفته است. افت قابل توجه قیمت نفت در هفته منتهی به ۲۶ ژوئن، در نگاه نخست شاید صرفا یک نوسان قیمتی به نظر برسد، اما در لایههای عمیقتر، حامل پیامی مهم برای کل بازار انرژی جهان است: معاملهگران و بازیگران اصلی بازار، دستکم در مقطع کنونی، احتمال اختلال گسترده در عرضه را بسیار کمتر از گذشته ارزیابی میکنند.
کاهش بیش از ۶ تا ۷ درصدی قیمت شاخصهای اصلی نفت و بازگشت آنها به سطوح پیش از آغاز درگیری نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نشان میدهد آنچه در هفتههای پیش به عنوان «پریمیوم ریسک ژئوپلیتیک» بر قیمتها تحمیل شده بود، اکنون تا حد زیادی از بازار تخلیه شده است. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که بازار نفت همواره پیش از آنکه به واقعیتهای فیزیکی عرضه و تقاضا واکنش نشان دهد، به انتظارات و ادراک ریسک پاسخ میدهد. به بیان دیگر، آنچه قیمتها را در اوج بحران به مرزهای بالاتر سوق داده بود، بیش از آنکه کمبود واقعی نفت باشد، ترس از آینده و احتمال گسترش درگیری بود. اکنون با عقبنشینی همین ترس، قیمتها نیز مسیر نزولی را در پیش گرفتهاند.
در این میان، عامل اصلی تغییر فضا را باید در تحولات سیاسی و دیپلماتیک جستوجو کرد. پیشرفت مذاکرات، صدور معافیتهای موقت تحریمی و ازسرگیری سریع صادرات نفت و تردد نفتکشها از تنگه هرمز، سیگنالهایی قوی به بازار فرستاد؛ سیگنالهایی که معنای آن روشن بود: جریان نفت غرب آسیا نهتنها متوقف نشده، بلکه امکان تقویت آن نیز وجود دارد. همین چشمانداز سبب شد سناریوی کمبود عرضه جای خود را به تصور مازاد نسبی نفت در کوتاهمدت بدهد.
نکته معنادار دیگر، تغییر ساختار بازار و ورود آن به وضعیت «کونتانگو» است؛ وضعیتی که در آن قیمت تحویلهای آتی از قیمت تحویل فوری پیشی میگیرد. این تغییر، از دید فعالان بازار، نشانهای از آرامتر شدن نگرانیهای کوتاهمدت در حوزه تامین فیزیکی نفت است. وقتی بازار حاضر است برای نفت آینده بهای بیشتری بپردازد تا نفت امروز، معنای ضمنی آن این است که عرضه فعلی دستکم در کوتاهمدت، کمتر از حد انتظار تحت فشار نیست. فاصله میان قراردادهای ماههای مختلف، هرچند اندک، اما از نظر تحلیلی حامل این پیام است که ذهن بازار از وضعیت اضطرار فاصله گرفته و به سمت محاسبات متعادلتر حرکت کرده است.
این تحول زمانی معنادارتر میشود که حتی رخدادهای امنیتی محدود نیز دیگر توان ایجاد جهش در قیمتها را ندارند. حمله پهپادی به یک کشتی تجاری در اواخر هفته، در شرایطی رخ داد که در فضای ملتهبتر پیشین میتوانست جرقهای برای صعود دوباره قیمتها باشد، اما این بار بازار واکنشی متفاوت نشان داد. علت روشن است: برای معاملهگران، تداوم واقعی جریان صادرات و عبور نفتکشها از منطقه، مهمتر از ریسکهای پراکندهای است که هنوز وجود دارد اما فعلا به اخلال جدی در تجارت انرژی منجر نشده است.
در سمت تقاضا نیز بازار نفت از حمایت جدی برخوردار نیست. اقتصاد جهانی همچنان با نشانههای کندی رشد روبهروست و بسیاری از مصرفکنندگان بزرگ انرژی با احتیاط بیشتری عمل میکنند. این احتیاط، از بخش صنعت گرفته تا حملونقل و حتی برنامهریزیهای ذخیرهسازی، خود را نشان میدهد. بنابراین بازار در شرایطی با افزایش خوشبینی نسبت به عرضه مواجه شده که از ناحیه تقاضا نیز محرک قدرتمندی برای بازگشت قیمتها به سطوح بالا وجود ندارد. همین تلاقی میان عرضه رو به بهبود و تقاضای کمرمق، فضای مساعدی برای افت قیمتها فراهم کرده است.
یکی از جالبترین ابعاد تحولات اخیر، بیاثر ماندن دادههایی بود که در شرایط عادی میتوانستند محرک رشد قیمت باشند. کاهش شدید ذخایر نفتی آمریکا، چه در بخش راهبردی و چه در هاب مهم کوشینگ، معمولا باید هشداری برای بازار تلقی میشد. افت ذخایر راهبردی آمریکا به پایینترین سطح در چند دهه گذشته و کاهش موجودیهای تجاری تا نزدیکی حداقل عملیاتی، در زمانی دیگر ممکن بود بهسرعت بازار را صعودی کند. اما اکنون این دادهها تحتالشعاع یک واقعیت مهمتر قرار گرفتهاند: بازار باور کرده که از سوی تولیدکنندگان منطقه خلیج فارس نفت بیشتری به بازار خواهد رسید و همین انتظار، اثر روانی کاهش ذخایر آمریکا را خنثی کرده است.
با این حال، نباید از تفاوت میان بازار نفت خام و بازار فرآوردههای نفتی غافل شد. در حالی که نفت خام زیر فشار انتظارات افزایشی در عرضه قرار دارد، فرآوردههایی مانند دیزل همچنان از محدودیت موجودیها و تنگناهای عرضه در برخی نقاط جهان حمایت میشوند. این شکاف نشان میدهد که همه اجزای زنجیره انرژی با یک سرعت و یک منطق تغییر نمیکنند. ممکن است نفت خام ارزانتر شود، اما بازار فرآوردهها به دلیل محدودیت در ظرفیت پالایش، الگوهای فصلی مصرف یا چالشهای لجستیکی، همچنان مقاومت بیشتری نشان دهد. تداوم حاشیه سود مطلوب پالایشگاهها نیز نشانهای از همین ناهمگونی در دل بازار انرژی است.
در بازار گاز و الانجی نیز تصویر کلی، تا حد زیادی همسو با نفت است، هرچند تفاوتهای مهمی وجود دارد. کاهش نگرانیها درباره اختلال صادرات از غرب آسیا، ادامه عبور کشتیها از تنگه هرمز و ازسرگیری صادرات محدود، موجب شد قیمتها در بازارهای شاخص تا اندازهای تعدیل شوند. اروپا و شمال شرق آسیا، که نسبت به امنیت عرضه حساسیت بالایی دارند، با کاهش نسبی ریسک، بخشی از فشار قیمتی هفتههای گذشته را از دست دادند. با این حال، بازار گاز به دلیل ماهیت منطقهایتر خود، همچنان از برخی عوامل حمایتی تاثیر میپذیرد. برای نمونه، پایینبودن سطح ذخایر گاز اروپا همچنان اجازه نمیدهد قیمتها با همان سرعتی که در نفت افت کردهاند، کاهش یابند.
در مقابل، بازار آمریکا وضعیت متفاوتی دارد. قیمت هنریهاب تحتتاثیر رشد مصرف داخلی و تداوم صادرات بالای الانجی، روندی افزایشی داشته و فاصله قیمتی آن با بازارهای اروپایی و آسیایی، همچنان مزیت صادراتی آمریکا را حفظ کرده است. این شکاف قیمتی یک نکته کلیدی را برجسته میکند: با وجود تعدیل نسبی بازار جهانی گاز، رقابت برای جذب محمولههای الانجی هنوز پایان نیافته و آمریکا همچنان یکی از بازیگران تعیینکننده در موازنه عرضه جهانی باقی خواهد ماند.
از سوی دیگر، حملونقل الانجی نیز نشانههایی از آرامش بروز داده است. کاهش نرخ اجاره کشتیها در اقیانوس اطلس و تثبیت نسبی آن در اقیانوس آرام، نشان میدهد فشار اضطراری بر زنجیره حملونقل تا اندازهای تخلیه شده است. البته این آرامش به معنای پایان نوسان نیست. بازار حمل همچنان میتواند با تغییرات تقاضای فصلی، شرایط آبوهوایی و جابهجایی مسیرهای تجاری، دوباره دستخوش تغییر شود. با این حال، جهت کلی تحولات از بازگشت تدریجی بازار به یک وضعیت قابل پیشبینیتر حکایت دارد
همزمان، تغییر الگوی مصرف انرژی در آسیا نیز اهمیت دارد. افزایش استفاده از زغالسنگ در برخی کشورها از جمله کره جنوبی، آن هم همزمان با کاهش سهم گاز در تولید برق، نشان میدهد که گذار انرژی در عمل بسیار پیچیدهتر از شعارهای رسمی است. کشورها در شرایط فشار قیمتی یا محدودیت عرضه، همچنان به سوختهای سنتی بازمیگردند تا امنیت انرژی خود را حفظ کنند. این واقعیت میتواند در ماههای آینده بر روند تقاضای گاز و حتی نفت نیز اثرگذار باشد.
در مجموع، بازار جهانی انرژی اکنون در حال عبور از فاز شوک و ورود به مرحله بازتنظیم است. اگر در هفتههای گذشته، ترس از جنگ و انسداد مسیرهای راهبردی، بازیگر اصلی صحنه بود، امروز وزن بیشتری به عواملی چون احیای صادرات، گشایش مسیرهای تجاری، احتیاط در تقاضا و چشمانداز تعادل عرضه داده میشود. البته این آرامش همچنان شکننده است و هر تحول امنیتی یا سیاسی تازه میتواند مسیر بازار را تغییر دهد، اما آنچه فعلا بر قیمتها سایه انداخته، نه کمبود، بلکه تصور وفور نسبی عرضه است. به همین دلیل، میتوان گفت بازار انرژی جهان وارد نظمی تازه شده است؛ نظمی که در آن دیپلماسی، جریان تجارت و محاسبات اقتصادی، دستکم در این مقطع، بر التهاب نظامی غلبه کردهاند.