«جهان اقتصاد» گزارش می دهد
تابستانِ بیرحم و برقِ کمحوصله
گلناز پرتوی مهر ـ روزنامه نگار
تابستان دوباره از راه رسید و با خود، همان دغدغهی همیشگی را آورده است. این روزها کافی است نگاهی به نقشه دمای کشور بیندازید تا عمق فاجعهی پیشرو را درک کنید. وقتی عقربههای دماسنج در جنوب کشور به مرزهای بحرانی میرسند، گویی یک نبرد نانوشته میان شبکهی برق کشور و تقاضایِ بیامان سرمایشی آغاز میشود. نبردی که اینبار با اعداد و ارقام نگرانکنندهای همراه است: نیاز مصرفی که قرار است از مرز ۶۰ هزار مگاوات بگذرد و با شیبی تند، به سمت ۶۴ هزار مگاوات خیز برداشته است.
اینکه بگوییم تابستان آغاز شده، یک سادهانگاری محض است. واقعیت این است که «تابستانِ انرژی» در ایران دیگر محدود به تقویم نیست. وقتی از تغییرات اقلیمی حرف میزنیم، منظورمان همین الگوهای نامنظم است که در خوزستان از اواسط اسفندماه صدایِ سیستمهای سرمایشی را درمیآورد و در کردستان با تأخیری دو ماهه، همان رفتار را تکرار میکند. ما با یک جغرافیا سروکار نداریم، بلکه با هزاران اقلیم مختلف روبروییم که هرکدام، کلید برق خود را در دست دارند.
اینکه بخواهیم برای تمام کشور، از سواحل شرجی جنوب تا ارتفاعات خنک غرب، یک نسخهی «دمای آسایش» واحد بپیچیم، نه تنها غیرعلمی که ناکارآمد است. مدیریت برق در ایران، بیش از آنکه یک چالش فنی باشد، یک معمای پیچیدهی اقلیمی-اجتماعی است.
سیاستگذاری در صنعت برق سالهاست با این وسوسه روبروست که «راه حل، ساخت نیروگاه بیشتر است». اما بیایید صادق باشیم؛ در شرایطی که منابع آبی بهشدت محدود است و سرمایهگذاریهای سنگین نیروگاهی زمانبر و پرهزینه هستند، آیا میتوان صرفاً با اتکا به افزایش عرضه از این گردنه عبور کرد؟ پاسخ به وضوح «نه» است.
نکتهی کلیدی در گزارشهای فنی این روزها پنهان است: «حساسیت دمایی تقاضا». بررسیها نشان میدهد که اگر بتوانیم حساسیت تقاضا به دما را تنها ۵ درصد کاهش دهیم، میتوانیم نزدیک به ۴ درصد از کل بار سرمایشی کشور را کم کنیم. این عدد در مقیاس شبکه برق، یعنی جلوگیری از فروپاشی، یعنی پایداری. و جالبتر اینکه، تنها یک درجه افزایش در دمای تنظیمشدهی دستگاههای سرمایشی، میتواند بیش از ۲.۵ درصد از فشار شبکه بکاهد. این یعنی قدرتِ تغییر در دستان ماست، نه در نیروگاههای دوردست.
بسیاری بر این باورند که صرفهجویی یعنی فقط خاموش کردن لامپهای اضافه. این نگاه، اگرچه ارزشمند است، اما تقلیلگرایانه است. صرفهجویی در ادبیات امروزِ صنعت برق، یعنی «تکنولوژی». ما در کشوری زندگی میکنیم که راندمان سیستمهای سرمایشی آن، فاصله زیادی با استانداردهای جهانی دارد. ساختمانهایی که در برابر گرما نفوذپذیرند و تجهیزاتی که با هر درجه افزایش دما، بلعیدن برق را دوچندان میکنند، پاشنهی آشیل ما هستند.
وقتی از «مدیریت مصرف» صحبت میکنیم، باید از اصلاح ساختار ساختمانها، استفاده از عایقبندیهای حرارتی و بهینهسازی تأسیسات حرف بزنیم. اگر بخواهیم فقط با توصیه و بخشنامه پیش برویم، شکست ما از قبل قطعی است. صنعت برق به جای توصیههای اخلاقی، نیازمند ابزارهای فنی است که مصرفکننده را به سمت بهرهوری سوق دهد؛ مشوقهایی که استفاده از تجهیزات «انرژیانداز» را نه یک انتخاب لوکس، که یک صرفهی اقتصادی ملموس کند.
یکی از بحثهای داغ این روزها، مداخلات مبتنی بر تقویم است. تغییر ساعات کاری، دورکاری، یا اعلام تعطیلات در روزهای اوج گرما در کلانشهرها. اگرچه این اقدام در شهرهای بزرگی مثل تهران، اصفهان، مشهد و تبریز اثرگذاری خود را نشان داده، اما باید مراقب بود. پیشبینیِ بار سرمایشی یک علمِ دقیق است. اگر برآورد ما از نیازِ واقعی بیش از حد باشد، سرمایههای ملی را در نیروگاههای بلااستفاده دفن کردهایم و اگر کمتر باشد، شبکه را به لبهی پرتگاه بردهایم.
اینجاست که اهمیت «پیشبینی مکانی» روشن میشود. ما نباید همه را با یک چوب برانیم. شهرهای صنعتی، مراکز تجاری و مناطق مسکونی، هر کدام «امضای مصرف» متفاوتی دارند. مدیریت برق یعنی شناسایی این امضاها و اعمال سیاستهای متناسب با همان جغرافیا.
بیایید به واقعیت برگردیم. وزارت نیرو و صنعت برق تمام ظرفیتهای فنی خود را برای پایداری شبکه به میدان آوردهاند. اما سیستمِ برق، مثل یک بدن زنده است؛ اگر فشار بیش از حد باشد، قلبِ تپندهی آن (شبکه سراسری) از کار میافتد.
همراهی مشترکان در روزهای گرم پیشرو، دیگر یک درخواست اداری نیست؛ یک ضرورت حیاتی است. تنظیم کولر روی ۲۵ درجه، خاموش کردن وسایل برقی غیرضروری در ساعات اوج بار (ساعت ۱۲ ظهر تا ۶ عصر) و استفاده از دور کند کولرهای آبی، شاید در ظاهر کارهای کوچکی به نظر برسند، اما در کنار هم، حکمِ اکسیژن را برای شبکه برق کشور دارند.
تابستان با تمامِ شکوه و گرمای سوزانش از راه رسیده است. ما در دوراهی دشواری ایستادهایم: یا باید با رفتارهای مصرفیِ نسنجیده، محدودیتهای گسترده را برای خود و هموطنانمان رقم بزنیم، یا با خرد جمعی و تغییرِ سبکِ مصرف، کاری کنیم که چراغهای کشور در این تابستانِ داغ، پرفروغ بمانند.
کلید برق تابستان، برخلاف آنچه تصور میکنیم، در اتاقهای فرمان وزارت نیرو نیست؛ این کلید در دستان تکتک ماست. در خانهها، ادارهها و کارخانهها. تابستان امسال، بیش از هر چیز به «فرهنگِ استفاده» نیاز دارد؛ فرهنگی که در آن، پایداریِ شبکه، نتیجهی مستقیمِ مسئولیتپذیریِ جمعی باشد. بیایید این بار، متفاوت عمل کنیم. نه برای یک گزارش یا یک آمارِ رسمی، بلکه برای تابستانی که قرار است در آن زندگی کنیم.