کارزار "درخواست توقف حضوری شدن غیرکارشناسانه مدارس" شکل گرفت / آموزش حضوری بدون فاصلهگذاری اجتماعی به چه قیمت؟!!
به گزارش خبرنگار جهان اقتصاد، بازگشایی مدارس در حالی در دستور کار قرار گرفته است که در روزهای پایانی تعطیلات نوروز، آمار هموطنانی که به دلیل ابتلا به بیماری کرونا جان خود را از دست دادهاند به عدد 50 نفر نزدیک شده است و بسیاری کارشناسان معتقد هستند که باتوجه به خصوصیت ویروس کرونا که یک تا دو هفته پس از ورود به بدن فرد فعال میشود، هنوزعواقب سفرهای پرشمار ومتراکم نوروزی مشخص نشده است.
متاسفانه دولت در شرایطی مدارس را مکلف به آموزش حضوری کرده است که هنوز مشخص نیست که جهش بعدی ویروس کرونا چگونه خواهد بود و موج هفتم با چه شرایطی رقم خواهد خورد و از آنجاییکه برخلاف سویههای قبلی چون دلتا که درصد ناچیزی از مبتلایان آنها را کودکان و نوجوانان تشکیل میدادند، سویه امیکرون درصد بیشتری از این گروه سنی را مبتلا کرده است و این نگرانی وجود دارد که ممکن است سویه بعدی نیز کودکان و نوجوانان را هدف قرار دهد و از آنجاییکه هنوز سویه جدید شناخته نشده است از میزان فراگیری، ابتلا و فوت آن اطلاعاتی در دسترس نیست و این موضوع موجب نگرانی خانوادهها شده است.
متاسفانه در دستورالعمل صادرشده از سوی وزارت آموزش و پرورش اصلیترین راهکار پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا که از بدو شیوع این ویروس در تمام جهان مورد تأکید بوده است، یعنی فاصله گذاری اجتماعی مورد توجه قرار نگرفته و تنها شرط، استفاده از ماسک اعلام شده است.
در واقع باید گفت؛ وزارت آموزش و پرورش چارهای نیز جز این نداشته است و با توجه به محدودیت فضای آموزشی در کشور و وجود کلاسهای درسی که بعضا تا 50 نفر هم میرسند، اجباری کردن فاصله گذاری اجتماعی برای دانشآموزان یعنی تکلیف کردن موضوعی که اجرای آن ناممکن است و درواقع اگر چنین شرطی الزامی میشد، این دستورالعمل با تناقضی بزرگ روبرو میشد، اما مسئله این است که محدودیت فضای آموزشی و حتی دستور تکلیفی دولت برای آموزش حضوری از سوی ویروس کرونا قابل قبول نبوده و برای دانشآموزان ایرانی که گرفتار چنین تصمیم غیرمنطقی شدهاند تبعیض قائل نمی شود.
از طرفی در این میان تنها دانشآموزان مورد تهدید ابتلا به ویروس کرونا نیستند و کادر آموزش مدارس با درصد بسیار بالاتر در خطر ابتلا هستند و همچنین خانواده دانشآموزان نیز گروه بعدی هستند که متأثر از این تصمیم اشتباه میتوانند متحمل آسیب جدی شوند.
به دنبال اتخاذ این تصمیم، بسیاری از خانواده به اشکال مختلف به صورت فردی و گروهی اعتراض خود را به مدارس و ادارات و سازمانهای آموزش و پرورش منعکس کردهاند و همچنین کارزاری تحت عنوان"/#نه_به_حضوری_شدن_غیرکارشناسانه_مدارس ( https://www.karzar.net/34507 ) درخواست توقف حضوری شدن غیرکارشناسانه مدارس" شکل گرفته است که مورد استقبال خانواده دانشآموزان قرار گرفته است.
اما سؤال این است که چرا آموزش و پرورش باید برای دو ماه پایانی سال تحصیلی چنین تصمیمی خالی از منطق و درایت اتخاذ کند و سلامتی و حتی زندگی بیش از 15.5 میلیون نفر دانشآموز را در معرض تهدید قرار دهد، در حالیکه مدارس خصوصا با کسب تجربه سال تحصیلی 1400 - 1399، امکانات و زیرساختهای لازم برای آموزش غیرحضوری را در سال تحصیلی جاری پیشبینی کرده و روند آموزش غیرحضوری به شرایط مطلوب رسیده است.
لازم به ذکر است باتوجه به اینکه میانگین جمعیت خانوادههای ایرانی 4 نفره است، با احتساب 15.5 میلیون نفر دانش آموز، 62 میلیون نفر از جمعیت کشور با این تصمیم در معرض ابتلای احتمالی به ویروس کرونا قرار میگیرند که اگر به این جامعه آماری معلمان و دیگر پرسنل کادر آموزش را اضافه کنیم و با در نظر گرفتن خانوادههای ایشان، عددی ناچیزی از جمعیت کشور از این تصمیم وزارت آموزش و پرورش متأثر نمیشوند و در شرایطی که یک وزارتخانه چنین تصمیم عجیبی اتخاذ میکند، خانوادهها باید به خداوند توکل کنند که شر این ویروس منحوس را کم کند. با این تفاسیر این حداقل حق قانونی و شهروندی خانوادهها است که بدانند وزارت آموزش و پرورش با چه پیش زمینه ذهنی این تصمیم را اتخاذ کرده است و امید است این وزارتخانه که با این صراحت برای 15.5 میلیون دانشآموز و همچنین جامعه شریف آموزگاران و کادر آموزش تصمیمگیری میکند، با همان صراحت نیز پاسخگو بوده و علت اتخاذ این تصمیم را بیان کند.