جهان اقتصاد بررسی میکند؛
چرخهای تولید در تله گرانی؛ وقتی زنجیرهها میشکنند، قیمتها افسار پاره میکنند
راضیه احمدوند ـ روزنامه نگار
افزایش ناگهانی قیمت کالاها فقط نتیجه بازی بازار نیست؛ پشت این موج گرانی، زنجیرهای از اختلالات در تولید، کمبود مواد اولیه و سودجویی پنهان شده است. اگر این گرهها باز نشوند، کنترل بازار تنها مُسکنی موقت خواهد بود.
افزایش قیمت کالاها در هر اقتصادی میتواند دلایل متعددی داشته باشد، اما آنچه در شرایط بحرانی یا نیمهبحرانی رخ میدهد، فراتر از سازوکارهای معمول عرضه و تقاضاست. در چنین وضعیتی، نخستین حلقهای که آسیب میبیند، زنجیره تولید است؛ زنجیرهای که از تأمین مواد اولیه آغاز میشود و تا رسیدن کالا به دست مصرفکننده ادامه دارد. هرگونه اختلال در این مسیر، به سرعت خود را در قالب افزایش قیمتها نشان میدهد.
در نگاه اول، بسیاری تصور میکنند که گرانی ناشی از رفتارهای بازار و افزایش تقاضاست، اما واقعیت پیچیدهتر است. زمانی که مواد اولیه به هر دلیل، از جمله مشکلات ارزی، محدودیتهای وارداتی یا اختلالات ناشی از بحران، بهموقع به دست تولیدکننده نرسد، چرخه تولید کند یا متوقف میشود. در نتیجه، عرضه کالا کاهش یافته و بازار با کمبود مواجه میشود. این کمبود، اولین جرقه افزایش قیمت است.
از سوی دیگر، بازار در چنین شرایطی به شدت مستعد شکلگیری رفتارهای سوداگرانه است. واسطهها و دلالان، با پیشبینی افزایش قیمتها، اقدام به خرید و نگهداری کالا یا مواد اولیه میکنند. این احتکار پنهان، نهتنها عرضه را محدودتر میکند، بلکه به افزایش انتظارات تورمی نیز دامن میزند. در واقع، حتی پیش از آنکه کمبود واقعی در بازار ایجاد شود، ذهنیت کمبود باعث جهش قیمتها میشود.
نکته مهم اینجاست که بسیاری از کالاهایی که در حال حاضر در بازار عرضه میشوند، حاصل تولیدات گذشتهاند؛ تولیداتی که با هزینههای قبلی و شرایط متفاوت شکل گرفتهاند. اما وقتی تولید جدید با هزینههای بالاتر یا محدودیتهای بیشتر مواجه شود، قیمت کالاهای آینده بهطور طبیعی افزایش مییابد. این شکاف میان گذشته و آینده تولید، یکی از عوامل پنهان اما مهم در شکلگیری موجهای تورمی است.
در چنین شرایطی، سیاستگذار با یک دوراهی مواجه میشود: کنترل بازار یا حمایت از تولید. تجربه نشان داده است که تمرکز صرف بر کنترل بازار، بدون توجه به ریشههای تولیدی، نتیجهای پایدار به همراه ندارد. برخورد با گرانفروشی، نظارت بر بازار و مقابله با احتکار، اگرچه ضروری است، اما تنها میتواند اثرات کوتاهمدتی داشته باشد. زیرا تا زمانی که تولید بهطور مستمر و پایدار انجام نشود، بازار همواره در معرض نوسان خواهد بود.
از این رو، مهمترین راهکار برای مهار افزایش قیمتها، تقویت زنجیره تولید است. این تقویت، پیش از هر چیز، نیازمند تأمین بهموقع و کافی مواد اولیه است. در شرایطی که منابع داخلی پاسخگوی نیاز تولید نیست، واردات مواد اولیه به یک ضرورت تبدیل میشود. حتی اگر این واردات مستلزم استفاده از منابع مالی خارجی یا تسهیلات ارزی باشد، میتواند به حفظ جریان تولید کمک کند. توقف تولید، هزینهای بهمراتب سنگینتر از تأمین مالی خارجی به همراه خواهد داشت.
علاوه بر تأمین مواد اولیه، دسترسی تولیدکنندگان به سرمایه در گردش نیز نقش حیاتی دارد. در شرایطی که هزینهها افزایش مییابد و نقدینگی محدود میشود، بسیاری از واحدهای تولیدی توان ادامه فعالیت را از دست میدهند. حمایت مالی هدفمند از این واحدها، میتواند از تعطیلی خطوط تولید جلوگیری کرده و ثبات عرضه را تضمین کند.
در کنار این اقدامات، نظام نظارتی نیز باید نقش خود را بهدرستی ایفا کند. نظارت بر عملکرد بازار، شناسایی و برخورد با محتکران و جلوگیری از سوءاستفادههای احتمالی، از جمله وظایفی است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. اما این نظارت باید هوشمند و هدفمند باشد؛ بهگونهای که ضمن جلوگیری از تخلفات، مانعی برای فعالیت سالم اقتصادی ایجاد نکند.
نکته قابل توجه دیگر، مدیریت انتظارات در جامعه است. در بسیاری از موارد، افزایش قیمتها بیش از آنکه ناشی از واقعیتهای اقتصادی باشد، نتیجه نگرانیها و پیشبینیهای مردم و فعالان بازار است. اطلاعرسانی شفاف، ارائه چشمانداز روشن از وضعیت اقتصادی و اقدامات حمایتی، میتواند به کاهش این نگرانیها کمک کرده و از تشدید نوسانات جلوگیری کند.
در نهایت، باید پذیرفت که مهار افزایش قیمتها، فرآیندی چندبعدی و پیچیده است که نیازمند هماهنگی میان بخشهای مختلف اقتصادی است. از تأمین مواد اولیه و حمایت از تولید گرفته تا نظارت بر بازار و مدیریت انتظارات، همگی اجزای یک پازل هستند که تنها در صورت کنار هم قرار گرفتن، میتوانند به ثبات اقتصادی منجر شوند.
اگر این هماهنگی شکل نگیرد و تمرکز صرفاً بر یک بخش باشد، نتیجه چیزی جز تداوم نوسانات و افزایش فشار بر مصرفکنندگان نخواهد بود. در مقابل، با تقویت بنیانهای تولید و ایجاد تعادل در زنجیره عرضه، میتوان نهتنها از افزایش قیمتها جلوگیری کرد، بلکه زمینه را برای رشد پایدار اقتصادی نیز فراهم ساخت.
در شرایطی که اقتصاد با چالشهای متعدد روبهروست، بازگشت به اصول پایهای تولید و تأمین، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. زنجیره تولید، ستون فقرات اقتصاد است؛ اگر این ستون آسیب ببیند، کل ساختار دچار لرزش خواهد شد. بنابراین، هر راهکاری برای کنترل قیمتها، باید از این نقطه آغاز شود: حفظ و تقویت جریان تولید.