جهان اقتصاد بررسی میکند؛ نبرد در مرزهای روانی؛ طلای داخلی در آستانه تصمیم بزرگ
راضیه احمدوند
بازگشایی بازارهای جهانی روز گذشته با یک پیام دوگانه برای معاملهگران همراه شد؛ نفوذ مقطعی اونس به زیر سطح ۵۰۰۰ دلار که میتوانست در نگاه نخست نشانهای از تضعیف روند باشد، اما بازگشت سریع قیمت و تثبیت دوباره بالای این مرز روانی، روایت دیگری ساخت. بازاری که پس از شکست یک سطح مهم، بیدرنگ آن را پس میگیرد، معمولاً از کمبود فروشنده رنج نمیبرد، بلکه از حضور تقاضای پنهان در سطوح پایین خبر میدهد. اکنون این سیگنال جهانی، در کنار دلار فشرده داخلی، طلا را به نقطهای رسانده که بیش از هر زمان دیگر به یک محرک بیرونی چشم دوخته است.
اونس جهانی با وجود لغزش کوتاهمدت، همچنان بالای مرز ۵۰۰۰ دلار ایستاده و دلار داخلی نیز در حوالی ۱۶۰ هزار تومان در وضعیت فشرده نوسان میکند. این همزمانی، طلای ۲۴ عیار را به مرز ۲۷ میلیون تومان رسانده؛ جایی که شکست یا ناکامی در عبور از آن میتواند مسیر میانمدت بازار را تعیین کند.
سیگنال جهانی؛ شکست ناکام و جذب فروش
رفتار اخیر اونس را نمیتوان صرفاً یک افت مقطعی دانست. در معاملات آغازین هفته، قیمت به زیر ۵۰۰۰ دلار نفوذ کرد؛ سطحی که طی هفتههای اخیر به یک تکیهگاه روانی و فنی تبدیل شده بود. اما آنچه اهمیت داشت، سرعت بازگشت قیمت پیش از آغاز سشن لندن بود. این بازگشت، از منظر تحلیل تکنیکال، به معنای جذب فشار فروش و فعالشدن سفارشهای خرید در کفهای جدید است.
در ادبیات بازار، چنین حرکتی بیشتر به «تست نقدینگی» شباهت دارد تا آغاز یک روند نزولی. فروشندگان کوشیدند سطح را بشکنند، اما در حفظ آن ناکام ماندند. این ناتوانی، پیام روشنی دارد: هنوز قدرت غالب با خریداران است. بهویژه آنکه دادههای جدید از تداوم خریدهای ساختاری چین و ماندگاری تنشهای ژئوپلتیک حکایت دارد؛ عواملی که شیب میانمدت اونس را صعودی نگه داشتهاند.
در نتیجه، افت اخیر را میتوان نوعی پاکسازی هیجانی تلقی کرد؛ حرکتی که انرژی لازم برای ادامه روند را فراهم میکند، نه آنکه آن را معکوس سازد.
دلار در فاز انتظار؛ بازار چشمبهراه سیاست
در داخل، دلار در یک الگوی فشرده درجا میزند. نمودارها نشان میدهد کفهای قیمتی هنوز تخریب نشده و بازار ارز در وضعیتی بین تعلیق و انتظار بهسر میبرد. این انتظار بیش از هر چیز به نتیجه مذاکرات پیشرو و فشارهای سیاسی و بیرونی وابسته است.
با وجود فضای مبهم، نشانهای از غلبه فروشندگان دیده نمیشود. هر بار که قیمت به سمت کفهای کوتاهمدت حرکت کرده، با تقاضا مواجه شده است. این رفتار برتری نسبی خریداران را نشان میدهد؛ حتی اگر بازار فعلاً در فاز تصمیمگیری باقی مانده باشد.
همین وضعیت دوگانه دلار، اثر مستقیم بر طلای داخلی گذاشته است. وقتی یکی از دو متغیر اصلی قیمت طلا—اونس یا دلار—ضعف نشان دهد، تعادل برهم میخورد. اما اکنون هر دو در سطوح بالایی در حال نوساناند؛ شرایطی که میل صعودی را حفظ میکند، هرچند شتاب آن را موقتاً مهار کرده است.
ساختار فنی طلا؛ حمایت چندلایه، مقاومت متراکم
طلای داخلی پس از اصلاحی عمیق، یک بازیابی منظم و پلهای را تجربه کرده است. ساختار کفها و سقفهای بالاتر تثبیت شده و خط روند صعودی داخلی همچنان حفظ شده است. این خط روند اکنون با میانگین متحرک میانمدت همراستا شده و یک منطقه حمایتی چندلایه ایجاد کرده است.
چنین تلاقی حمایتی معمولاً احتمال ریزش عمیق را کاهش میدهد، مگر آنکه شوک بنیادینی وارد بازار شود. در مقابل، محدوده عرضه پیشرو بهعنوان سد اصلی رشد عمل میکند؛ جایی که پیشتر با سایههای نزولی سنگین همراه بوده و ردپای عرضه جدی در آن مشهود است.
بازار اکنون میان این دو قطب گرفتار است: حمایت پویا در پایین و مقاومت متراکم در بالا. این فشردگی، انرژی پنهانی ایجاد میکند که دیر یا زود به یک حرکت جهتدار منتهی خواهد شد.
تفاوت این برخورد با گذشته
برخورد فعلی طلا با محدوده مقاومتی از جهتی با برخورد قبلی متفاوت است. در نوبت پیشین، بازار از وضعیت اشباع خرید و هیجان بالا وارد این ناحیه شد و طبیعی بود که عرضه غالب شود. اما اینبار، قیمت پس از یک اصلاح عمیق و متعادل به مقاومت نزدیک میشود.
اندیکاتورها بار دیگر به محدودههای بالایی نزدیک شدهاند، اما این اشباع خرید لزوماً به معنای ضعف نیست. در روندهای سالم، مومنتوم میتواند برای مدتی در سطوح بالا باقی بماند. تفاوت اصلی در کیفیت انرژی بازار است؛ اینبار حرکت با شیب منطقیتری شکل گرفته و احتمال فرسایش تدریجی عرضه را افزایش داده است.
اگر اونس در سطوح حمایتی خود پایدار بماند و دلار نیز کفهای خود را حفظ کند، فشار مستمر تقاضا میتواند در نهایت مقاومت را تضعیف کند.
سناریوی شکست یا اصلاح
شکست معتبر محدوده مقاومتی و تثبیت پایدار بالای آن میتواند مسیر حمله به سقف تاریخی پیشین را هموار کند. در آن صورت، فاصله مقاومتها بیشتر و دامنه نوسانها وسیعتر خواهد شد. چنین حرکتی احتمالاً نیازمند یک محرک خبری قوی یا جهش همزمان در اونس و دلار است.
در سناریوی مقابل، اگر بازار در عبور از این سد ناکام بماند، اصلاح کوتاهمدت محتمل است. با این حال، شواهد نشان میدهد این اصلاح بیشتر ماهیتی فرسایشی خواهد داشت تا ریزشی. حمایت پویا در پایین و همپوشانی آن با میانگین متحرک، سپری دفاعی ایجاد کردهاند. تنها شکست پرحجم این لایه حمایتی میتواند تصویر میانمدت را تغییر دهد.
با توجه به ثبات نسبی اونس و نبود نشانههای ضعف جدی در دلار، احتمال سناریوی اصلاح عمیق در کوتاهمدت پایینتر بهنظر میرسد.
آرامش پیش از حرکت
طلای داخلی اکنون در نقطه تعادل ایستاده است؛ نه در هیجان افراطی و نه در ضعف ساختاری. اونس در سطوح بالا قرار دارد و دلار در وضعیت فشرده نوسان میکند. این همزمانی، بازاری آماده حرکت را ترسیم میکند.
ریتم کمجان معاملات نشان میدهد فعالان بازار در انتظار نتیجه مذاکرات و سیگنالهای بیرونیاند. سکون فعلی را نباید با بیتصمیمی اشتباه گرفت؛ این همان فشردگی پیش از حرکت است. انرژی زیر مقاومت انباشته شده و تنها یک جرقه میتواند آن را آزاد کند.
در نهایت، مسیر پیشرو به برهمکنش سه متغیر وابسته است: پایداری اونس، جهتگیری دلار پس از مذاکرات و واکنش تقاضای داخلی. اگر این سه ضلع همراستا شوند، عبور از مقاومت دور از دسترس نخواهد بود. در غیر این صورت، بازار شاید یک وقفه دیگر را تجربه کند؛ وقفهای که میتواند فرصتی برای تجدید قوا پیش از حرکت بعدی باشد.
بازار در آستانه انتخاب ایستاده است؛ انتخابی که چشمانداز میانمدت طلا را تعیین خواهد کرد