جهان اقتصاد به پرسش رایج سرمایهگذاران پاسخ میدهد
برای سرمایهگذاری، سهام بهتر است یا اوراق؟
آمنه قدیمپرست ـ روزنامهنگار
هر سرمایهگذار در نخستین گام ورود به بازارهای مالی با یک پرسش اساسی روبهرو میشود: سرمایه خود را کجا قرار دهد که هم بازدهی مناسبی داشته باشد و هم با درجه ریسکپذیری، روحیات و افق زمانی او سازگار باشد؟ در بازار سرمایه ایران یکی از مهمترین انتخابها، تصمیمگیری میان سهام و اوراق با درآمد ثابت از جمله اوراق مشارکت است. درک تفاوت این دو ابزار برای هر سرمایهگذار نه فقط یک توصیه، بلکه ضرورتی جدی است زیرا هر یک منطق، کارکرد، ریسک و بازده متفاوتی دارند و نمیتوان بدون شناخت کافی میان آنها دست به انتخاب زد.
خریدار سهام در واقع بخشی از مالکیت یک شرکت بورسی را در اختیار میگیرد و به همان نسبت در سود و زیان آن سهیم میشود. سهامدار، بسته به تعداد سهام خود از حق رأی در مجامع عمومی نیز برخوردار است و میتواند در تصمیمهایی مانند انتخاب اعضای هیئتمدیره یا تصویب صورتهای مالی نقش داشته باشد. در مقابل، خریدار اوراق با درآمد ثابت از جمله اوراق مشارکت، مالک بنگاه اقتصادی نمیشود بلکه در موقعیت طلبکار یا تأمینکننده مالی قرار میگیرد. به بیان ساده او به ناشر اوراق منابع مالی میدهد و در برابر، سودی معین و از پیش مشخص دریافت میکند. همین تفاوت حقوقی یکی از بنیادیترین مرزهای میان سهام و اوراق است؛ سهامدار شریک شرکت است، اما دارنده اوراق طلبکار آن محسوب میشود.
دومین تفاوت مهم به نحوه سوددهی و سطح ریسک بازمیگردد. بازدهی سهام ماهیتی متغیر دارد. سود سهام به عملکرد شرکت، شرایط بازار، سیاست تقسیم سود و چشمانداز آینده بنگاه وابسته است. ممکن است یک شرکت در سالی پربازده، سود قابل توجهی میان سهامداران توزیع کند و در سالی دیگر، به دلیل افت سودآوری یا نیاز به حفظ منابع، سود اندکی بپردازد یا حتی سودی تقسیم نکند. افزون بر این، قیمت سهام نیز بهطور روزانه در بازار دچار نوسان میشود و سرمایهگذار ممکن است در کنار دریافت سود نقدی از رشد قیمت سهم منتفع شود یا برعکس با کاهش ارزش دارایی خود روبهرو شود. به همین دلیل، سهام در زمره ابزارهای پرریسکتر قرار میگیرد هرچند در مقابل، ظرفیت بازدهی بالاتری نیز دارد.
در مقابل، اوراق با درآمد ثابت معمولاً بر پایه پرداخت سودی مشخص و در سررسیدهای معین طراحی میشوند. دارنده این اوراق از ابتدا میداند در چه دورههایی چه میزان سود دریافت خواهد کرد و در پایان دوره نیز اصل سرمایه او بازپرداخت میشود، مشروط به آنکه ناشر به تعهدات خود پایبند بماند. به همین دلیل، این اوراق برای سرمایهگذارانی جذابترند که به دنبال جریان درآمدی منظم، نوسان کمتر و پیشبینیپذیری بالاتر هستند. البته این به آن معنا نیست که اوراق کاملاً بدون ریسکاند. ریسکهایی مانند کاهش قدرت خرید در اثر تورم، ریسک نقدشوندگی یا ریسک اعتباری ناشر همچنان وجود دارد اما در مجموع، دامنه نوسان و عدمقطعیت در این ابزارها معمولاً کمتر از سهام است.
تفاوت دیگر به نقدشوندگی و زمان بازگشت سرمایه مربوط میشود. سهام در شرایط عادی بازار، معمولاً از نقدشوندگی بالاتری برخوردار است و سرمایهگذار میتواند با فروش آن در بورس، منابع خود را سریعتر به وجه نقد تبدیل کند. با این حال این وضعیت در همه نمادها یکسان نیست و عواملی مانند صفهای خرید و فروش، توقف نماد یا پایین بودن حجم معاملات میتواند فرآیند نقد شدن را با دشواری همراه کند. در مقابل، اوراق با درآمد ثابت نیز ممکن است در بازار ثانویه قابل معامله باشند اما سطح نقدشوندگی آنها بسته به نوع اوراق، ناشر و شرایط بازار متفاوت است. در برخی موارد، فروش اوراق پیش از سررسید ممکن است با کاهش قیمت یا بازده مورد انتظار همراه شود. بنابراین، هرچند سهام در بسیاری از مواقع نقدشوندهتر از اوراق به نظر میرسد اما این مزیت مطلق و همیشگی نیست.
تفاوت مهم دیگر به ماهیت بازده این دو ابزار مربوط میشود. در سهام، بازده نهایی سرمایهگذار از دو محل شکل میگیرد: سود نقدی احتمالی و تغییرات قیمت سهم. در اوراق با درآمد ثابت، بازده عمدتاً از محل سودهای دورهای و بازپرداخت اصل سرمایه در سررسید حاصل میشود. به همین دلیل، سرمایهگذاری در سهام بیشتر مناسب کسانی است که توان تحمل نوسان و صبر برای دستیابی به بازده بالاتر را دارند در حالی که اوراق با درآمد ثابت برای افرادی مناسبتر است که حفظ اصل سرمایه، دریافت سود منظم و پرهیز از نوسانات شدید، اولویت اصلی آنهاست.
افق زمانی نیز در این انتخاب نقشی تعیینکننده دارد. سهام معمولاً برای سرمایهگذارانی مناسبتر است که با دید میانمدت و بلندمدت وارد بازار میشوند و آمادگی پذیرش نوسانهای مقطعی را دارند.
در مقابل، اوراق با درآمد ثابت بیشتر با نیاز کسانی سازگار است که به دنبال درآمدی باثباتتر، امکان برنامهریزی دقیقتر و ریسک کمتر هستند. تجربه بازارها نشان میدهد که سهام در بسیاری از دورههای بلندمدت توانسته بازدهی بیشتری نسبت به اوراق با درآمد ثابت ایجاد کند اما این برتری همیشگی، بدون نوسان و بدون ریسک نیست. در دورههای کوتاهمدت یا در شرایط بیثباتی بازار، بسیاری از سرمایهگذاران ترجیح میدهند بخشی از منابع خود را به ابزارهایی منتقل کنند که آرامش بیشتری برایشان فراهم میکند.
در نهایت، نمیتوان برای همه سرمایهگذاران یک نسخه واحد پیچید. انتخاب میان سهام و اوراق با درآمد ثابت، پیش از هر چیز به میزان ریسکپذیری، هدف سرمایهگذاری، نیاز به نقدینگی و افق زمانی هر فرد بستگی دارد. سهام میتواند گزینهای مناسب برای کسب بازدهی بیشتر در بلندمدت باشد اما با نوسان و عدمقطعیت بیشتری همراه است. در مقابل، اوراق با درآمد ثابت برای کسانی جذابتر است که ثبات، پیشبینیپذیری و دریافت سود منظم را به بازدهی پرنوسان ترجیح میدهند. هنر سرمایهگذاری نه در انتخاب یک ابزار بهعنوان بهترین گزینه مطلق بلکه در شناخت درست ویژگیهای هر ابزار و تطبیق آن با نیاز و ظرفیت سرمایهگذار نهفته است.