«جهان اقتصاد» تنگنای مواد اولیه در زنجیره فولاد را واکاوی می کند:
بحران در قلب کوره؛ سایه کمبود سنگآهن بر غولهای فولاد ایران
مهرناز خوشبخت ـ روزنامه نگار
در حالی که اقتصاد ایران برای عبور از تنشهای بینالمللی، به رکوردشکنی در صادرات محصولات با ارزش افزوده وابسته است، یک چالشی جدی پیش روی خطوط تولید بزرگترین غولهای فولادی کشور قرار گرفته است. کمبود بحرانی سنگآهن، نهتنها یکی از مهمترین محصولات صادراتی کشور را در معرض تهدید قرار داده، بلکه زنجیره تولید را از تأمین مواد اولیه تا کورههای عظیم فولاد با چالشی جدی روبهرو کرده است. در این میان، شرکتهایی همچون فولاد سنگان نیز به دلیل محدودیت در دسترسی پایدار به سنگآهن، با دغدغه تأمین خوراک خطوط تولید مواجه شدهاند. آیا صنعت کشور با یک چالش جدی در تأمین مواد اولیه صنعت فولاد روبهرو است یا این وضعیت، حاصل یک اختلال موقت در بازار عرضه و تقاضاست؟
رقص میان تقاضا و عرضه؛ پارادوکس فولاد ایران
صنعت فولاد ایران در دهه اخیر با جهشی چشمگیر در ظرفیت تولید روبهرو بوده است. سرمایهگذاریهای کلان برای احداث کارخانههای جدید، با هدف تبدیل ایران به یکی از قطبهای فولاد منطقه انجام شد. اما این رشد سریع، یک معادله نابرابر ایجاد کرده است؛ تقاضای داخلی و صادراتی برای خوراک اولیه، بهویژه سنگآهن، با سرعت توسعه ظرفیت تأمین مواد اولیه همگام نبوده است.
امروز، بسیاری از شرکتهای بزرگ فولادی به جای تمرکز صرف بر توسعه فناوری و افزایش بهرهوری، ناچارند بخش قابل توجهی از توان مدیریتی خود را صرف تأمین پایدار مواد اولیه می کنند. فولاد سنگان نیز بهعنوان یکی از مجموعههای مهم زنجیره فولاد کشور، از این چالش مستثنی نیست و کمبود یا ناپایداری در تأمین سنگآهن بر برنامه تولید این مجموعه و دیگر واحدهای مشابه اثرگذار بوده است.
فولاد سنگان؛ مواجهه با چالش تأمین سنگآهن
فولاد سنگان که در یکی از مهمترین قطبهای معدنی و فولادی شرق کشور فعالیت میکند، در شرایط کنونی با چالش تأمین پایدار سنگآهن روبهرو شده است. توسعه ظرفیتهای فرآوری و تولید در سالهای گذشته، نیاز این مجموعه به خوراک معدنی را افزایش داده و هرگونه محدودیت در عرضه سنگآهن میتواند توازن میان ظرفیت تولید و مواد اولیه در دسترس را برهم بزند.
موضوع حجم ذخایر معدنی نیست؛ مشکلات فرآیند استخراج، نحوه تخصیص مواد اولیه، ظرفیت استخراج، کیفیت خوراک، زیرساختهای حملونقل و استمرار عرضه، همگی بر عملکرد واحدهای فولادی اثر مستقیم دارند. در چنین شرایطی، مجموعههایی مانند فولاد سنگان که برای حفظ ظرفیت تولید خود به جریان مستمر مواد اولیه نیاز دارند، بیش از گذشته در معرض ریسک ناشی از کمبود سنگآهن قرار میگیرند.
اقتصاد زنجیره تأمین؛ وقتی هزینه خوراک، سود را میبلعد
در مدلهای اقتصادی کلاسیک، قیمت مواد اولیه یکی از عوامل تعیینکننده قیمت محصول نهایی است. در ایران، محدودیت در عرضه سنگآهن میتواند زمینه افزایش قیمت مواد اولیه در بازار داخلی را فراهم کند. شرکتهای فولادی بزرگی که تعهدات تولیدی و قراردادهای فروش بلندمدت دارند، در چنین شرایطی با یک دوگانه دشوار روبهرو میشوند: یا خوراک مورد نیاز خود را با هزینه بالاتر تأمین کنند و کاهش حاشیه سود را بپذیرند، یا با کاهش تولید، ریسک عدم اجرای تعهدات را متحمل شوند.
این مسئله برای شرکتهایی نظیر فولاد سنگان نیز اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا استمرار تولید در واحدهای کنسانتره و گندلهسازی ارتباط مستقیمی با دسترسی منظم و اقتصادی به سنگآهن دارد. هرگونه اختلال در این بخش میتواند بر هزینه تمامشده و برنامههای تولید اثرگذار باشد.
چالشهای لجستیکی؛ گلوگاههای پنهان
بسیاری تصور میکنند مشکل فقط در زیر زمین است، اما بخش مهمی از مسئله در «روی زمین» شکل میگیرد. شبکه ریلی و جادهای که وظیفه انتقال سنگآهن از مناطق معدنی به واحدهای فرآوری و فولادی را بر عهده دارد، با محدودیتهای ظرفیتی روبهرو است.
هرگونه اختلال در شبکه ریلی، کمبود واگن، افزایش هزینه حملونقل یا محدودیت در زیرساختهای جادهای میتواند یک مشکل محدود در تأمین مواد اولیه را به چالشی گسترده در صنعت فولاد تبدیل کند. در مناطق معدنی بزرگی همچون سنگان نیز توسعه متوازن زیرساختهای حملونقل باید همزمان با افزایش ظرفیت واحدهای تولیدی صورت گیرد.
وابستگی به واردات؛ گزینهای پرریسک برای صنعت فولاد
در شرایطی که ایران با محدودیتهای بانکی و تحریمهای بینالمللی مواجه است، پیشنهاد واردات سنگآهن از کشورهای دیگر نمیتواند بهتنهایی راهکاری پایدار برای رفع مشکل تأمین خوراک باشد. وابستگی گسترده به منابع خارجی، امنیت تأمین مواد اولیه صنعت فولاد را تحت تأثیر تحولات سیاسی، نرخ ارز، هزینههای حملونقل و سیاستهای صادراتی کشورهای تأمینکننده قرار میدهد.
از سوی دیگر، واردات سنگآهن به معنای افزایش نیاز به منابع ارزی است؛ منابعی که در بخشهای دیگری از زنجیره تولید، از تأمین تجهیزات و قطعات تا مواد مصرفی و فناوریهای صنعتی، نیز مورد نیاز هستند.
راهکارها؛ از توسعه معادن تا بازیافت آهن قراضه
برای خروج از این وضعیت، نمیتوان به یک راهکار تکبعدی اکتفا کرد. توسعه هوشمندانه ظرفیتهای معدنی و افزایش بهرهوری استخراج، در کنار اصلاح فرآیند عملیات اجرایی استخراج باید در کنار سرمایهگذاری در اکتشافات جدید دنبال شود. هدف صرفاً افزایش حجم استخراج نیست، بلکه باید با استفاده از فناوریهای جدید، میزان بازیابی ذخایر افزایش یافته و اتلاف منابع کاهش پیدا کند.
همزمان، تقویت زیرساختهای لجستیکی، بهویژه شبکه ریلی، میتواند هزینه انتقال مواد اولیه را کاهش داده و جریان تأمین خوراک واحدهای فولادی را پایدارتر کند. توسعه اقتصاد چرخشی و افزایش استفاده از آهن قراضه نیز یکی دیگر از مسیرهایی است که میتواند بخشی از فشار واردشده بر منابع معدنی را کاهش دهد.
ضرورت عبور از بحران
چالش سنگآهن در ایران صرفاً یک مسئله معدنی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت اقتصادی و صنعتی کشور ارتباط دارد. اگر شرکتهای بزرگ زنجیره فولاد، از جمله فولاد سنگان و دیگر تولیدکنندگان، به دلیل کمبود مواد اولیه با افت تولید مواجه شوند، آثار آن تنها به صنعت فولاد محدود نخواهد ماند و میتواند بخشهایی همچون خودروسازی، ساختمان، صنایع فلزی و صادرات غیرنفتی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
از این رو، بازنگری در سیاستهای تأمین سنگآهن، توسعه اکتشافات، افزایش بهرهوری معادن، تقویت زیرساختهای حملونقل و ایجاد توازن میان ظرفیت تولید فولاد و منابع مواد اولیه، بیش از هر زمان دیگری برای حفظ پایداری این صنعت ضروری به نظر میرسد