«جهان اقتصاد» گزارش می دهد

افزایش دوباره تولید نفت در سایه کاهش قیمت‌ها

گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار

شناسه خبر: 188412
افزایش دوباره تولید نفت در سایه کاهش قیمت‌ها

در روزگاری که بازار نفت بیش از هر زمان دیگری به سیاست، امنیت و انتظارات روانی گره خورده، تصمیم تازه اوپک‌پلاس برای افزایش 188 هزار بشکه‌ای تولید از ماه اوت، فقط یک جابه‌جایی عددی روی کاغذ نیست؛ این تصمیم نشانه‌ای روشن از تغییر آرایش بازی در بازار جهانی انرژی است. ائتلافی که سال‌ها با کاهش عرضه، قیمت‌ها را مهار و بودجه اعضا را تقویت می‌کرد، حالا در نقطه‌ای ایستاده که باید میان حفظ قیمت و بازپس‌گیری سهم بازار یکی را بر دیگری ترجیح دهد. و انتخاب اخیر نشان می‌دهد که در مقطع کنونی، وزن منافع بلندمدت و رقابت بر سر بازار، از دغدغه تثبیت قیمت‌ها سنگین‌تر شده است.

این تصمیم در ظاهر ادامه همان مسیر ماه‌های ژوئن و ژوئیه است؛ مسیری که طی آن هفت عضو اصلی اوپک‌پلاس به‌تدریج بخشی از محدودیت‌های پیشین را کنار گذاشته‌اند. اما در عمل، اهمیت این افزایش نه در حجم آن، بلکه در پیام سیاسی و اقتصادی‌اش نهفته است. بازار نفت این روزها به‌خوبی می‌داند که حتی افزایش‌های کوچک نیز می‌تواند بر انتظارات اثر بگذارد، به‌ویژه وقتی فضای جهانی از یک‌سو با افت قیمت‌ها و از سوی دیگر با نشانه‌های شکننده در سمت عرضه و تقاضا روبه‌روست.

نفت برنت که در روزهای اخیر حوالی 72 دلار در هر بشکه نوسان کرده، فاصله قابل توجهی با قله‌های 120 دلاری گذشته گرفته است. همین افت، نشان می‌دهد که بازار دیگر همان بازار ملتهب و شوک‌زده ماه‌های نخست بحران نیست. کاهش واردات چین، رشد صادرات از سوی برخی تولیدکنندگان خارج از خاورمیانه و همچنین آزادسازی ذخایر استراتژیک در برخی اقتصادهای بزرگ، به‌تدریج بخشی از فشار قیمتی را از بازار برداشته‌اند. در چنین شرایطی، ادامه سیاست محدودسازی عرضه می‌توانست برای اوپک‌پلاس به معنای از دست رفتن سهم بازار باشد؛ سهمی که بازپس‌گیری آن در شرایط رقابت شدید، بسیار دشوارتر از نگه داشتن قیمت است.

نکته مهم دیگر آن است که افزایش اعلام‌شده لزوما به معنای افزایش واقعی و کامل در بازار نیست. واقعیت بازار نفت در ماه‌های اخیر نشان داده که میان تصمیمات رسمی و ظرفیت اجرایی فاصله‌ای جدی وجود دارد. اختلالات ناشی از تنش‌های منطقه‌ای، محدودیت‌های حمل‌ونقل، ملاحظات امنیتی و دشواری‌های فنی در بازگرداندن تولید، باعث شده بخشی از افزایش‌ها بیشتر جنبه حسابداری داشته باشد تا اثر ملموس فوری. به بیان دیگر، وقتی نفتکش‌ها با محدودیت روبه‌رو می‌شوند یا صادرات برخی اعضا به‌طور کامل احیا نمی‌شود، عددی که روی کاغذ ثبت می‌شود الزاماً به همان سرعت وارد پالایشگاه‌ها و بازار جهانی نمی‌شود.

از همین زاویه، اهمیت تنگه هرمز در این معادله دوچندان است. این گذرگاه، نه فقط یک مسیر دریایی، بلکه شریان اصلی انتقال انرژی جهان است. هر اختلالی در آن، حتی اگر موقت باشد، کافی است تا قیمت‌ها را دچار جهش کند یا دست‌کم انتظارات را بر هم بزند. حالا که نشانه‌هایی از باز شدن تدریجی مسیرهای صادراتی دیده می‌شود، بازار نیز بخشی از ریسک ژئوپلیتیک را از قیمت‌ها خارج کرده است. اما این آرامش، آرامشی شکننده است. تجربه نشان داده که بازار نفت به محض تغییر در مناسبات امنیتی، می‌تواند در چند ساعت از وضعیت عادی به وضعیت اضطراری برسد.

در چنین فضایی، تصمیم اوپک‌پلاس را باید بخشی از یک موازنه پیچیده دانست؛ موازنه‌ای میان نیاز اعضا به درآمد بیشتر، نگرانی از افت بیشتر قیمت‌ها و تلاش برای جلوگیری از انباشت عرضه در بازار. بسیاری از کشورهای عضو این ائتلاف، بودجه‌های خود را بر پایه قیمت‌های بالاتر بسته‌اند و کاهش طولانی‌مدت قیمت نفت می‌تواند فشار مستقیم بر تراز مالی آنها وارد کند. از سوی دیگر، اگر تولید بیش از اندازه محدود بماند، رقبای خارج از ائتلاف، به‌ویژه تولیدکنندگان شیل در آمریکا و برخی تولیدکنندگان جدید، فرصت بیشتری برای تصاحب بازار خواهند داشت. به همین دلیل، افزایش تدریجی تولید را می‌توان نوعی پیش‌دستی برای جلوگیری از عقب‌ماندن در رقابت جهانی دانست.

با این حال، این تصمیم یک خطر جدی هم در دل خود دارد: اگر تقاضای جهانی، به‌ویژه از سوی چین و اقتصادهای صنعتی، به‌سرعت جان نگیرد، افزایش عرضه می‌تواند دوباره به فشار نزولی بر قیمت‌ها منجر شود. بازار نفت، برخلاف ظاهر آرامش‌بخش ارقام روزانه، همواره زیر پوست خود تنش دارد. کافی است داده‌های مصرف چین ضعیف‌تر از انتظار باشد یا ذخایر جهانی روندی افزایشی پیدا کند تا بازار به‌سرعت به سمت افت بیشتر قیمت‌ها حرکت کند. بنابراین، اوپک‌پلاس در حال حرکت روی لبه تیغ است؛ نه می‌خواهد قیمت‌ها سقوط کند و نه می‌تواند از افزایش تولید برای همیشه صرف‌نظر کند.

 

از منظر سیاسی نیز این تصمیم حامل پیام‌های مهمی است. اوپک‌پلاس دیگر آن ائتلاف یک‌دست و بی‌چالش گذشته نیست. اختلاف‌نظرها درباره سهمیه‌ها، سطح تولید و منافع ملی اعضا، هر روز آشکارتر می‌شود. برخی اعضا به دنبال سهم بیشترند، برخی دیگر خواهان حفظ نظم موجود، و بعضی نیز ترجیح می‌دهند از هر فرصتی برای افزایش تولید استفاده کنند تا محدودیت‌های گذشته را جبران کنند. همین ناهمگونی، تصمیم‌گیری را پیچیده‌تر کرده و احتمال شکاف در آینده را افزایش می‌دهد. اگر بازار نیز سیگنال ضعف بدهد، این شکاف‌ها می‌تواند عمیق‌تر شود.

برای ایران و منطقه نیز این خبر خالی از معنا نیست. هر تغییر در سیاست تولید اوپک‌پلاس، مستقیماً بر قیمت‌های جهانی، درآمدهای نفتی، انتظارات بازار و حتی فضای چانه‌زنی سیاسی اثر می‌گذارد. در شرایطی که منطقه همچنان با ریسک‌های ژئوپلیتیک روبه‌روست، نفت فقط یک کالای خام نیست؛ ابزاری است برای سنجش توازن قدرت، میزان ثبات و شدت رقابت میان بازیگران. از این رو، افزایش تولید اوپک‌پلاس را باید نه فقط یک تصمیم فنی، بلکه یک پیام راهبردی دانست: بازار در حال بازتعریف خود است و بازیگران اصلی آن می‌کوشند پیش از آنکه شرایط از دستشان خارج شود، ابتکار عمل را دوباره در دست بگیرند.

جمع‌بندی این است که اوپک‌پلاس با تصمیم تازه‌اش عملاً پذیرفته دوران انقباض شدید و طولانی‌مدت عرضه، دست‌کم در این مقطع، به پایان نزدیک شده است. اما این پایان به معنای ثبات نیست؛ بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از رقابت بر سر سهم بازار، کنترل انتظارات و مدیریت ریسک‌های سیاسی و اقتصادی است. نفت همچنان کالایی است که هم به دمای سیاست حساس است و هم به نبض اقتصاد جهان. و تا وقتی این دو عامل در کنار هم حرکت می‌کنند، هر تصمیم اوپک‌پلاس چیزی فراتر از یک بیانیه رسمی خواهد بود: نشانه‌ای از مسیر آینده بازار جهانی انرژی.

 

ارسال نظر